ابزار رایگان وبلاگ

لئونارد کوهن خواننده سرشناس درگذشت؛ خالق «تا انتهای عشق با من برقص»
 
جندی شاپور (البرز)
علمی فرهنگی

لئونارد کوهن که بیش از پنج دهه در دنیای موسیقی‌ فعالیت داشت پنجشنبه شب درگذشت.صفحه فیسبوک موسیقی‌ شرکت سونی در کانادا پنجشنبه ۲۰ آبان خبر مرگ کوهن را تأیید کرد. 

شرکت سونی از کوهن به عنوان یکی‌ از محترم‌ترین هنرمندانی که آثار غنی‌ و فراوانی از خود به جا گذاشته، نام برد و اضافه کرد که مراسم بزرگداشتی در لس آنجلس برگزار خواهد کرد.

تاریخ مراسم و یا دلیل مرگ کوهن منتشر نشده است. 

لئونارد کوهن از هنرمندان تاثیرگذاری بود که مانند باب دیلن و پل سایمون در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی به صحنه آمد.

ترکیب صدای خش‌دار و عمیق او با سبک خاص گیتار و متن ترانه هایی در مورد عشق، نفرت، جنگ، صلح، معنویت و سکس آثار او را به یادماندنی‌ترین ترانه‌ها در بین مردم کشور‌های مختلف و از نسل‌های مختلف تبدیل کرد.

کوهن در ۲۱ سپتامبر سال ۱۹۳۴ در کبک کانادا به دنیا آمد. در دههٔ ۱۹۶۰ میلادی چند کتاب شعر منتشر کرد اما فروش پائین کتاب‌ها به او انگیزه داد تا به نیویورک برود و وارد صحنه موسیقی‌ راک محلی شود. در سال ۱۹۶۷ نخستین آلبوم خود را منتشر کرد که در اروپا بیشتر از آمریکا از آن استقبال شد. موفق‌ترین آلبومش در آمریکا را در سال ۲۰۱۲ با عنوان "ایده هایی قدیمی‌" ساخت که همچنین در ۱۰ کشور دیگر نیز در صدر فهرست آلبوم‌های برتر قرار گرفت.ترانه «تا انتهای عشق با من برقص» که موسیقی‌ فیلم "عطر یک زن" با بازی ال پاچینو بود، خیلی مشهور است.

از ترانه‌های معروف و محبوب لئونارد کوهن می‌توان به «هللویا»، «سوزان»، «پرنده روی سیم»، «بارانی معروف آبی» و «من مرد تو هستم» اشاره کرد.

در سال ۲۰۱۰ برنده جایزه گرمی برای یک عمر دستاورد شد و نامش در تالار مشاهیر موسیقی‌ راک در آمریکا و کانادا ثبت شده است.لئونارد کوهن آخرین آلبوم خود را در سال جاری میلادی راهی‌ بازار کرد. چهاردهمین آلبوم او به نام "تیره تر می خواهی‌" کمتر از یک ماه پیش به بازار آمد.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

احوالتان دگرگون و بهتر شده است. شاید هم موسيقى شما را آرام کرده‌ باشد.

نقش موسيقى تنها به افزايش حال سرخوشى و شادى خلاصه نمى شود كه حتى اين عامل معجزه‌گر شما را در تحمل درد، كاهش اضطراب و البته در بهبود فعاليت‌هاى ذهن يارى مى رساند. موسیقی شاید به‌ شما در بهتر به خواب رفتن، تمرکز به هنگام مطالعه کردن، یا ورزش‌کردن کمک کرده‌ باشد. حتی ممکن است دردتان را تسکین داده ‌باشد. اما آیا تاکنون به دلايل آن انديشيده‌ايد؟

درد و اضطراب در وجود انسان از یک منشا سرچشمه نمی گیرند اما موسیقی می تواند در تسکین و برطرف نمودن هر دو مشکل تاثیرگذار باشد. بسیاری از تحقیقات امروزی نشان می دهد که موسیقی در منحرف نمودن حواس و کاستن علائم درد، پیش از آنکه به مغز برسند و فرد آن را حس نماید، موثر است.

با بهره بردن از موسیقی، از هر گونه و نوعی که دوستدار آن هستید، در افزایش سطح روحیه‌تان، و تسکین دردهای جسمی تا کمک به فعالیت بیشتر مغزی کوشا باشید.

RFI

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

           

پرینس، خواننده، ترانه سرا که از او به عنوان اسطوره موسیقی "سول و فانک" یاد می شود، در ۵۷ سالگی درگذشت.درگذشت ناگهانی پرینس، ستاره موسیقی آمریکایی هوادارانش را به سوگ نشاند. آنها با نثار گل و روشن کردن شمع در بیرون از خانه پرینس، به این اسطوره موسیقی ادای احترام کردند.

جسد این خواننده مشهور آمریکایی روز پنجشنبه در خانه اش در ایالت مینه سوتا پیدا شد.

او مدتی بیمار بود و به همین خاطر دو کنسرتش را در آمریکا لغو کرد.

نام اصلی او "راجرز نلسون" است و سال ۱۹۵۸ در مینیاپولیس، ایالت مینه‌سوتا بدنیا آمد. او اولین آلبومش را ۳۷ سال پیش و به همین نام پرینس منتشر کرد.

 

او تا زمان مرگش ۷ جایزه گرامی را به خاطر آلبوم هایش دریافت کرد.

موسیقی پرینس ترکیبی از از راک، آر اند بی، سول و فانک بود.

او در مجلهٔ رولینگ استون در رتبه ۲۷ در بین "۱۰۰ هنرمند بزرگ تمام دوران‌ها" قرار گرفته است.

 

یکی از آنها گفت: «من هنوز هم نمی توانم باور کنم. نمی توانم باور کنم که او رفته است. حتی نمی توانم در مورش حرف بزنم.»

چند روز پیش، پرینس در میان هوادارانش در پیزلی پارک، در ایالت مینه سوتا حاضر شد تا به آنها نشان دهد که حالش خوب است و جای نگرانی نیست.

یکی از هواداران او که در این جمع حاضر بود گفت: «چه افتخاری بود که شنبه شب اینجا بودم. احساس می کردم که حالش خوب خواهد شد. سالها همین کار را می کردیم. اما حالا او از میان ما رفته است. احساس پوچی می کنم.»

بسیاری از شهروندان نیویورک هم از شنیدن خبر مرگ پرینس در بهت و حیرت فرو رفته اند. این شهروند نیویورکی گفت: «او قهرمان من است. ما با او بزرگ شدیم و یادم هست وقتی او خواندن را شروع کرد. او کمی متفاوت از دیگران بود. روز غم انگیزی است.» دیگری افزود: «خیلی غم انگیز است. او در موسیقی پیشرو بود. ما و جامعه موسیقی همه دلتنگ او خواهیم شد.»

درگذشت پرینس راجرز نلسون در شبکه های اجتماعی واکنش هنرمندان را نیز به همراه داشته است.

euronews 2016.-AOL-

 

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

           

گلن فرای، آهنگساز و یکی از بنیانگذاران گروه ایگلز (Eagles) درگذشت.

بنا به اطلاعیه‌ای که این گروه منتشر کرده، گلن فرای روز دوشنبه پس از وخیم شدن مشکلات تنفسی و بیماری‌های دیگر در نیویورک درگذشت.فرای و‌ دان هنلی در اوایل سال‌های ۱۹۷۰ میلادی گروه ایگلز را تشکیل دادند که ظرف یک دهه به یکی از محبوب‌ترین گروه‌های پاپ راک ایالات متحده بدل شد.

آلبوم معروف "هتل کالیفرنیا" و "گریتست هیتز" یا بهترین آهنگ‌های ایگلز، در صدر فهرست پرفروش‌ترین آلبوم‌های جهان قرار دارد.نام ایگلز در سال ۱۹۹۸ میلادی در فهرست مشهورترین‌ گروههای راک‌ اند رول ثبت شد.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

فرانک سیناترا در طی شش دهه فعالیت هنری خود موفق شد به سبکی منحصربه‌فرد دست یابد و در عین حال علیرغم تغییر سلیقه و ذائقه مخاطبان موسیقی موفقیت تجاری ترانه‌هایش را حفظ کند. او با گذشت زمان به یکی از مهم‌ترین چهره‌های موسیقی در آمریکا و جهان بدل شد.

سیناترا به عنوان خواننده، هنرپیشه و چهره‌ای که با تکیه بر هنرهای گوناگون مخاطبان را جذب و سرگرم می‌کنند، الگوی بسیاری‌ بوده است.

او با ضبط ۱۸۰۰ ترانه، بازیگری در ۶۰ فیلم، کسب ۹ جایزه گرمی و یک جایزه اسکار به جایگاهی در صنعت فیلم و موسیقی دست یافت که بسیاری‌ها رویای آن را در سر می‌پرورانده و می‌پرورانند.در بین سال‌های ۱۹۵۵ تا ۱۹۹۵ همواره یکی از ترانه‌های فرانک سیناترا در بین فهرست ترانه‌های پرفروش هفته که مجله معتبر بیلبورد منتشر می‌کرد، به چشم می‌خورد.Something stupid یکی از این ترانه‌ها بود که فرانک سیناترا آن را به همراه دخترش، نانسی اجرا کرده است.این ترانه در سال ۱۹۶۷ توانست گوی سبقت را از دیگر ترانه‌ها برباید و به ترانه‌ی شماری یک در آمریکا و بریتانیا بدل شود.

استعدادی که کشف شد

فرانک سیناترا در ۲ دسامبر سال ۱۹۱۵ در نیو جرسی به دنیا آمد. پدرش بوکسور آماتور و مأمور آتش‌نشانی بود و مادر ایتالیایی‌تبارش نیز رئیس شعبه محلی حزب دموکرات در هوبوکن (Hoboken) در ایالت نیو جرسی.

در بهار سال ۱۹۳۹ هری جیمز، یکی از ترومپت‌نوازان معروف به استعداد فرانک سیناترا پی برد و به این ترتیب رویای سیناترا برای ضبط نخستین صفحه محقق شد. این دو چهره در طول چند دهه همکاری بیش از ۱۸۰ قطعه مشترک ضبط کردند که بسیاری از آن‌ها به جمع ده‌‌ترانه ‌پرفروش روز راه یافتند و ماندگار شدند، از جمله ترانه I’ll never smile again.

سیناترا در بهار ۱۹۴۲ فعالیت انفرادی خود را آغاز کرد؛ فعالیتی که در عالم موسیقی و فیلم کم‌نظیر بوده و است. بازیگری درخشان او در تئاتر پارامونت در نیویورک سبب شد که سیناترا به نخستین الگوی نوجوانان و جوانان آمریکایی بدل شود.

در همین دوران بود که طرفدارانش به او لقب The Voice (صدا) را دادند. سیناترا با صدای ویژه و منحصربه‌فردش توانست رنگی خاص و بی‌نظیر به شماری از ترانه‌های مشهور و کلاسیک آمریکایی ببخشد.

بسیاری از ترانه‌هایی که با صدای او اجرا شده‌اند، از ترانه‌های خاطره‌انگیز و همیشه‌سبز دنیای موسیقی محسوب می‌شوند. یکی از این ترانه‌ها My Way (راه من) است که به گوش کمتر علاقمند موسیقی ناآشناست.

در سال ۱۹۵۰ تارهای صوتی فرانک سیناترا دچار بیماری شد و او به مدت پنج سال از صحنه موسیقی دور بود تا اینکه با ترانه‌ی حزن‌انگیز In the wee small hours بازگشتی موفق را جشن گرفت. آلبوم Songs for swinging lovers که در سال ۱۹۵۶ به انتشار رسید، ۶۶ هفته‌ی تمام در بین آلبوم‌های پرفروش فهرست نشریه بیلبورد بود.

چهره محبوب سینما

فرانک سیناترا را می‌توان هنرمندی همه‌فن‌حریف دانست. او در طی چندین دهه فعالیت هنری در ۶۰ فیلم نقش‌آفرینی کرد و در سال ۱۹۵۳ حتی موفق به دریافت جایزه اسکار بهترین نقش مکمل مرد برای بازیگری در فیلم "از اینجا تا ابدیت" شد. از آن پس بود که در‌های هالیوود نیز به روی او گشوده شد.

سیناترا به خاطر صدای فوق‌العاده‌اش هم در فیلم‌های موزیکال حضور یافت و هم در فیلم‌هایی جدی مانند "مرد بازوطلایی".

بازیگری در این فیلم حتی نامزدی جایزه اسکار برای بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای سیناترا به ارمغان آورد.فرانک سیناترا تنها به خاطر نقش پررنگ‌اش در صحنه فیلم و موسیقی خبرساز نبود. او از روحی باز و آزاد برخوردار بود، اما این بعد از ابعاد شخصیتی او کمتر مورد توجه رسانه‌ها قرار داشت تا ارتباطاتی که گفته می‌شد با مافیا دارد.این هنرمند محبوب که میلیون‌ها دلار کمک‌های خیریه انجام داد از دشمنان و مخالفان صریح نژادپرستی بود. او بود که توانست هنرمندانی سیاهپوست چون سمی دیویس جونیر را به موفقیت برساند.از این دو ترانه‌هایی خاطره‌انگیز نیز به جای مانده است، از جمله ترانه‌ی "من و سایه‌ام" که در سال ۱۹۵۸ روانه بازار شد.

سیناترا و زنان

روابط شخصی و عاشقانه فرانک سیناترا نیز از دیگر دلایلی بود که او را در کانون توجه رسانه‌ها قرار داد.سیناترا در سال ۱۹۳۹ با نانسی بارباتو، عشق دوران دبیرستانی‌اش ازدواج کرد و سه فرزند نیز حاصل این زناشویی بود.او اما همسرش را ترک کرد تا در سال ۱۹۵۱ با آوا گاردنر، چهره‌ی زیباروی هالیوود ازدواج کند. زندگی مشترک این زوج تنها دو سال دوام یافت و چند سال طول کشید تا آنها رسما از هم طلاق بگیرند.

سیناترا‌ در سال ۱۹۶۶ با میا فارو ازدواج کرد؛ رویدادی که از دید رسانه‌های آن دوران رسوایی‌برانگیز بود. سیناترا در آن زمان ۵۰ سال داشت و میا فارو ۲۰ سال! عمر این زناشویی نیز پس از ۲ سال به پایان رسید.باربارا مارکس چهارمین و آخرین همسر فرانک سیناترا بود. این دو در سال ۱۹۷۶ با یکدیگر ازدواج کردند.

آخرین ترانه‌ی جاودانی فرانک سیناترا "نیویورک نیویورک" است که در سال ۱۹۷۷ اجرا شد و ترانه‌ی متن فیلمی به همین نام به کارگردانی مارتین اسکورسیزی و بازیگری رابرت دونیرو و لایزا مینلی بود. این ترانه را می‌توان به نوعی سرود غیر رسمی نیویورک نیز دانست.فرانک سیناترا در دهه نود میلادی آلبومی تحت عنوان "ترانه‌های دوصدایی" منتشر کرد که قطعات معروف قدیمی را با اجرا و همکاری ستارگان محبوب آن زمان، از جمله بونو، خواننده گروه معروف U2 دربرمی‌گرفت.

سیناترا در ۱۴ ماه مه ۱۹۹۸ درگذشت. او علیرغم تمامی خبرهای منفی و شایعات و بدنامی‌هایی که در رسانه‌ها نصیبش شد، توانست به جایگاهی ویژه در آسمان فیلم و موسیقی دست یابد و به چهره‌ای بدل شود که توانست "رؤیای آمریکایی" را محقق سازد؛ رؤیای اینکه می‌توان با استعداد و پشتکار از هیچ به همه چیز رسید.

dw

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

در حالی که ادل ترانه جدید خود Hello را روانه بازار کرده و هوادارانش بی‌صبرانه انتظار آلبوم جدید او را می‌کشند، آلبوم معروف "۲۱" که در سال ۲۰۱۱ به انتشار رسید، رکوردی تازه بر پا کرده است. طبق نشریه معتبر بیلبورد این آلبوم گوی سبقت را از گروه اسطوره‌ای بیتل‌ها ربوده و نام خود را به عنوان موفق‌ترین آلبوم موسیقی از سال ۱۹۶۳ تا کنون به ثبت رسانده است.

dw

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

           
برچسب:, ::
پیمان کیان.

آنی−فرید لینگستاد، خواننده سابق گروه پرآوازه آبا مرز هفتاد سالگی را پشت سر گذاشت. این گروه پس از موفقیتش در سال ۱۹۷۴ در مسابقه موسیقی یوروویژن ترانه‌های خاطرانگیز زیادی از خود به جای گذاشت. آبا تا کنون بیش از ۳۵۰ میلیون آلبوم در سراسر جهان به فروش رسانده و بخشی از این موفقیت هنری و مالی نیز سهم لینگستاد است.

dw

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

وَنسان ون گوگ یا آن گونه که در زبان هلندی خوانده می‌شود فینسِنت فان خوخ، نابغه نقاشی بود که در سن ۳۷ سالگی خودکشی کرد و بسیاری او را دیوانه می‌پنداشتند.

۲۹ ژوئیه ۲۰۱۵ مصادف است با ۱۲۵مین سالمرگ او.ونسان ون گوگ، نقاش نامدار هلندی اگر چه در زمان حیاتش در گمنامی به‌سر می‌برد و در نهایت نیز در فقر به عمرش پایان داد، اما اکنون یکی از تأثیرگذارترین نقاشان جهان محسوب می‌شود. روز ۲۹ ژوئیه سال جاری میلادی ۱۲۵ سال از درگذشت او می‌گذرد. از این رو بسیاری از موزه‌ها و مراکز فرهنگی جهان نمایشگاه‌ها و برنامه‌هایی برای گرامیداشت یاد او برپا کرده‌اند.وَنسان ون گوگ در سی‌ام مارس سال ۱۸۵۳ به دنیا آمد. نام برادرش را که یک سال قبل از آن در همین روز درگذشته بود، بر او گذاشتند. در مجموع پنج خواهر و برادر داشت. نامه‌نگاری‌های بسیار او با برادر جوان‌ترش "تئو" باقی مانده است. پدرش کشیش بود و او خانه دوران کودکی را "تاریک و سرد" توصیف کرده است.خانواده ون گوگ او را عضوی ناخلف می‌دانستند.

 

او به هرکاری دست می‌زد پس از چندی رها می‌کرد. شغل‌هایی چون دلال آثار هنری، معلم یا واعظ مذهبی را یکی پس از دیگری رها کرد. در سال ۱۸۷۹ به میان کارگران معادن زغال سنگ شهر بوریناژ در بلژیک رفت و با کرایه کردن اتاقی در این خانه، به عنوان مُبلغ مسیحی به فعالیت‌ پرداخت.زندگی محقر کارگران معدن تاثیری شدید بر ون گوگ گذاشت. او سعی می‌کرد جزئی از این کارگران باشد و به همین جهت چهره‌اش را تیره کرد تا از نظر ظاهر نیز شبیه آنها شود. سرانجام تصمیم گرفت زندگی آنها را در طراحی‌های خود ثبت کند.از معدن مارکاسه در شهر بوریناژ بلژیک که زمانی ون گوگ در آنجا با کارگران همراه بود، ویرانه‌ای بیشتر باقی نمانده است. واگنی یاد آن زمان را زنده نگاه داشته است. ون گوگ با دیگر کارگران این معدن به اعماق ۷۰۰ متری زمین می‌رفت. او در نامه‌ای برای برادرش تئو در باره شرایط کار آنجا نوشته و توضیح داده است که از تنگی جا و تاریکی معدن شوکه شده است.

ون گوگ بار دیگر به هلند به شهر کوچک نوانن نزد خانواده‌اش بازگشت و پدر و مادر گرچه رضایتی از او نداشتند، اما محلی برای سکونت پسرشان تعیین کردند. او از سال ۱۸۸۳ تا ۱۸۸۵ آنجا ماند و به نقاشی از مزارع و دهقانانی که به کار مشغول بودند پرداخت. رنگ‌های انتخابی او بسیار تیره بودند. او هیچ علاقه‌ای به زیبا جلوه دادن موضوع نقاشی‌هایش نداشت. سیب زمینی‌ها یکی از آثار این دوران است.ون گوگ طی دوسال اقامت در خانه پدری، خود را کاملا وقف زندگی ساده و طبیعی کرد. تابلوی سیب‌زمینی‌خورها در سال ۱۸۸۵ خلق شد؛ تابلویی که زندگی ساده‌ را که اساس‌اش رابطه مستقیم با طبیعت است می‌ستاید و در ارزش‌های مدرن شهری تردید می‌کند. ون گوگ در نامه‌ای به برادرش تئو در باره این اثر می‌نویسد، قصد او از این نقاشی نشان دادن روش زندگی کاملاً متفاوتی با زندگی انسان‌های متمدن بوده است.ون گوگ در این زمان آتلیه‌ای برای خود داشت و دست‌کم یک تابلو در روز می‌کشید.

سادگی تکنیک ون گوگ به آثار این دوره او حالتی ناپخته می‌دهد. زندگی مردم روستایی جذابیت خاصی برای او داشت. در همین خانه بود که تابلوی سیب‌زمینی‌خورها خلق شد.هیچ کس حدس نمی‌زد که ونسان ون گوگ مهم‌ترین هنرمند جهان شود. او پس از مرگ پدر از زادگاه‌اش رخت بربست و با تابلوی سیب‌زمینی‌خورها راهی شهر بزرگ آنتورپ بلژیک شد و کمی بعد از آنجا به پاریس رفت و با حمایت مالی برادرش تئو اتاقی فقیرانه برای خود دست‌و‌پا کرد و فعالیت‌های هنری‌اش را در این شهر آغاز کرد.ون گوگ از جمله نقاشان اروپایی است که از هنرمندان ژاپنی الهام گرفته‌ است. بسیاری از تابلوهای ون گوگ تاثیر شدید او را از آثار کنده‌کاری هنرمند ژاپنی کاتسوشیکا هوکوسای نشان می‌دهند.ون گوگ در بیستم فوریه سال ۱۸۸۸ پاریس را به مقصد جنوب این کشور ترک کرد.

او در جست‌و‌جوی نور بود. ون گوگ که در ابتدا تحت تاثیر نقاشی‌های هلندی از رنگ‌های تیره و محزون استفاده می‌کرد، در جریان برخورد دائمی با هنرمندان دیگر در پاریس به خطوط پرتاثیر و رنگ‌های تند و نور قوی محیط اطرافش در خارج از شهر پرداخت.در صدوبیست‌وپنجمین سال درگذشت ونسان ون گوگ، ۳۰ انستیتوی اروپایی با هم همکاری می‌کنند و در برنامه‌هایی متنوع به بررسی او و آثارش می‌پردازند. در هلند قرار است آثار اولیه این هنرمند بزرگ جهان بررسی شود و تاثیراتی که او روی دیگر هنرمندان گذاشته است. در چند شهر فرانسه نیز در برنامه‌هایی متنوع شخصیت ون گوگ مطرح می‌شود؛ ون گوکی که در سال ۱۸۹۰ در سن ۳۷ سالگی، با شلیک گلوله به زندگی‌اش پایان داد.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

دیوید جوزف، رئیس شرکت ضبط و تولید آثار ایمی واینهاوس، خواننده بریتانیایی، از نابودکردن همه نسخه‌های اولیه آثار منتشرنشده او خبر داده است.

به این ترتیب، آلبوم "ماده‌شیر: گنجینه‌های پنهان" (Lioness: Hidden Treasures) که پس از مرگ ایمی واینهاوس منتشر شده، قطعا آخرین آلبوم او خواهد بود

دیوید جوزف در گفت و گو با وبسایت بیلبورد گفته است که شخصا این تصمیم قاطع را گرفته است چرا که نمی‌خواسته هیچ کس از میراث این ستاره دنیای هنر سوء استفاده کند.

او توضیح داده است:‌ "کاری اخلاقی بود. محال بود کسی زیر نظر من، از نسخه اولیه آهنگ ها یا صداهای ضبط شده ایمی واینهاوس استفاده کند. اکنون دیگر هیچ کس نمی تواند دست به چنین کاری بزند."

ایمی واینهاوس از موفق‌ترین و مشهورترین خواننده‌های زن در بریتانیا بود و با انتشار اولین آلبومش با نام فرانک، در سال ۲۰۰۳ و هنگامی که تنها ۲۰ سال سن داشت، به شهرت رسید.

دومین آلبوم ایمی واینهاوس با عنوان بک تو بلک (بازگشت به سیاهی) بود که در سال ۲۰۰۶ او را در به یک ستاره جهانی بدل کرد.

این آلبوم در همان سال، پرفروش‌ترین آلبوم سال شد و ایمی واینهاوس برای آن پنج جایزه گرمی برد.

ایمی واینهاوس با اعتیاد به الکل و مواد مخدر دست به گریبان بود و در سال های آخر عمرش، این مشکل بر نبوغ هنری او سایه افکنده بود.

جسد او ژانویه سال ۲۰۱۱ در بیست و هفت سالگی در خانه اش در لندن پیدا شد.

در حال حاضر فیلمی مستند درباره زندگی او با نام "ایمی" روی پرده سینماهای لندن است.

bbc news

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

           

یک شرکت تبلیغاتی با استفاده از فناوری واقعیت افزوده، یک آگهی تجارتی را در ایستگاه اتوبوسی در لندن با موفقیت انجام داد. هدف این آگهی ایجاد واقعیت مجازی شبیه داستان های علمی – تخیلی و قابل باور برای بیننده است. فناوری واقعیت افزوده واقعیت ها را دستکاری کرده و ابعاد آنها را تغییر می دهد.

یک استاد دانشگاه در باره استفاده از واقعیت افزوده در صنعت تبلیغات می گوید: «آگهی های تجارتی دنیایی هستند که روزانه ما را احاطه کرده اند. هر روز با ده هزار کالای مختلف برخورد داریم که رقم بسیار زیادی است. برای متمایز بودن در میان این همه کالا، باید با استفاده خلاقانه از همه منابع موجود، توجه و نظر مصرف کننده را جلب کنیم و کاری کنیم که فکر کند این کالا برای او مناسب است.»

تولیدکنندگان و شرکت های بیشتری به این نوع آگهی ها و شیوه های بازاریابی علاقمند شده اند. یک شرکت تازه تاسیس در شهر فرایبورگ سوئیس می تواند ابزارهایی متداول و آشنا را به شیوه متحرک یا انیمیشن به کار گیرد. یک کارشناس فناوری واقعیت افزوده در این شرکت می گوید: «یک ویدیو را در داخل یک عکس می نشانیم به صورتی که بخشی از مجله به نظر برسد. استفاده از این شیوه با هدف های مختلفی از جمله افزودن به محتوا، اشاره به محل تولید کالا، نگاهی دقیق تر به یک محصول با زاویه ۳۶۰ درجه و یا داخل یک خودرو انجام می شود.»

او اضافه می کند: «در مقایسه با یک آگهی ساده در مجله، استفاده از این فناوری برای تولید کنندگان و نام های تجاری فرصتی برای ارتباط و جلب توجه مصرف کنندگان بیشتر است.»

اما سئوال این است که چه نوع تبلیغاتی مناسب است؟ درحالیکه شاهد افزایش آگهی های بازرگانی هستیم، واقعیت افزوده باید تجربه ای برای مصرف کننده ایجاد کند که بتواند آن را با خانواده و نزدیکانش به مشارکت بگذارد.

جولیان اینتارتاگلیا، استاد دانشگاه می گوید: «اگر یک آگهی ببینم که برایم جالب باشد حتما آن را به خانواده و نزدیکانم منتقل می کنم و با این کار توجه و علاقه مردم را بیشتر می کنم. این کار به این دلیل جالب است که مدل تازه ای از آگهی تجارتی و بازاریابی است و به تولید کننده امکان مشارکت دادن مصرف کننده را می دهد.»

یکی از متقاضیان مهم این نوع آگهی، شرکت مخابرات کشور سوئیس یا “سوئیس کام” است. یکی از کارشناسان این شرکت می گوید: «ما عملیات متفاوتی برای مشتریان داریم به عنوان مثال، در برنامه آگهی های تجارتی در مجلات با نشان دادن ویدیو و گیم هایی که برای مشتریان جالب است محتوای آن را افزایش می دهیم. برای ناشران نیز این فرصتی برای غنی کردن مجله ها و نشریات است. می دانیم که متاسفانه تیراژ مجلات و نشریات رو به کاهش است.»

استفاده از فناوری واقعیت افزوده در صنعت تبلیغات و آگهی ها هنوز در ابتدای راه است. اما بنا به پیش بینی کارشناسان تمایل به استفاده از آن شتاب خواهد گرفت و احتمالا گاهی اوقات مصرف کننده، جای تبلیغ کننده این آگهی را می گیرد.

euronews 2015

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

وینسنت ون گوگ (مرگ در ۳۷ سالگی)

وینسنت ون گوگ شاید برجسته‌ترین عضو آن دسته از هنرمندانی باشد که زود از دنیا رفته و در دوران حیات خود نیز نتوانستند به جایگاهی برسند که شایسته‌ آن بوده‌اند. هنوز هم جزییات دقیق کم و کیف مرگ او روشن نیست. این نقاش هلندی (۱۸۹۰ – ۱۸۵۳) که از بنیانگذاران هنر نقاشی مدرن است، در دوران حیات خود به ندرت موفق به فروش اثری شده بود، در حالی که آثارش پس از مرگ وی با قیمت‌های کلان به فروش رسیدند. 

میشل ماژروس (مرگ در ۳۵ سالگی)

چه سرنوشتی انتظار آثاری را می‌کشد که پدیدآوردندگان آن‌ها در پی مرگی زودهنگام از دنیا رفته‌اند. نمایشگاهی در موزه دولتی شهر بادن‌بادن آثار ۳۳ هنرمند قرن بیستم و بیست و یکم میلادی را گرد آورده که عمر نسبتا کوتاهی داشته‌اند. یکی از این آثار "مهاجمان فضایی۲" از میشل ماژروس، نقاش و مجسمه‌ساز اهل لوکزامبورگ (۲۰۰۲ – ۱۹۶۷) است که در پی سانحه‌ای هوایی جان خود را از دست داد. 

کیت هرینگ (مرگ در ۳۱ سالگی)

کیت هرینگ (۱۹۹۰ – ۱۹۵۸) که از هنرمندان صاحبنام آمریکا در قرن بیستم محسوب می‌شود، دو سال پس از آنکه پزشکان تشخیص دادند که به بیماری ایدز مبتلا است، جان خود را از دست داد. در همان زمان که خبر ابتلای وی به ایدز منتشر شد، بهای آثار او ۳۰۰ برابر شد. تصویری از یکی از آثار معروف او به نام „o.T.“ که در سال ۱۹۸۶ خلق شد. هرینگ در کارهای خود بیش از همه به مفهوم‌های تولد و مرگ و جنسیت و جنگ پرداخته است. 

ژان میشل باسکیت (مرگ در ۲۷ سالگی)

ژان میشل باسکیت نقاش آمریکایی آفریقایی‌تبار (۱۹۸۸ – ۱۹۶۰) نیز در صف هنرمندان "جوان‌مرگ" قرار دارد. باسکیت فعالیت‌های خود را با طرح‌های گرافیتی آغاز کرد و بعدها به سبک نئواکسپرسیونیستی روی آورد. او در پی مصرف بیش از اندازه هروئین درگذشت. بهای آثار او پس از مرگش ۴۰۰ برابر شد. پژوهشگران کوشیده‌اند که در آثار او، از جمله Amber Vision (تصویر) رد پایی از اعتیاد او به مواد مخدر را بیابند. 

کریستوف اشلینگن‌زیف (مرگ در ۴۹ سالگی)

کریستف اشلینگن‌زیف، هنرمند، نویسنده و کارگردان آلمانی بر اثر بیماری سرطان جان خود را از دست داد. "پله‌برقی به سوی آسمان" نام اثری است که از او در موزه دولتی شهر بادن‌بادن به نمایش درآمده است. به گفته رئیس این موزه، ابتلای یک هنرمند به بیماری‌ای کشنده سبب می‌شود که حس و بینش او دگرگون شود. اشلینگن‌زیف که علاقه‌خاصی به تندی و تحریک کردن داشت، پس از ابتلا به سرطان رفتاری دوستانه‌تر پیش گرفت. 

جکسون پولاک (مرگ در ۴۴ سالگی)

جکسون پولاک (۱۹۵۶ – ۱۹۱۲)، نقاش آمریکایی، یکی از پیشگامان سبک اکپریسیونیسم انتزاعی و یکی از چهره‌های مهم هنری قرن بیستم محسوب می‌شود. یکی از آثار معروف او که در موزه بادن‌بادن نیز در معرض نمایش قرار دارد، "شماره ۱۶" است که در سال ۱۹۴۸ با روش پاشیدن لکه‌های رنگ روی بوم خلق شده است. جکسون پولاک در یک تصادف رانندگی جان خود را از دست داد. میزان الکل موجود در خون او در هنگام این سانحه بسیار بالا بود. 

آگوست ماکه (مرگ در سن ۲۷ سالگی)

یکی از چهره‌های برجسته اکسپرسیونیسم در آلمان آگوست ماکه (۱۹۱۴ – ۱۸۸۷) است که آثار او فضای شاد و مثبت دارد. او در هنگام آغاز جنگ جهانی اول به عنوان سرباز داوطلب راهی خدمت شد و چندی نگذشت که در جریان یکی از نبردها نیز جان خود را از دست داد. تصویر: "روایت‌گر افسانه" که آگوست ماکه آن را در سال ۱۹۱۲ خلق کرد، اثری است که از این هنرمند در نمایشگاه بادن‌بادن عرضه شده است. 

پتر روهر (مرگ در سن ۲۳ سالگی)

پتر روهر (۱۹۶۸ − ۱۹۴۴) که از نقاشان و هنرمندان فعال آلمان در دهه شصت میلادی به شمار می‌رود، در آثار خود بیش از همه به موضوع نظم و ترتیب می‌پردازد. او آثار خود را با استفاد از اشیاء صنعتی روزمره خلق می‌کرد، از جمله „O.T. (OB-1)“ که با نصب قوطی‌های کبریت رو یک تخته چوبی پدید آمده است. این هنرمند آلمانی در سن ۲۳ سالگی بر اثر ابتلا به سرطان درگذشت. 

داش اسنو (مرگ در ۲۷ سالگی)

داش اسنو (۲۰۰۹ − ۱۹۸۱)، هنرمند آمریکایی در همان دوران نوجوانی در خیابان‌های نیویورک زندگی می‌کرد. او بیش از همه با عکس‌های پولاریود که در آنها اعتیاد، سکس و خشونت دیده می‌شد، به شهرت رسید. او بعدها دست به خلق مجسمه، کولاژ و چیدمان‌های گوناگون زد. یکی از این آثار که Reach Out & Fuck Someone نام دارد در موزه بادن‌بادن به نمایش درآمده است. اسنو در سن ۲۷ سالگی بر اثر مصرف بیش از حد هروئین جان سپرد. 

اوا هس (مرگ در ۳۴ سالگی)

اوا هس (۱۹۷۰ − ۱۹۳۶) مجسمه‌ساز آمریکایی آلمانی‌تبار از معدود هنرمندان زن است که بعد از مرگ به شهرتی دوچندان دست یافت و ارزش آثار او به مراتب بیشتر شد. هس در خلق آثار خود از مواد گوناگونی از جمله، سیم، پارچه، پلاستیک، فایبرگلاس و لاتکس استفاده می‌کرد. او به تومور مغزی دچار شد و علیرغم جراحی‌های متعدد در سن ۳۴ سالگی چشم از جهان فرو بست. 

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

حدود ۲۵ سال پیش بود که گروه سوئدی راکست با ترانه The Look موفق شد، صدر رده‌بندی ترانه‌های پرفروش روز آمریکا را فتح کند و در سراسر جهان بر سر زبان‌ها بیافتد. این گروه سوئدی از آن زمان تا کنون ده‌ها ترانه روانه بازار کرده که ۳۰ قطعه از ترانه‌های بسیار موفق دنیای پاپ محسوب می‌شود. راکست حال این ۳۰ ترانه را در قالب گلچینی جدید به انتشار رسانده است.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

در پایتخت یونان اعلام شد که دمیس روسوس خواننده پرآوازه در بیمارستانی خصوصی در آتن درگذشته است. بنا به گزارش‌ها خواننده نامی روز شنبه (۲۴ ژانویه) درگذشت، اما خبر مربوط به آن روز دوشنبه اعلام شد.

روسوس از مدتی پیش در بیمارستان بستری بود. او بیش از هر چیز از اضافه وزن رنج می‌برد. درباره علت مرگ روسوس خبری منتشر نشده است.

دمیس روسوس با صدای گیرای اوپرایی و فریادهای پراحساس در دهه ۱۹۷۰ به خوانندگی روی آورد و به ویژه با ترانه "خدا حافظ عزیزم، خداحافظ" به اوج شهرت رسید.

روسوس در سال ۱۹۶۸ به همراه "وانگلیس"، آهنگ‌سرای یونانی، باند "بچه آفرودیت" را تأسیس کرد که در موسیقی راک فعال بود. آن‌ها به ویژه با آلبوم "باران و اشک ها" موفقیت زیادی کسب کردند.

دمیس روسوس در دهه ۱۹۸۰ نیز پرکار بود. او آخرین بار در سال ۲۰۰۸ به روی سن رفت و آلبومی منتشر کرد.

دمیس روسوس در سال ۱۹۴۵ در خانواده‌ای یونانی در مصر به دنیا آمد. او به همراه خانواده در سال ۱۹۶۱ به میهن خود یونان مهاجرت کرد.

روسوس با هیکل تنومند، موی بلند و ریش انبوه، جامه و حرکات ویژه‌اش شهره خاص و عام بود. او هنگام مرگ ۶۸ سال داشت.

dw

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

تله توریسم

در سال ۲۰۱۰ پس از تکمیل شدن یکی از مناره های این بنا که تماما از سنگ ساخته شده و بیش از ۴۵ متر ارتفاع دارد و تقدیس این کلیسا توسط پاپ بندیکت شانزدهم، رهبر پیشین کاتولیک‌ها باری دیگر بحث در مورد لا ساگرادا فامیلیا به راه افتاد.

مانوئل ویسنت منتقد معماری و طراحی روزنامه اسپانیایی ال پائیس می گوید: "تنها فضیلت این بنا ناتمام بودن آن است. این کلیسا آرزوی های یک معمار نابغه است که تحت تاثیر اوهام عارفانه به مرز جنون رسیده بود. امروزه با درآمد حاصل از توریسم ساختمان آن را ادامه می دهند اما وقتی که به پایان برسد کسی جز چند گردشگر ژاپنی و چینی به درون آن نخواهند رفت."

انریک ماسیپ، معمار برجسته کاتالان و از اعضای کمیته کارشناسی شهرداری بارسلون می گوید: "این ساختمان بیهوده اینقدر اهمیت پیدا کرده و در حقیقت فضای کاملا بی روحی است."

اکثر کسانی که این بنا را تقبیح می کنند حاضر نیستند به غیر از ظاهر بسیار تزیین شده و فرم های اختیاری و بی قاعده آن به چیز دیگری فکر کنند. اگر این ظاهر را که در نوع خود استثنایی است، کنار بزنیم متوجه خواهیم شد که طراحی یک چنین ساختمان عظیمی بدون تبعیت از قوانین متعارف معماری محصول سطح بسیار پیشرفته ای از مهندسی سازه است.

آنتونیو گائودی بسیاری از طرح های شخصی خود را براساس فرم هایی تنظیم می کرد که آنها را به شکل انتزاعی از اشکال طبیعی استخراج کرده بود. بسیاری از ستون ها و یا طاق های این بنا مثل سایر ساختمان هایی که او در بارسلون و اطراف آن ساخته است، به جای ساختارهای متعارف معماری و مهندسی شبیه درختان، گیاهان و یا تخت سنگ هایی است که در طبیعت می بینیم.

به عنوان مثال به عکس مربوط به طاق مرکزی داخل این کلیسا نگاه کنید. به نظر شما شبیه جنگل انبوهی نیست که نور خورشید به درون آن نفوذ کرده باشد؟ گائودی آرزو می کرد که دیگران نیز همین شباهت را درک کنند.

او می گفت:"هر چیزی را که طراحی کرده ام از کتاب بزرگ طبیعت الهام گرفته ام." راهنمای او غارها و کوهستانهایی بودند که با علاقه فراوان آنها را می شناخت و بررسی می کرد.

مارک بوری یک معمار ۲۳ ساله اهل زلاند نو وقتی که در سال ۱۹۸۰ برای مشارکت در پروژه تکمیل این ساختمان به بارسلون آمد کاملا گیج شده بود. تا اینکه بالاخره به اصطلاح دو ریالی او افتاد و متوجه شد که طراحی و محاسبات ریاضی و هندسی بی نظیر گائودی از تصویر او از کوهستانها و سایر پدیده های طبیعی الهام گرفته است.

او اکنون معمار ارشد این پروژه و از چهره های شاخص طراحی فضاهای ساختمانی در دانشگاه ملبورن است. او با عاریه گرفتن نرم افزارهای پیشرفته مربوط به طراحی هوا- فضا توانسته است طرحی را که گائودی آغاز کرده بود، تکمیل کند و با ابداع روشهای کامپیوتری برای برش سنگ های مورد نیاز این ساختمان روند تکمیل آن را تسریع کند.

آنچه باعث تعجب و در عین حال فروتنی افرادی مثل مارک بوری می شود این است که آنتونیو گائودی حدود صد و بیست سال پیش و بدون کمک هیچیک از فناوریهای موجود توانسته بود با اتکا به شم معماری و نبوع بی نظیرش یک چنین طرح پیچیده و سه بعدی را خلق کند.

معجزه معماری

طراحی ها، اتودها و مدلهایی را که خود گائودی تهیه کرده بود در آشوب جنگ داخلی اسپانیا و بر اثر حمله آنارشیست ها به این کلیسا همه از بین رفتند. با این همه آنارشیست ها به قبر گائودی حمله نکردند چون به خوبی می دانستند که بسیاری از مردم کاتالونیا از هر قشر، طبقه و مرام سیاسی او را مثل یک امامزداه ستایش می کنند.

روز هفتم ژوئن ۱۹۲۶ در یکی از چهارراه های شلوغ شهر بارسلون یک تراموا به گائودی زد و او نیمه جان روی زمین افتاد. راننده های تاکسی حاضر نشدند او را به بیمارستان منتقل کنند چون ظاهر او شبیه گداها بود. مردم این پیرمرد نحیف را به بیمارستان مستمندان بردند. وقتی که به هوش آمد و بقیه هم متوجه شدند که او کیست حاضر نشد آن بیمارستان را ترک کند و گفت :"جای واقعی من همین جاست."

در مراسم خاکسپاری او هزاران نفر از مردم شرکت کردند.

درک انگیزه های معنوی، چه مذهبی و چه عرفانی، که طراحی و ساخت چنین ساختمانی را موجب شد امروزه کار ساده ای نیست. فکر اولیه بنای چنین کلیسایی ابتدا به ذهن جوزپ ماریا بوکابلا، یک ناشر کتابهای دینی و پس از سفرش به اماکن مذهبی در ایتالیا خطور کرد.

او در این سفر به زیارت مقبره لورتو رفته بود که کلیسایی است که ادعا می شود خانه ای که فرشتگان در آن مریم را تقدیس کرده اند، با کمک فرشته ها از فلسطین به آنجا آورده شده و نگهداری می شود تا از ویرانی های جنگهای صلیبی در قرن سیزدهم در امان بماند.

جوزپ ماریا بوکابلا پس از بازگشت به بارسلون انجمن مریدان سن جوزپ (یوسف مقدس) را بنیانگذاری کرد و این انجمن قطعه زمینی را که کلیسای لاساگرادا فامیلا بعدها در آن ساخته شد را خریداری و هزینه مراحل اولیه احداث این بنا را پرداخت کرد. این انجمن در اوج فعالیت خود حدود ششصد هزار عضو داشت.

اگر ایمان می تواند کوهستانها را تکان دهد مسلما می تواند کلیسای لا ساگرادا فامیلیا را نیز بسازد.

bbc news

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

کلیسای لاساگرادا فامیلیا به طرزی خیره کننده و عجیب از قلب شهر بارسلون به سوی آسمان پر می کشد. این اثر آنتونیو گائودی، معمار کاتالان پایان قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، در نهایت زمانی که کار ساختمان آن به پایان برسد بلندترین کلیسای دنیا خواهد شد.

اما آیا آنطور که عده ای معتقدند این ساختمان یک اثر معماری نبوغ آسا است و یا یک بنای زشت و نابخردانه؟

آنتونیو گائودی همچون برخی از نخبگان هم دوره خود در دهه های پایانی قرن نوزدهم در کاتالونیا، منطقه ای در شمال شرقی اسپانیا، یک کاتولیک مومن و خداپرستی بسیار منزه بود. او بسیاری از آثار خود را با عناصر نیرومند مذهبی و عرفانی ویژه خود طراحی می کرد.

او در مورد شاهکار خود کلیسای لاساگرادا فامیلیا گفته بود: "من این ساختمان را برای خدا می سازم و مشتری من هیچ عجله ای برای تمات شدن آن ندارد."

ساختمان این بنای خارق العاده که البته نباید آن را با کلیسای جامع اصلی شهر بارسلون اشتباه گرفت، از سال ۱۸۸۲ آغاز شده و هزینه آن در آغاز از طریق اوقاف یک انجمن کاتولیک و در دهه های اخیر از طریق بلیت ورودی بیش از دو میلیون توریستی تامین می شود که هر ساله از این محل بازدید می کنند.

بعید است این ساختمان تا قبل از سال ۲۰۲۶ تکمیل شود. بنابراین علاوه بر طراحی و پایه گذاری این ساختمان توسط گائودی چند نسل از معماران و سایر متخصصان رشته های ساختمانی با وسواس و عزم راسخی این پروژه را دنبال کرده اند.

این ساختمان زمانی که تکمیل شود با ارتفاع ۱۷۰ متری بلندترین کلیسای دنیا خواهد بود و به احتمال زیاد عجیب ترین و بحث برانگیزترین ساختمانی است که تاکنون به عنوان محل عبادت ساخته شده است.

از زمان مشخص شدن شکل نهایی این ساختمان پس از جنگ جهانی اول، هیچ بنایی تا این اندازه معماران، مورخان معماری و هنر و منتقدان را سردرگم و کلافه نکرده است.

به عنوان مثال جورج اورول نویسنده انگلیسی که در میانه جنگ داخلی اسپانیا به بارسلون رفته بود گفته است: "این یکی از زشت ترین و شنیع ترین ساختمانهای دنیاست" و اظهار امیدواری کرده بود که در جریان جنگ نابود شود.

سالوادور دالی، نقاش سورئالیست اسپانیایی که زاده منطقه کاتالونیا بود گفته است: "زیبایی هراسناک و در عین حال خوردنی دارد" و پیشنهاد کرده بود که آن را زیر یک گنبد شیشه ای حفظ کنند.

والتر گروپیوس معمار مدرنیست آلمانی، استاد خطوط و فرم های منظم و پایه گذار مدرسه معماری باوهاوس در دهه های آغازین قرن بیستم، نبوغ و کمال فناوری در بنای این ساختمان را ستوده است.

لوئیس سالیوان معمار برجسته آمریکایی دهه های پایانی قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم که به "پدر آسمانخراش" شهرت یافت، این بنا را "تجسم معنویات در سنگ" توصیف کرده است.

 bbc news

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

به محل و چگونگی قرارگیری عناصر موجود در یک صحنه٬ در یک عکس یا تابلوی نقاشی٬ کادربندی گفته میشود.

با وجود این که دوربین‌ھا و تجھیزات عکاسی روزبروز خودکارتر و دقیقتر میشوند، ھنوز تفاوتھای بسیاری بین عکسھای یک عکاس آماتور و یک عکاس حرفه‌ای وجود دارد. یکی از نکات مھمی که یک عکس حرفه‌ای و با ارزش را از یک عکس ضعیف و آماتوری متمایز میکند، کادربندی و ترکیب بندی صحیح عکس است.

کادر، عامل محدود کننده عناصر تشکیل دهنده تصویر است. کادر اولین عاملی است که بیننده با آن تماس پیدا می کند اما شکل کادر نیز در بیان تصویر مؤثر است. امروزه در عکاسی از کادرها مستطیل عمودی، افقی و مربع استفاده می شود.

انواع کادرها:

۱کادرهای مستطیل افقی: اگر نقطه ای را در داخل کادر مستطیل افقی در نظر بگیریم و حرکتی برای آن تصور کنیم به نظر می رسد که می تواند به سمت چپ یا راست حرکت کند. این کادر با حالت عناصری که در امتداد خط افق گسترده شده اند،‌متناسب است.

 

۲کادر مستطیل عمودی: نقطه مورد نظر در این کارد، فقط می تواند به صورت عمودی حرکت کند. کادر مستطیل عمودی، پویاتر از مستطیل افقی است . بنابراین موضوعها در آن پویاترو پر جنب جوش تر به نظر می رسد. این کادر با حالت موضوعهایی که شکل کلی آنها عمودیت همخوانی بیشتری دارد.

 

۳کادر مربع : به دلیل تساوی بین اضلاع این کادر، بیننده به تساوی به چهار ضلع و زاویه آن جلب می شود.

بقیه در ادامه نوشتار ...

 گردآوری و ارسال : آقای مجتبی ابراهیمی

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

ادامه نوشتار ...


در عکاسی آنالوگ ISO یا (ASA) معیاری برای سنجش حساسیت فیلم به نور بود. این حساسیت به نور را با اعداد نشان می‌دادند. احتمالا اگر سنتان اجازه دهد، اعدادی مثل 100،200،400،800 را روی فیلم‌های عکاسی قدیمی به خاطر دارید.

هرچقدر این اعداد روی فیلم ها پایین‌تر باشد، میزان حساسیت به نور فیلم کمتر بود و دانه بندی عکس هم ریزتر می‌شد. در عکاسی دیجیتال که دیگر فیلمی وجود ندارد؛ ایزو بیانگر میزان حساسیت سنسور دوربین به نور است. اصول کلی ایزو در دنیای دیجیتال هم، مانند دنیای آنالوگ است، یعنی هرچقدر عدد ایزو پایین‌تر باشد؛ حساسیت دوربین به نور کمتر بوده و دانه بندی عکس هم ریزتر خواهد شد.

ایزوهای بالا معمولا در محیط های کم نور و هنگامی که قرار است از سرعت بالای شاتر استفاده کنیم به کار می‌آیند. مثلا در یک مسابقه داخل سالن، هنگامی که می خواهید صحنه ای از حرکت بازیکنان را ثبت کنید، ناچار هستید از ایزوی بالا استفاده کنید. با این حال مشکل استفاده از ایزو بالا ایجاد نویز روی عکس است. دوعکس زیر را با هم مقایسه کنید عکس سمتچپ با ایزوی 100 و عکس سمت راست با ایزوی 3200 گرفته شده است.

 

 ایزوی 100 را معمولا به عنوان ایزوی نرمال می‌شناسند. با ایزوی 100 عکسی با نویز کم و دانه بندی ریز خواهیم داشت. بیشتر عکاسان تازه کار، دوربین خود را روی حالت اتوماتیک قرار می‌دهند. در این حالت خود دوربین بهترین عدد ایزو را برای شرایطی که در آن عکاسی می‌کنید انتخاب می کند. بدیهی است که در حالت اتوماتیک نرم افزار دوربین تلاش می‌کند تا عدد ایزو را برای محیطی که عکاسی می‌کنید حتی المقدور کاهش دهد. ولی بیشتر عکاسان حرفه ای که روی حالت M (یا تنظیم دستی)کار می‌کنند باید مقدار ایزوی مناسب را خودشان تنظیم کنند. هنگامی که دوربین در حالت تنظیم دستی قرار دارد؛ انتخاب ایزوی مناسب با عدد دیافراگم وسرعت شاتر ارتباط تنگاتنگی دارند و اصطلاحا این سه را سه راس مثلث وضوح (exposure triangle)  می‌نامند.  به عنوان مثال اگر ایزو را از 100 به 400 بالاتر ببرید، خواهید دید که می‌توان با سرعت شاتر بالاتر و دیافراگم کوچکتری هم عکس برداری کنید.

معیارهای اصلی برای انتخاب ISO مناسب:

:هنگام انتخاب ایزو چند سؤال اساسی وجود دارد که باید بدانها پاسخ دهیم

  • نور: آیا سوژه به اندازه کافی نور می‌گیرد؟
  • دانه بندی: آیا عکسی با دانه بندی درشت می‌خواهیم یا عکس باید بدون نویز باشد؟
  • سه پایه: آیا امکان استفاده از سه پایه وجود دارد؟
  • سوژه متحرک است یا ثابت؟

اگر پاسخ به سؤالات فوق مثبت است، یعنی سوژه به اندازه کافی نور میگیرد، عکسی با دانه بندی ریز مطلوب است-که عموما اینچنین است-، از سه پایه استفاده می‌شود و سوژه هم ثابت است، برای انتخاب پایین ترین ایزوی ممکن لحظه‌ای تردید نکنید.

ولی اگر پاسخ ها به سوالات بالا منفی است یا به عبارت دیگر سوژه در محیط تاریکی است، تعمداً عکسی با دانه بندی درشت می‌خواهید، امکان استفاده از سه پایه وجود ندارد و سوژه متحرک است در این حالت چاره ای نیست که عدد ایزو را آنقدر بالا ببریم که در همین شرایط هم بتوانیم از سوژه با سرعت شاتر بالا عکسبرداری کنیم. پرواضح است که این افزایش عدد ایزو موجب عکسی با نویز بیشتر خواهد شد.

چند مکان- موقعیت که ناچارید در آنها ایزوی دوربین خود را بالا ببرید عبارتند از:

  • مسابقات ورزشی داخل سالن: در این شرایط معمولا نور سالن تکافوی عکاسی را نمی‌دهد و سوژه هم که  ورزشکار است با سرعت بالا مشغول حرکت است و معمولا امکان استفاده از سه پایه هم در جایگاه خبرنگاران وجود ندارد.
  • کنسرت های موسیقی: در سالن های کنسرت عموما نور کافی وجود ندارد؛ به علاوه امکان استفاده از فلاش را هم ندارید.
  • گالری های هنری، کلیساها و... : در بسیاری از گالری های هنری قوانین اجازه استفاده از فلاش را به عکاسان نمی‌دهد و در چنین فضاهایی هم عموما نور کافی برای عکسبرداری وجود ندارد.
  • جشن تولدها: ثبت لحظه فوت کردن شمع کیک تولد در یک اتاق تاریک همواره از آرزوهای هر خانواده ای است. ولی معمولا استفاده نابجا از فلاش در لحظه عکاسی این آرزو را به باد خواهد داد. آنچه در اینجا می‌تواند به تحقق این آرزو کمک کند افزایش ایزو است. به همین سادگی!

جمع بندی:
 همانطور که تاکنون متوجه شده اید، ایزو یک رکن اساسی از عکاسی دیجیتال را تشکیل می‌دهد. در واقع سه ضلعی اصلی مثلث عکاسی را سرعت شاتر، اندازه دیافراگم و تنظیم ایزو تشکیل می‌دهند. برای تسلط بیشتر بر روی تنظیم ایزو- که البته در ارتباط تنگاتنگ با سرعت شاتر و اندازه دیافراگم قرار دارد- هیچ راهی جز تمرین، تمرین و تمرین وجود ندارد. حالت های مختلف را امتحان کنید و از نتایجی که ثبت می‌شوند درس بگیرید. خوبی دنیای دیجیتال در این است که این تمرین سعی و خطا هزینه ای ندارد.برخلاف عکاسی آنالوگ که برای هر عکس ناچار بودید کلی هزینه فیلم و ظهور و چاپ بپردازید، در دنیای دیجیتال یک عکس هرچقدر هم مبتدیانه گرفته شده باشد فقط چند کیلوبایت از حافظه دوربین را اشغال می‌کند و بلافاصله میتوانید حاصل کار خود را روی مانیتور مشاهده کنید. با این تفاصیل دیگر بهانه ای برای تمرین نکردن ندارید!

گردآوری و ارسال: آقای مجتبی ابراهیمی

 

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

راز عینک آفتابی بونو

طرفداران گروه موسیقی U2 چهره بونو، خواننده این گروه را همیشه با عینک آفتابی دیده‌‌اند و به خاطر می‌آورند. این خواننده ۵۴ ساله البته از روی مد یا علاقه، در تمام این سال‌ها عینک به چشم نزده است. بونو به تازگی در مصاحبه‌ای فاش ساخت که از ۲۰ سال پیش مبتلا به اختلال چشمی آب سیاه (گلوکوما) است و به دلیل حساسیت شدید چشمانش مجبور به زدن این عینک ویژه است.

خانم و آقای کلونی

امل علم‌الدین، وکیل ۳۶ ساله که اخیرا به همسری جورج کلونی، هنرپیشه ۵۳ ساله هالیوود درآمد، نام فامیل همسرش را اختیار کرده است. او از این پس رسما امل کلونی خوانده می‌شود. نام پیشین او در وبسایت دفتر حقوقی که وی در آن مشغول به کار است، از امل علم‌الدین به امل کلونی تغییر یافته است.

۱۴۰ میلیون دلار در یک سال

نشریه "فوربس" فهرستی از پردرآمدترین خوانندگان فقید منتشر کرده است.مایکل جکسون، سلطان پاپ، طبق این فهرست پنج سال پس از فوتش، همچنان سالانه درآمدی چندین میلیونی نصیب وارثان خود می‌کند. به نوشته فوربس در ۱۲ ماه گذشته وارثان مایکل جکسون ۱۴۰ میلیون دلار به دست آورده‌اند.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

کفش کتانی "آل‌استار" با بیش از یک میلیارد جفت به فروش‌رفته، موفق‌ترین مدل کفش در تاریخ است. کمتر کسی است که اصل یا کپی آن را نپوشیده باشد. کفشی که به نماد جوانی و "جوان ماندگان" تبدیل شده است.کفش کتانی "آل‌استار" در همه دنیا شناخته شده است و کمتر کسی است که اصل یا کپی آن را نپوشیده باشد.

اولین کفش کتانی در سال ۱۸۶۰ تولید شد و از سال ۱۸۹۲ یکی از بخش‌های کارخانه آمریکایی "United States Rubber Company" تولید آن را با نام‌های گوناگون آغاز کرد.مارکز کونورز " Marquis Converse" کارخانه "Converse Rubber Shoe Company" را در سال ۱۹۰۸ تاسیس کرد که در آغاز تولید آن فقط کفش‌های زمستانی بود و بعدا به تولید کفش‌های ورزشی (بسکتبال، کشتی، تنیس، ماهیگیری و غیره) نیز روی آورد.اولین کفش بسکتبال مارک "آل استار" با رنگ مشکی در سال ۱۹۱۷ تولید و روانه بازار شد. ورزش بسکتبال که تازه در سال ۱۸۹۱ ابداع شده بود از امکانات خاصی برخوردار نبود و تا آن زمان ورزشکاران در سالن‌های رقص که دارای کف‌پوش چوبی بودند با کفش‌های معمولی به تمرین می‌پرداختند.چاک تیلور "Chuck Taylor" که در کارخانه "Converse" کار می‌کرد و خودش بسکتبالیست بود از سال ۱۹۲۱ شروع به تبلیغ برای استفاده از این کفش در بین بسکتبالیست‌ها کرد. بر روی کفش کتانی آل استار در سال ۱۹۲۳ یک برچسب گرد چسبانده شد و این کفش از آن سال با نام "Converse All Star Chuck Taylor" شهرت یافته است.

شهرت واقعی کفش کتانی آل استار زمانی آغاز شد که به کفش رسمی تیم ملی بسکتبال آمریکا تبدیل شد. بسکتبال برای نخستین بار در سال ۱۹۳۶ به المپیک راه یافت و تیم ملی آمریکا در فینال این رقابت‌ها در برلین در مقابل کانادا به پیروزی رسید و مدال طلا را تصاحب کرد.بزودی مدل "ساق‌کوتاه" کفش کتانی آل استار هم روانه بازار شد و در جنگ جهانی دوم از این کفش نیز هنگام آموزش بدنی سربازان استفاده شد.در پایان دهه ۵۰ و آغاز دهه ۶۰ میلادی کفش‌های آل‌استار برای کودکان و نوجوانان نیز تولید شدند. تا سال ۱۹۶۶ کفش کتانی آل‌استار فقط به دو رنگ سیاه و سفید تولید می‌شد که از این سال به بعد رسما به هفت رنگ افزایش یافت.تا ۷۵ سالگی تولید آل‌استار در سال ۱۹۹۲ بیش از نیم میلیارد جفت کفش به فروش رفته بود که بخش اعظم آن در بازارهای خارج از آمریکا بود. فروش کفش آل‌استار در سال ۲۰۰۸ از مرز یک میلیارد جفت عبور کرد که بدین‌ترتیب موفق‌ترین مدل کفش در تاریخ است.با ورود تولیدکنندگان چینی و رقبایی چون پوما، آدیداس، نایکی و ریبوک عرصه بازار بر آل‌استار تنگ شد تا این‌که در نهایت این شرکت در سال ۲۰۰۱ اعلام ورشکستگی کرد، همه کارخانه‌های آن در آمریکا بسته شدند. خبر عدم ادامه تولید کفش آل‌استار باعث تشکیل صف‌های طولانی جوانان در مقابل مغازه‌ها شد.در سال ۲۰۰۳ شرکت نایکی که زمانی رقیب آل‌استار بود، این مارک را به قیمت ۳۰۵ میلیون دلار خریداری و تولید آن را از سر گرفت.کپی غیر مجاز از کفش کتانی آل‌استار همواره یکی از مشکلات این کارخانه بوده است.

در حال حاضر ۳۱ پرونده شکایت از سایر تولید کنندگان در جریان است که ۴ تولید کننده چینی و تولیدکنندگانی از استرالیا، کانادا، ایتالیا و ژاپن نیز در بین آن‌ها دیده می‌شوند.استفاده از کفش کتانی آل استار در سال‌های دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی از محدوده سالن‌های بسکتبال خارج شد و به کفش روزمره نسل جوان و ستاره‌های سرکش دنیای موزیک و سینما تبدیل شد.در همه این سال‌ها ستاره‌هایی که می‌خواهند "استیل شکنی" خود را به نمایش بگذارند با شیک‌ترین لباس‌ها از یک سو و با کفش آل‌استار بر پا از سوی دیگر در مجامع عمومی و برروی فرش‌های قرمز ظاهر می‌شوند.در سال‌های اخیر آل‌استار با طرح‌ها و رنگ‌های جدید دوباره به خیابان‌ها بازگشته است.

این‌بار اما دیگر تنها بر پای جوانان نیست که دیده می‌شود. آل استار اکنون از مرز سنی خاص عبور کرده و بر پای پدران و مادران به همراه فرزندانشان نیز دیده می‌شود.آل‌استار را حالا می‌توان بر پای مدیران هنری که بالای ۴۰ سال سن دارند نیز دید. این کفش اکنون نمادهای گوناگونی را با خود حمل می‌کند. نمادهای مثل: "ورزشکاری"، "جوانی"، "خاکی بودن"، "تحرک"، "راحتی" و موارد دیگر. تحلیل‌گران دنیای مد کفش آل‌استار را کفشی می‌دانند که برای همه مناسبت‌ها مناسب است. این کفش را که نه زیاد گران است و نه ارزان می‌توان در محل کار پوشید، در خیابان، در "After- Work" پارتی و ده‌ها مناسبت دیگر.

dw

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

موسیقی برای خود، موسیقی بی هدف، موسیقی به عنوان گفتگویی میان آهنگساز و خودش. پیش از بتهوون هیچ قصدی در کار نبود. پیش از بتهوون موسیقی در خدمت نشاط و سرور قدرت ها بود.

بیان و پایگاه عبودیت بود برای همگان از خرد و درشت و همراه با رقص بود و موسیقی وسیله و تدبیری بود برای فراگیری موسیقی! موسیقی نوشته می شد برای مصارفی مشخص: برای کنسرت یا به فرمان و سفارش قدرت های دنیوی و اخروی، که در آن نشانه هایی از خود را می خواستند و می گذاشتند که از آن "مس" ها، اپراها و کنسرت ها پدید آید، همان گونه که شمایل مذهبی و پرتره های مقتدران.

در سال های بتهوون تازه موسیقی می آغازید تا از این محدوده، از این مرحله درگریزد. اپرا به گفتگو آمده بود. صحبت از هندل و هایدن بود که در جهان به "ارواح خلاق" شهرت یافته بودند. ولی از آن چه امروز برای ما زندگی بین المللی موسیقی تلقی می شود، هیچ نشانه و اشاره ای نبود. در کلیسا موسیقی برای همگان یکسان و مشترک بود. ولی موسیقی مطلق و موسیقی دراماتیک فقط جمع شنونده محدودی را در طبقات ممتاز برای خود فراهم آورده بود.

بورژوازی در آستانه در قرار داشت و آن را با چهار ضربه پنجمین سنفونی بتهوون به کوبیدن می گرفت.

اجتناب ناپذیر بود. موسیقی می بایست از کلیساها و بارگاه های فئودالی به سوی تمامی مردم می آمد. اگر بتهوون در زمانی که چنین حادثه ای رخ می نمود وجود نمی داشت، دیگری جا و نقش او را می گرفت. البته بتهوون جانشین همانند بتهوون واقعی یک قرن تمام پیشتازی نمی داشت. تنها قرن جدید را گشایش می داد. او "دانتون" موسیقی نو می شد، ولی البته نه در وحدت شخصیتی با دانتون، روبسپیر و ناپلئون. و این که چنین آدمیزادی در آن هنگام چون بتهوون موجودیت می یافت، امری اجتناب ناپذیر بود. درست به مانند انقلاب فرانسه، درست چون "رفورماسیون". پیش از آن نوعی آرمونی در موسیقی زندگی داشت. "بهشت گمشده" ای بود، پیش از آغاز بلوغ. موسیقی مطلق هنوز در مرحله ی معصومانه خلوص قرار داشت. وجود و جوهر آن آهنگین و زیبا بود. شاد و سبکبال بود، حتی آن جا که جدی می نمود. حتی آن هنگام که زشتی ها را متجلی می کرد، زیبا بود. او خود و در خود زندگی داشت. رنگ آمیزی ملی و آگاهی ملی با موسیقی هنری بیگانه بودند (حتی اگر علیه سیطره پیشین ایتالیایی ها گفتگویی در می گرفت). گلوک و موتسارت متن های ایتالیایی را به نوا در آوردند، البته بی آن که نتیجه کار، موسیقی آلمانی، ایتالیایی و یا فرانسوی باشد. میان اپرای جدی و اپرای شاد، تفکیکی موجود بود. ولی موسیقی هیچ گونه بیانی یا توصیفی را نمی شناخت. و این حتی تنها برای متن ها محفوظ مانده بود. هنگامی که خدایان در "ارفنوس" اثر گلوک می خواندند، نفرت و کینه در نهایت قدرت رخ نشان می داد. و وقتی ارفنوس شکوه سر می کرد، موسیقی نیز با بیان اوج خوشبختی عشق مطابقت می یافت. موسیقی تمرین هنری نظام بالاتری بود درست به مانند اجرا کنندگان که نقش خود را به اجرا در می آوردند، آهنگسازان نیز نقش شاهانه خود را با الحان و اصوات ایفا می کردند.

اگر موتسارت خیالاتی می بود، هرگز بدان اندیشه نمی کرد که درد زندگی خود را بیان کند. هیچ زرگر غمگینی بازوبند زشت و غم انگیزی نمی سازد.

حال تو می دانی که بتهوون با موسیقی چه کرده است.

او می آغازد، آن جا که موسیقی آغاز می شود. و او هر آینده ای را در بر می گیرد. البته برای سفارش دهندگان و نیز برای مصارف شخصی خود به عنوان پیانیست کنسرت، آهنگ می پرداخت، ولی روی سخن او تنها با جمع شنونده مشخص آن زمانی او نبود. جمع شنونده بتهوون بشریت بود. او در هیچ نغمه ای ما را در آن چه که می گوید و منظور دارد، به تردید نمی اندازد. او از راه موسیقی به ما آگاهی می دهد که چه می خواهد و چه می جوید.

به تمامی بر فرم ها چیرگی دارد ولی تنها به پرداختن به فرم ها بسنده نمی کند. آن ها را به بحث می گذارد. از آن ها مسئله می سازد، تا منتهاالیه، تا جای مقدور آنها را گسترش می دهد. او بی نظم و بی آیین نیست. ولی آیین های مستقل و نامحدود برای نقش پر شکوه خود می آفریند. برای اولین بار در موسیقی بتهوون با قدرت خشونت و فریاد روبروییم.

تاثیر بتهوون در آدم های هم زمان و سرزمین های مجاور دیار او همانند تاثیر موتزارت و هایدن است. ولی وی در این مورد نقشی سترگ تر بر عهده دارد. زیرا که موسیقی مطلق یک صد سال به کار گرفته شد، تا با او به همت او رنگی جدی به خود بگیرد و به اوج تعالی خود برسد.

از سال ۱۹۰۰، موسیقی تمامی درها را در پشت سر خود بست. درهایی را که بتهوون گشوده بود!

bbc news

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

لودویگ فان بتهوون نزدیک به سه قرن است که عزیز دردانه جهان موسیقی است. عشق و علاقه به او طی این سالیان دراز نه تنها کاهش نگرفته که هر سال پر شورتر شده است.

هر سال در سراسر جهان سمینارها، کنگره ها، کنسرت ها، رسیتال ها و جشنواره های بی شمار برای شناختن زندگی و آثار او برگزار می شود. میلیون ها نسخه از آثار جاودانه او باز تولید و باز پخش می شود و نام درخشان او هنوز نقل محافل فرهنگی جهان است.

از جمله گرد همائی های معروف بتهوونی باید از جشن سالانه بتهوون در زادگاهش شهر بن در آلمان یاد کرد که پیشینه اش به ۲۳۰ سال پیش ، به سال ۱۸۴۵ برمی گردد.

جشن بتهوون از آن تاریخ تاکنون به ویژه در زمان جنگ جهانی دوم کارش به وقفه های کوتاه مدت کشید ولی باز به همت هنرمندان و بتهوون دوستان سر پا ایستاده و تا امروز خود را نگاه داشته است.

امسال جشن بتهوون به مناسبت ۱۹۰ امین سال آفرینش قصیده شادی (سمفونی نهم) پر و پیمان تر از همیشه از ۶ سپتامبر تا ۳ اکتبر در شهر بن برگزار می شود. سولیست ها و گروه های مشهور از سراسر جهان در آن حضور دارند و تمامی آثار بتهوون را اجرا می کنند. این گروه ها نه تنها از کشورهای غربی که از آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین نیز می آیند.

حتی ایرانیان نیز نقشی در جشن امسال بتهوون دارند. منوچهر رادین، هنرپیشه قدیمی تئاتر در بخشی از جشن که به گوته مربوط می شود، چند غزل از حافظ را روی صحنه می خواند و بازی می کند.

شاید برای نخستین بار باشد که همه سمفونی ها، کنسرتوها، سونات ها و کوارتت های بتهون را می توان در جشنواره ای شنید. واقعا بتهوون به محبوب ترین هنرمند جهان تبدیل شده است.

او دردانه موسیقی دیروز و امروز و فرداست. درباره این دردانه بسیار نوشته و گفته اند، ولی شاید هیچ کس چون نویسنده و ناقد اتریشی، هانس وایگل (۱۹۰۸-۱۹۹۱ ) او را در رابطه با زندگی و جامعه تفسیر نکرده باشد.

برشی از نوشته هانس وایگل را در زیر می خوانید:

دور و بر بتهوون مگرد! سکندری خواهی خورد. یا از سر او می گذری و یا از طریق او به قلمرو سرشار موسیقی راه می یابی. موسیقی یا به سوی او یا از سوی او جاری است. آن چه میان تو و او در قلمرو موسیقی مطلق رخ می دهد، همانی است که میان تو و ریچارد واگنر در محدوده موسیقی دراماتیک اتفاق می افتد. البته این دومی دیرتر.

با بتهوون موسیقی می آغازد و با او نیز کنار می گیرد. سترگی او از آغاز تا پایان و از اوج تا اعماق است و هنگامی که تو این از اوج تا اعماق را دریابی، او را خواهی فهمید. و قبل از همه مقام او را در جریان تکامل موسیقی خواهی فهمید.

او اجتناب ناپذیر بود. اجتناب ناپذیر همان گونه که بلوغ در زندگی انسان. همان گونه که نبرد تروا. همان گونه که پیدایی آمریکا و همان گونه که طرد آدم از بهشت و بلایای دیگر!

بتهوون شناخت خوبی و بدی، زشتی و زیبایی را در موسیقی نیز جاری ساخت. او "پرومته" است با آتش که قهرمانانه به سرزمین موسیقی اعتدال یافته، که قبل از او موجود بوده، راه یافته است.

و تو می پرسی پیش از او چه بود؟

bbc news

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

می‌گویند یک ستاره موسیقی راک واقعی بازنشسته نمی‌شود؛ او در ۲۷ سالگی می‌میرد و به کلوب ۲۷ می‌پیوندد. هنوز هیچ کس معمای مرگ ستارگان موسیقی راک در سن ۲۷ سالگی را کشف نکرده است. شاید این امر یک تصادف غم‌انگیز باشد.

«من صدها بار مرده‌ام»

هنوز مشخص نیست چرا امی واینهاوس، که دوره ترک اعتیاد به الکل را به پایان رسانده بود، در بیست‌ و‌ سوم ژوئیه سال ۲۰۱۱ در سن ۲۷ سالگی، آن قدر نوشید تا بمیرد. این اسطوره موسیقی جاز، سول و بلوز در سال ۲۰۰۶ با آلبوم "بازگشت به سیاهی" موفق شد ۵ جایزه گرمی دریافت کند. مرگ او ۱۷ سال بعد از مرگ کوباین اتفاق افتاد که او هم در ۲۷ سالگی درگذشته بود. مرگ امی واینهاوس توجه جهانیان را بار دیگر به کلوب ۲۷ جلب کرد.

«سوگند می‌خورم که تفنگی ندارم»

کرت کوبین در ماه آوریل سال ۱۹۹۴ در سن ۲۷ سالگی با یک تفنگ ساچمه‌ای به زندگی‌اش پایان داد. مواد مخدر و درد معده تا پایان این ستاره راک اهل آمریکا و بنیادگذار گروه "گرانج نیروانا" را عذاب داد. با مرگ او نه تنها "نیروانا" به کار خود پایان داد، بلکه یک دوره کوتاه موسیقی پرالتهاب نیز به پایان رسید. "گرانج نیروانا" نشانی بود از مبارزه با تصویر ساختگی از "زندگی آرام و بی‌دغدغه" که در دهه ۱۹۹۰ جریان داشت.

«آزادی‌ای که من از آن صحبت می‌کنم دادنی نیست»

جیم موریسون در شهر ملبورن ایالت فلوریدا به دنیا آمد. او دانش‌آموخته دانشگاه یوسی‌ال‌ای آمریکا بود و مغز متفکر گروه "دورز" بود. موریسون آنچه بسیاری شهامت گفتن‌اش را نداشتند، برزبان می‌آورد. او با ترک گروه موسیقی‌اش به پاریس رفت. در سوم ژوئیه سال ۱۹۷۱ جسد جیم موریسون را در وان آپارتمان‌اش یافتند. گفته شد دلیل مرگ ایست قلبی به خاطر مصرف بیش از اندازه مواد مخدر بوده است. او به هنگام مرگ ۲۷ ساله بود.

«شما نمی‌توانید همیشه به خواست خود برسید»

برایان جونز از بنیادگذاران گروه "رولینگ استونز" بود. این گیتاریست و هارمونیکا نواز برجسته به همراه گروه‌ خود بخشی جدایی‌ناپذیر از ضد فرهنگ دهه ۶۰ میلادی بود. او در میانه این دهه و دوران طلایی خود، سمبلی از سرکشی جوانی بود. مصرف زیاد مواد روان‌گردان از طرف برایان جونز سبب شد که افراد گروه او را از جمع خود برانند. در ماه ژوئیه سال ۱۹۶۹ پیکر او را در سن ۲۷ سالگی در استخر خانه‌اش بازیافتند.

«غبار بنفشی مغزم را فراگرفته است»

جیمی هندریکس را نماد جنبش هیپی‌گری، خداوندگار گیتار و بت نسلی می‌دانند که به مواد مخدر روی آورد. او در تنگدستی بزرگ شد. این اسطوره آمریکایی گیتار نه ساله بود که مادر و پدرش از هم جدا شدند. تمام دورن شکوفایی هنری او چهار سال بیشتر دوام نداشت. خیلی زود رابطه او و همکارانش به هم خورد و او به مواد مخدر پناه برد. در یک روز سپتامبر سال ۱۹۷۰ در هتلی ۹ قرص خواب‌آور خورد و در ۲۷ سالگی دیگر بیدار نشد.

«هرگز به گریه شبانه‌ام گوش نده»

همه‌چیز برای جنیس جاپلین، خواننده و آهنگ‌ساز آمریکایی با هم شروع شد: خواندن، ودکا، مواد مخدر و پیشرفت‌های هنری. جاپلین که از اسطوره‌های موسیقی راک به‌شمار می‌رود می‌گفت: «روی صحنه با ۲۵ هزار نفر به خواب رفته و پس از بیداری به تنهایی به خانه‌می‌روم.» او در چهارم اکتبر ۱۹۷۰ در سن ۲۷ سالگی به خاطر مصرف زیاد هروئین درگذشت. صدای منحصربه‌فرد خش‌دار و نوع موسیقی تلفیقی‌اش از راک و بلوز از یادها نمی‌رود.

«خودکشی دردناک نیست»

گروه منیک استریت پریچرز (Manic Street Preachers) پاسخی به پانک‌های دهه ۱۹۷۰ بود: لباس‌های عجیب و غریب، آرایش تند و متن‌های زننده پایه‌های اصلی بودند. خواننده، گیتاریست و بخصوص نویسنده ترانه‌های این گروه ریچی ادواردز، هنرمند اهل ویلز بود. ریچی ادواردز در اول فوریه ۱۹۹۵ بدون هیچ اثری در لندن ناپدید شد. او در زمان ناپدید شدن‌اش ۲۷ ساله بود.

dw

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

پنجاه سالگی ستاره ماتریکس

کیانو ریوز، ستاره محبوب و پرکار هالیوود روز ۲ سپتامبر ۲۰۱۴ تولد پنجاه سالگی‌اش را جشن گرفت. او با وجود گذشت نیم‌قرن از عمرش توانسته شادابی و جوانی خود را حفظ کند. "وکیل‌مدافع شیطان" و سه‌گانه‌های "ماتریکس" از جمله فیلم‌های به‌یادماندنی این بازیگر کانادایی هستند. کیانو ریوز یکی از موفق‌ترین و پردرآمدترین بازیگران هالیوود محسوب می‌شود. 

تارانتینو و یک وسترن تازه

کونتین تارانتینو، کارگردان موفق آمریکایی قصد دارد اثر جدید خود را که The Hateful Eight نام دارد و به ژانر وسترن تعلق دارد، در سال ۲۰۱۵ روانه سینماها کند. این فیلمساز ۵۱ ساله پس از آنکه جزییات مربوط به فیلمنامه این اثر دزدیده شده و در اینترنت لو رفت، اعلام کرده بود که از ادامه این پروژه صرف‌نظر می‌کند. 

اسکارلت جوهانسون دختردار شد

اسکارلت جوهانسون، بازیگر ۲۹ ساله آمریکایی نخستین فرزند خود را به دنیا آورد. او و نامزدش، رومن دوریاک نام دختر مشترکشان را Rose Dorothy گذاشته‌اند. دوریاک خبرنگاری اهل فرانسه است. او و اسکارلت جوهانسون در ماه اوت ۲۰۱۳ نامزدی خود را رسما اعلام کرده بودند. 

فعالیت خیریه برد پیت و آنجلینا جولی

برد پیت و آنجلینا جولی، زوج رویایی هالیوود ۵ میلیون دلار (حدود ۴ میلیون یورو) از طریق فروش عکس‌های مراسم ازدواج خود درآمد داشته‌اند. این دو ستاره قصد دارند این مبلغ را به بنیاد جولی‌−پیت که خود آن را در سال ۲۰۰۶ تاسیس کرده‌اند، اهدا کنند. این بنیاد پروژه‌های زیست‌محیطی، عمرانی و بشردوستانه در سراسر جهان را مورد پشتیبانی قرار می‌دهد. 

رکوردشکنی جنیفر لارنس

جنیفر لارنس، بازیگر ۲۴ ساله آمریکایی نه تنها از شکارکنندگان جایزه اسکار است، بلکه موفق به رکوردشکنی نیز شده است. در کتاب گینس ۲۰۱۵ نام او به عنوان موفق‌ترین قهرمان فیلم ثبت شده است. دو قسمت فیلم "عطش مبارزه" با بازیگری جنیفر لارنس در سراسر جهان ۱۷ / ۱ میلیارد یورو فروش داشته‌اند. جنیفر لارنس (چپ) در صحنه‌ای از فیلم "عطش مبارزه". 

جیمز بلانت ازدواج کرد

جیمز بلانت، خواننده محبوب و موفق بریتانیا در کلیسای کوچکی در جزیره اسپانیایی مایورکا با سوفیا ولسلی ازدواج کرد. بلانت ۴۰ ساله در ماه دسامبر سال گذشته از سوفیا درخواست ازدواج کرده بود. سوفیا ولسلی، از اشرف‌زادگان بریتانیا است. 

dw

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

آخرین بار که کیت بوش روی صحنه رفت، ۱۴ مه ۱۹۷۹ بود و ۳۵ سال بعد را از صحنه دور ماند. این خواننده بریتانیایی تنها ۱۲ سال پیش در یک اجرای زنده کوتاه دیوید گیلمور را همراهی کرد.

او به تازگی سکوتش را در کنسرتی باشکوه شکست.کیت بوش تنها ۱۶ سال داشت که به سفارش دیوید گیلمور، گیتاریست گروه پینک فلوید، توانست قراردادی را با کمپانی موسیقی "ای‌ام‌آی" امضا کند. سه سال بعد ترانه "بلندی‌های بادگیر" را با الهام از رمانی به همین نام به قلم امیلی برونته، نویسنده شهیر بریتانیایی خواند؛ ترانه‌ای که به سرعت در صدر جدول ترانه‌های پرفروش بریتانیا قرار گرفت و از این دختر جوان یک‌شبه ستاره‌ای نوظهور ساخت.

او پس از آن چندین آلبوم روانه بازار کرد‌ که هر کدام یکی پس از دیگری با استقبال هواداران روبرو شدند.

کیت بوش در سال ۱۹۷۹ زمانی که ۲۰ سال داشت، به روی صحنه رفت و آخرین اجرایش را روز ۱۴ مه در سالن آپولوی لندن برگزار کرد. این اولین و آخرین تور کیت بوش بود؛ توری که "تور زندگی" نام داشت و در مجموع شامل ۲۹ اجرا در اروپا در عرض شش هفته در ماه‌های آوریل و مه آن سال بود.

پنج سال از آن اجرا گذشت. ده‌ سال. بیست سال. اما همچنان خبری از اجرای زنده برای هواداران نبود.کیت بوش در تمام آن سال‌ها بارها به برگزاری کنسرت‌های بزرگ فکر کرد، اما هر بار یک جای کار می‌لنگید؛ یک بار زمان مناسب نبود، بار دیگر نحوه برگزاری کنسرت را نمی‌پسندید یا امکانات فنی برای تحقق ایده‌ها روی سن محقق نبود. زیرا که او فردی کمال‌طلب بود.

او در سال ۲۰۰۲ به طور ناگهانی در جشنواره رویال هال در شهر لندن، به روی صحنه رفت، البته به عنوان خواننده مهمان و به دعوت دیوید گیلمور. آنها همراه با هم ترانه‌ معروف " Comfortably Numb" از پینک فلوید را با تنظیمی متفاوت از نسخه اصلی اجرا کردند.

آن اجرا تنها اجرای زنده کیت بوش در تمام این دوران بود.

ماه مارس اما طرفداران کیت بوش غافلگیر شدند زیرا اعلام شد که وی در ماه اوت و سپتامبر ۲۲ اجرا در سالن آپولوی لندن خواهد داشت. کنسرتی که "پیش از سپیده‌‌دم" نام‌گذاری شده بود و تمامی بلیت‌های آن در عرض پانزده دقیقه به فروش رفت. شامگاه سه‌شنبه (۲۶ اوت) پس از ۳۵ سال انتظار هواداران به پایان رسید.

کیت بوش در بریتانیا یک چهره مقدس ملی به شمار می‌رود و او را معادل مؤنث دیوید بووی، خواننده نامدار بریتانیایی می‌دانند. او همچنین یکی از اسرارآمیزترین هنرمندان این کشور به شمار می‌رود.

‌شامگاه سه‌شنبه کیت بوش و گروه هفت نفره‌اش کنسرت را با ترانه "لیلی" آغاز کردند؛ ترانه‌ای که لزوما بهترین اثرش به شمار نمی‌رود اما قطعا یکی از ترانه‌های کوبنده‌اش است. ۳۵۰۰ نفری که در آن شب در سالن آپولو به تماشای این کنسرت نشستند با این ترانه و در همان ابتدا متوجه شدند که کیت بوش پس از سال‌ها دوری بازگشتی کوبنده به روی صحنه خواهد داشت.

dw

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

لباسی نسبتا بلند، بدون کلاه، آستردار، دو ردیف دکمه با یک کمربند؛ سال‌هاست که بارانی به یکی از لباس‌‌های مرسوم مردان و زنان تبدیل شده و بعضی حتی عقیده دارند که هر کسی باید دست‌کم یک بارانی در کمد لباسش داشته باشد.

کمتر کسی از سرگذشت بارانی (در زبان انگلیسی ) و تاریخچه‌اش‌، قبل از اینکه پایش به دنیای مد باز شود، خبر دارد. بارانی که حالا مددوستان سفت و سخت به آن چسبیده‌اند، زمانی بخش جدایی ناپذیر یونیفرم افسران ارتش بریتانیا بود.

اگر رد آن را دنبال کنید، به اواخر قرن ۱۹ میلادی می‌رسید؛ زمانی که توماس بِربِری، خیاط انگلیسی به همراه شرکت تولید‌کننده لباس Aquascutum با یک تیر دو نشان زدند: طراحی لباسی مقاوم در برابر آب تا افسران ارتش ملکه ویکتوریا در برابر آب و هوای متغیر بریتانیا هم چیزی برای محافظت خود داشته باشند و هم بتوانند به عنوان بخشی از یونفیرم‌شان به تن کنند.



این لباس که نام "Tielocken" را داشت‌، بسیار مورد استقبال قرار گرفت.

توماس بربری در یک آگهی تبلیغاتی که سال ۱۹۱۲ چاپ شد، توصیف افسری با نام مخفف H.S در مورد این لباس جدید را چاپ کرد: «این بارانی اینقدر راحت است که وقتی از تن درمی‌آورم‌، ناراحت می‌شوم. این لباس بهترین محافظی است که تا به حال در برابر باد، برف و باران داشته‌ام.»

این تعریف و تمجید البته بیراهه و واهی نبود. این پوشش ارتشی که تا سر زانو می‌رسید واقعا تمام ‌چیزی بود که یک افسر آن زمان به آن احتیاج داشت؛ مثلا سرشانه‌هایی که بارانی داشت، بهترین مکان برای نصب مدال و درجه بود. این سرشانه‌ها همچنین مانع از آن می‌شد که بند چرمی که اسلحه در آن جای می‌گرفت، از روی شانه به پایین بلغزد.

حلقه‌های فلزی که روی کمرباند بارانی وجود داشت، هم بسیار به کار می‌آمدند. این حلقه‌ها (اصطلاحا سوراخ‌بان) که روی سوراخ‌های ایجاد شده روی چرم اعمال می‌شدند‌، محل مناسبی برای آویختن نارنجک یا اشیای دیگر بودند.



لقبی که ماندگار شد

بارانی ‌خاکی رنگ برای نخستین بار در جنگ بوئر دوم (۱۸۹۹ تا ۱۹۰۲) بود که به کار گرفته شد؛ لباسی به رنگ استتار که جلب توجه نمی‌کرد. اما این جنگ جهانی اول بود که این لباس را به شهرت رساند. از آنجایی که این بارانی در سنگرهای گودالی سربازان انگلیسی (Trench) بسیار به کار آمد و به آن‌ها خدمت کرد، به سرعت دارای لقب شد: Trenchcoat.به این ترتیب این لقب روی این بارانی ماندگار شد.

دل کندن از بارانی برای سربازان انگلیسی پس از پایان جنگ کار ساده‌ای نبود، برای همین آن‌ها این یونیفرم نظامی را با خود به خانه آوردند. اندکی بعد بارانی چنان جای خود را در زندگی روزمره بریتانیا باز کرد که مردم کوچه و خیابان نیز آن را خریده و به تن کردند.

شهرتی فراتر از مرزها

شهرت بارانی از مرزهای بریتانیا فراتر نیز رفت و به مرور در جهان نیز تبدیل به لباسی همه‌پسند شد. در این میان هالیوود هم بارانی را کشف کرد و ستاره‌های مشهور آن زمان با به تن کردن آن بیش از پیش بر طبل شهرتش کوبیدند.



همفری بوگارت در فیلم "شاهین مالت" و بعدها پیتر فالک در نقش ستوان کلمبو، از بارانی لباسی ویژه کارآگاهان ساختند. در صحنه پایانی و به یادماندنی فیلم "صبحانه در تیفانی" نیز هالی گولایتلی با بازی آدری هپبورن در حالی که بارانی بر تن کرده بود، زیر باران سیل‌‌آسا بوسه‌ای را بر لبان معشوقش زد.



بارانی که زمانی لباس نظامیان بود، دنیای مد را به تسخیر خود درآورد و امروزه در اندازه‌ها و رنگ‌های مختلف به فروش می‌رسد. بارانی در حالی همچنان جای خود را به عنوان یکی از پوشش‌های محبوب در سراسر جهان حفظ کرده که اینک کمتر کسی از گذشته پر فراز و نشیب آن خبر دارد.

dw

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

راننده‌شان می‌گوید دعوا برسر یک زن بوده است. خودشان می‌گفتند " اختلاف نظر داریم اما دعوا نداریم". متخصصان می‌گویند موضوع بر سر نحوه تولید بوده است.

هرچه که بود، حاصل آن، دو کنسرن تولید لوازم ورزشی "آدیداس" و "پوما" شد. اما ماجرا چگونه آغاز شد.هرتسوگن آوراخ (Herzogenaurach) شهر کوچکی با ۲۴ هزار نفر جمعیت در نزدیکی نورنبرگ واقع در جنوب آلمان است. در این شهر دو برادر به نام‌های "آدولف" و "رودولف" داسلر زندگی می‌کردند.هرچند در شهر هرتسوگن آوراخ کفاشی سنتی دیرینه دارد، اما آدولف داسلر  که همه او را "آدی" می‌نامیدند، نخست به پیشه نانوایی روی می‌آورد. او اما در سال ۱۹۲۰ در گوشه‌ای از آشپزخانه مادر شروع به کفاشی می‌کند و سه سال بعد برادر کوچکترش رودولف نیز به او می‌پیوند و این دو بعدا یک کارگاه کفاشی را بنیان می‌نهند.

کارگاه کفاشی داسلر‌ها بزودی به یک کارخانه تبدیل شد و در سال ۱۹۳۰ تولید کفش‌های ورزشی آن‌ها به ده هزار و پانصد جفت کفش دو و میدانی و ۱۸ هزار و ۵۰۰ جفت کفش فوتبال رسید.در المپیک برلین یعنی در سال ۱۹۳۶ تمامی ورزشکاران آلمانی با کفش‌های برادران داسلر وارد میدان رقابت‌ها شدند.آدی داسلر که خود ورزشکار بود برای تولید کفش‌های ورزشی مناسب یک فلسفه بنیادین داشت و آن اینکه کفش باید مناسب پای ورزشکار و رشته ورزشی ساخته شده باشد. او بدین منظور همکارانش‌را به میادین گوناگونی چون پرتاب نیزه، شمشیربازی، تنیس یا فوتبال می‌فرستاد تا قبل از تولید کفش در مورد آن رشته تحقیق کنند.برادران داسلر بدعت دیگری نیز از خود برجا گذاردند. آن‌ها برای نخستین بار در جهان تبلیغ از چهره یک ستاره ورزشی برای بازاریابی استفاده کردند. جسی اونز دونده آمریکایی امروز هم دو کنسرن آدیداس و پوما از چهره ستارگان ورزشی برای تبلیغ و بازاریابی استفاده می‌کنند.در دهه چهل میلادی شعله‌های جنگ خانمانسوز جهانی دوم، برادران داسلر را نیز به کام خود فرو برد و آن‌ها پس از بازگشت از جنگ به‌سختی توانستند کارخانه خود را سرپا نگه‌دارند. چادرها و لاستیک‌های باقی‌مانده از جنگ تنها مواد اولیه‌ای بود که آن‌ها از آن برای تولید کفش دراختیار داشتند. با کفش ساخت برادران داسلر موفق به کسب چهار مدال طلا در المپیک برلین شد و او نخستین ستاره‌ای بود که به تبلیغ برای لوازم ورزشی پرداخت.در سال‌های دهه چهل میلادی هم بود که اختلافات دو برادر بالاگرفت و بالاخره در سال ۱۹۴۸ این دو از هم جدا شدند. آدی داسلر با استفاده از اختصار سه حرف اول نام و نام فامیلی‌اش نام "آدیداس" را برای کارخانه خود برگزید.رودولف داسلر، برادر کوچکتر هم نخست با استفاده از اختصار دو حرف اول نام و نام خانوادگی‌اش، نام "رودا" را برای کارخانه خود برگزید و سپس آن را به "پوما" تغییر داد.اختلاف دو برادر در محدوده خانواده داسلر باقی نماند. شهردار شهر هرتسوگن آوراخ می‌گوید: «کارمندان و کارگران آدیداس و پوما این دو برادر را بسیار دوست داشتند و به آنها وفادار بودند. در شهر مردم حتی جواب سلام فردی که لباس و کفش مارک مخالف را برتن داشت نمی‌دادند. هرچند حالا اوضاع تغییر کرده، اما در آن زمان حتی هیچ ازدواجی بین کارمندان دو شرکت نیز صورت نمی‌گرفت.»

موفقیت بین‌المللی آدیداس اما از سال ۱۹۵۴ آغاز شد. در این سال تیم ملی فوتبال آلمان با کفش‌های آدیداس که دارای "استوک پیچی" بود موفق شد به عنوان قهرمانی جهان دست یابد. اووه زه‌لر، پیشکسوت افسانه‌ای فوتبال آلمان می‌گوید:«این کفش‌ها یک معجزه بودند».فریتس والتر در خاطرات خود می‌نویسد:«چشم‌های آدی داسلر که همراه تیم به مسابقات جام جهانی برن رفته بود، دائما به زمین دوخته شده بود. سب هربرگر سر مربی تیم که همه او را رئیس صدا می‌کردند، به محض تغییر هوا فریاد می‌زد "آدی استوک‌‌ها را بزن"».شرکت پوما اما معتقد است "استوک پیچی کفش فوتبال، اختراع آدی داسلر نیست". آن‌ها با ارائه این کفش علیرغم جدایی دوبرادر، اما سرنوشت آدیداس و پوما شباهت‌های زیادی با هم دارد.هر دو شرکت به‌سرعت شهرت جهانی یافتند. در دهه هفتاد با ورود شرکت آمریکایی نایک هردو تحت فشار اقتصادی قرار گرفتند، زیرا نایک تولید خود را در کشورهایی با دستمزد پایین انجام می‌داد.

هر دو شرکت اما در دهه هشتاد با استفاده از روش‌های مدرن مدیریت و ورود به بازار سهام دور جدید شکوفایی را تجربه کردند.حالا میراث برادران داسلر که در دهه هفتاد درگذشتند، به کنسرن‌هایی جهانی تبدیل شده‌اند که میلیاردها یورو فروش سالانه دارند و ده‌ها هزار نفر کارمند و کارگر در سراسر جهان در کارخانه‌های آنها مشغول به کار هستند. جالب اینکه وجود مرکز کنسرن‌های آدیداس و پوما از شهر هرتسوگن آوراخ شهری مرفه ساخته و باعث شده تا این شهر حتی در بدترین شرایط اقتصادی نیز درصد بیکاری بسیار نازلی داشته باشد.جدال دو برادر آلمانی باعث بوجود آمدن کنسرن‌هایی شد که مارک و کیفیت تولیدات آن‌ها بر تن و پای ورزشکاران و در میادین ورزشی می‌درخشد. از آرشیو کارخانه معقتدند، رودلف نیز بر روی چنین کفشی کار می‌کرده است.

dw

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

ادل، خواننده معروف بریتانیایی، و شریک زندگی‌اش از یک آژانس عکاسی که در زمینه تهیه عکس‌های جنجالی فعالیت دارد، به خاطر انتشار تصاویری از پسر دوساله‌شان خسارت دریافت می‌کنند. گفته می‌شود که مبلغ پرداختی پنج رقمی است. این خواننده ۲۶ ساله بریتانیایی همواره در تلاش است که فرزندش را از انظار عموم دور نگاه دارد و حریم خصوصی خود را حتی‌الامکان حفظ کند.

dw

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

مادر ویتنی هیوستون، خواننده فقید عالم پاپ که در سال ۲۰۱۲ گذشت از ادامه پروژه ساخت فیلمی درباره زندگی دخترش نگران است. تهیه‌کنندگان این فیلم ظاهرا علیرغم مخالفت‌های خانواده ویتنی هیوستون کار ساخت این فیلم را همچنان پیش برده‌اند. انجلا باست، بازیگر آمریکایی قرار است این فیلم را کارگردانی کند. این نخستین تجربه‌ی او در زمینه کارگردانی است. ویتنی هیوستون در فوریه ۲۰۱۲ در سن ۴۸ سالگی درگذشت.

dw

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

در بهار سال ۱۹۹۴ بود که گروه پرآوازه پینک فلوید چهاردهمین و آخرین آلبوم استودیویی خود را به انتشار رساند؛ آلبومی به نام ‌‌‌‌‌"ناقوس جدایی" (The Division Bell) که قطعات آن عمدتا توسط دیوید گیلمور (گیتاریست و خواننده) و ریچارد رایت (نوازنده کیبورد) ساخته شده بودند. راجر واترز که برخی‌ها او را مغز متفکر پینک فلوید می‌دانند، در تهیه این آلبوم نقشی نداشت.

حال پالی سامسون، همسر دیوید گیلمور به‌طور غیرمرقبه در پیامی که در شبکه توییتر منتشر کرده، از انتشار آلبوم استودیویی جدید پینک فلوید سخن گفته که قرار است در ماه اکتبر سال جاری میلادی روانه بازار شود. این آلبوم "رودخانه بی‌پایان" نام خواهد داشت.

مسئول روابط عمومی دفتر دیوید گیلمور روز یکشنبه (۶ ژوئیه) در تماسی که از سوی نشریه معتبر "رولینگ استون" صورت گرفته، صحت این خبر را تایید کرده است.

به گفته‌ی پالی سامسون آلبوم جدید پینک فلوید از جمله دربرگیرنده‌ی دستاوردهایی است که اعضای گروه در همنوازی‌های خود برای تهیه آلبوم "ناقوس جدایی" ساخته بودند. از این رو قطعات آلبوم جدید به نوعی میراث ریچارد رایت، کیبوردنواز پینک‌فلوید نیز هستند. ریچارد رایت در سال ۲۰۰۸ بر اثر سرطان درگذشت.

گروهی پرنفوذ

پینک فلوید را می‌‌توان یکی از پرنفوذترین گروه‌های راک در جهان دانست. این گروه در سال ۱۹۶۵ پایه گذاری شد و در اواسط دهه هشتاد میلادی نیز با رفتن راجر واترز، دیگر از آن ترکیب جادویی برخوردار نبود.

پینک فلوید بزرگ‌ترین موفقیت‌های خود را در دهه هفتاد میلادی جشن گرفت. آلبوم‌های "نیمه‌ی تاریک ماه" و "دیوار" که به ترتیب در سال‌های ۱۹۷۳ و ۱۹۷۹ به انتشار رسیدند، از آثار فراموش‌نشدنی و تاثیرگذار در تاریخ موسیقی راک محسوب می‌شوند.

تا کنون بیش از ۷۰ میلیون نسخه از این دو آلبوم در سراسر جهان به فروش رفته و از این رو از پرفروش‌ترین آلبوم‌های پاپ و راک در جهان به شمار می‌روند.

آلبوم "ناقوس جدایی"، آخرین اثر استودیویی پینک فلوید نیز از لحاظ تجاری موفق بود و بیش از ۱۲ میلیون نسخه از آن نیز در سراسر جهان به فروش رسید. این آلبوم ۶۰ هفته در فهرست یکصد آلبوم پرفروش جهان قرار داشت.

dw

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

در ابتدا هیچ نشانه‌ای حکایت از آن نداشت که جورجیو آرمانی قرار است روزی به یکی از بزرگترین طراحان مد جهان تبدیل ‌شود. او ۱۱ ژوئیه ۱۹۳۴ در شهر پیاچنزا در ایتالیا متولد شد.

از سال‌های جنگ جان سالم به در برد و برای تحصیل در رشته پزشکی وارد دانشگاه شد که بعدها آن را نیمه‌‌کاره رها کرد. در دوران سربازی به صورت اتفاقی شغلی در بخش تبلیغات یک فروشگاه پیدا کرد و همین آغاز ورودش به دنیای مد شد.آرمانی در حالی طرح لباس می‌زد که هیچگاه برای این حرفه آموزش ندیده بود. در سال ۱۹۷۵ پس از سال‌ها کار کردن در آتلیه دیگر طراحان، او به همراه شریک زندگی‌اش سرجیو گالئوتی که در سال ۱۹۶۶ با او آشنا شده بود، شرکت آرمانی را در شهر میلان بنیان گذاشتند.جورجیو آرمانی از همان اوایل در تلاش برای نشست و برخاست با ستارگان سینما و موسیقی بود. پس از آن‌که در سال ۱۹۸۰ طراحی لباس‌های ریچارد گیر در فیلم "ژیگولوی آمریکایی" را بر عهده گرفت، نام آرمانی و لباس‌های متفاوت مردانه‌اش بر سر زبان‌ها افتاد. ریچارد گیر و جورجیو آرمانی تبدیل به دو ستاره‌ای شدند که این فیلم هالیوودی به دنیا معرفی کرد.جورجیو آرمانی هنوز هم یکی از مهم‌ترین طراحان صحنه مد میلان است؛ اگرچه علیرغم موفقیت تجاری از منظر مد سال‌هاست که طرح‌هایش دیگر آن شکوه گذشته را ندارد. حالا پیروان مد بیشتر به دنبال سلین، پرادا یا سن لوران می‌روند و آرمانی دیگر چندان "مد" نیست. با این همه جورجیو آرمانی بارها با انتقاد از مد روز تأکید کرده که روح زمانه برایش اهمیت چندانی ندارد؛ همانطور که برایش مهم نیست طرح‌هایش مد باشند یا نباشند.طرح‌های جورجیو آرمانی تاکنون بر تن بسیاری از چهره‌های سرشناس و ستاره‌های سینما رفته است. شارلین ویستاک، قهرمان پیشین شنا اهل آفریقای جنوبی سه سال پیش در مراسم عروسی‌اش در لباسی از جورجیو آرمانی به آلبرت، شاهزاده موناکو بله گفت. میلیون‌ها نفر در سراسر جهان شاهد پخش زنده این عروسی از شبکه‌های تلویزیونی بودند. جورجیو آرمانی نیز به این مراسم دعوت شده بود.جورجیو آرمانی در سال ۱۹۸۵ با از دست دادن شریک زندگی‌اش تنها مالک و مدیر شرکتی شد که امروزه در ۶۰ کشور فعالیت و سودی سالانه بیش از یک میلیارد یورو دارد. ثروت شخصی آرمانی بیش از ۷ میلیارد یورو تخمین زده می‌شود.

تصویری از کشتی تفریحی جورجو آرمانی در یکی از سواحل ایتالیا.

 

سوفیا لورن، هنرپیشه زیباروی ایتالیایی، سال‌هاست که طرح‌هایی از جورجیو آرمانی را به تن می‌کند و دوستی نزدیکی با این طراح هموطن دارد.

ماه مه امسال اعلام شد که بازیکنان باشگاه بایرن مونیخ از فصل آینده (۲۰۱۴/۲۰۱۵) کت و شلوارهای مارک آرمانی را به تن خواهند کرد. به گفته مسئولان بایرن، این باشگاه قراردادی سه ساله با شرکت آرمانی امضا کرده است. جورجیو آرمانی در پیامی بایرن مونیخ را تیمی فوق‌العاده و متشکل از قهرمانان استثنایی خوانده و گفت که به همین دلیل تصمیم به همکاری مجدد با این باشگاه گرفته است.جورجیو آرمانی در سال ۲۰۱۰ نخستین هتل به نام خود را در برج ۸۰۰ متری دوبی افتتاح کرد. طراحی این هتل نیز همانند طرح‌های لباس آرمانی، ساده اما لوکس است. یک شعبه دیگر این هتل نیز چندی بعد در شهر میلان گشایش یافت.یکی دیگر از دوستان جورجیو آرمانی‌، شون پن هنرپیشه هالیوود است. آرمانی یکی از حامیان کارزار خیریه شون پن برای کمک به هائیتی بوده است. او در سال ۲۰۰۲ به دلیل فعالیت‌های خیرخواهانه‌اش برای پناهجویان افغان به عنوان سفیر افتخاری کمیساریای عالی سازمان ملل برای پناهندگان انتخاب شد.

طرح‌های آرمانی ساده ولی در عین حال همراه با ظرافت است. او چیزهای زائد را در طرح‌هایش کنار می‌گذارد و خود را محدود به رنگ‌های خنثی می‌کند. شعار آرمانی بر ساده‌گرایی استوار است: less is more؛ مکتبی که سادگی و دوری از مفاهیم پیچیده را زیباتر از هر چیز دیگر می‌داند.برخلاف مارک‌های لوکس و گرانی نظیر پرادا یا گوچی، جورجیو آرمانی مارک آرمانی را رنگ و تنوع بخشیده است. برای مثال در سال ۱۹۹۱ برند "Armani Exchange" با این هدف به بازار آمد که کسانی نیز که لزوما متعلق به قشر پردرآمد نیستند اما به محصولات مارک‌دار علاقه دارند، از پس خرید محصولات آرمانی برآیند.کیت وینسلت، مگان فوکس، کریستین بیل از جمله هنرپیشگان و رافائل نادال، تنیسور سرشناس و دیوید بکام، فوتبالیست سابق بریتانیایی از جمله ورزشکارانی بوده‌اند که شرکت آرمانی از آنان برای تبلیغ محصولاتش بهره برده است.لیدی گاگا، خواننده آمریکایی که به پوشیدن لباس‌های عجیب و منحصر به فرد شهرت دارد، در پنجاه و دومین مراسم اهدای جوایز معتبر گرمی لباسی از جورجیو آرمانی را به تن کرد.جورجیو آرمانی چندی پیش گفته بود که زیباترین هدیه ‌تولدش را از تیم بسکتبال "المپیا میلانو" که با نام "EA7 Emporio Armani Mailand" شناخته می‌شود، گرفته است. طراح ایتالیایی خود مالک این باشگاه است. این تیم امسال موفق شد جام قهرمانی باشگاه‌های ایتالیا را از آن خود کند. آرمانی خود نیز در بازی فینال در حالی که لباس تیم را به تن کرده بود، در ورزشگاه حضور داشت.حدود پنج سال پیش جورجیو آرمانی به بیماری هپاتیت مبتلا شد. انتشار این خبر زنگ هشداری بود که در دنیای مد به صدا درآمد. این موضوع که پس از درگذشت آرمانی، چه کسی هدایت امپراتوری وی را بر عهده خواهد داشت، یکی از پرسش‌های اصلی دنیای مد است که تا کنون جوابی برای آن پیدا نشده است. آرمانی تاکنون از ورود به بازار بورس خودداری و پیشنهادات کمپانی‌های لوکس برای خرید برند آرمانی را بدون استثناء رد کرده است.

DW

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

پنج سال از درگذشت ناگهانی مایکل جکسون می‌گذرد. سبک موسیقی، رقص استثنایی و کنسرت‌های به یادماندنی او را به ستاره‌ای بی‌همتا در موسیقی پاپ تبدیل کردند که بی‌تردید تا سال‌های طولانی پس از مرگش همچنان درخشان باقی خواهد ماند.مایکل جکسون بی‌شک اگر نه مشهورترین و موفق‌ترین، بلکه یکی از مشهورترین و موفق‌ترین خوانندگان و رقصندگان تمام دوران است.

"سلطان پاپ" پنج‌سال پیش به طور غیرمنتظره در اثر ایست قلبی جان باخت.دوران کودکی مایکل جکسون آمیخته با جاه‌طلبی‌های پدری پرخاشگر بود که بی‌رحمانه از فرزندانش کار می‌کشید. مایکل هیچگاه به مدرسه نرفت و در خانه تحت تعلیم قرار گرفت. پنج ساله بود که برای نخستین بار همراه برادرانش به روی صحنه رفت.

در هفت سالگی او به تنهایی به عنوان خواننده و رقصنده در برابر تماشاگران برنامه اجرا کرد.در دهه ۷۰ میلادی مایکل  همراه با برادرانش در گروهی که آن را "جکسون فایو" نامیده‌ بودند، به روی صحنه رفت و نخستین موفقیت‌هایش را بدست آورد. این تک‌ستاره دنیای پاپ بعدها اغلب با تلخی از دوران کودکی‌اش یاد کرد. مایکل که در روز ۲۹ اوت ۱۹۵۸ چشم به جهان گشود، همراه با پنج برادر و سه خواهر در خانه‌ای کوچک در یکی از محله‌های کارگری مخصوص سیاه‌پوستان بزرگ شد.در دهه ۸۰ میلادی مایکل جکسون با آلبوم "تریلر" به موفقیت بی‌سابقه‌ای دست یافت. این آلبوم با فروش بیش از ۱۰۰ میلیون نسخه در جهان پرفروش‌ترین آلبوم تاریخ موسیقی لقب گرفته است. آلبوم "تریلر" پلکان ترقی مایکل به سوی جایگاهی یگانه در دنیای موسیقی پاپ شد.

ترانه‌های مایکل یکی پس از دیگری در صدر جدول ترانه‌های پرفروش در جهان جای گرفتند: "Billie Jean"، "Beat It" یا "The Girl is mine" هر کدام موفقیت‌های تجاری چشمگیری را کسب کردند. اما روی دیگر سکه که این موفقیت‌ها به همراه داشتند، فشار افکار عمومی و نمایان ساختن قسمت‌های تلخ و تاریک صنعت سرگرمی بودند. آن پسربچه کوچک حالا دیگر به هنرمندی بی‌همتا و محبوب، اما بدون زندگی شخصی و حریم خصوصی تبدیل شده بود.اواسط دهه ۹۰ میلادی فروش آلبوم‌های مایکل دیگر رونق سابق را نداشتند. او حالا دیگر از نظر ظاهری نیز تغییر کرده بود. پوستی که تا آن زمان به رنگ سیاه بود، به کمک عمل‌های جراحی متعدد به رنگ سفید درآمده بود. مایکل چندین بار نیز برای جراحی بینی تن به تیغ پزشکان داد.لیزا ماری پریسلی، تک دختر الویس پریسلی "سلطان راک اند رول" در تاریخ ۲۶ مه ۱۹۹۴ با مایکل جکسون ازدواج کرد. مراسم ازدواج این دو در جمهوری دومینیکن برگزار شد؛ ازدواجی که تنها ۱۹ ماه دوام یافت.زن بعدی در زندگی مایکل جکسون، دبی رو بود؛ پرستاری که در مطب پزشک معالج وی کار می‌کرد. در نوامبر ۱۹۹۶ مایکل به طور غیرمنتظره و ناگهانی در حاشیه تور کنسرت‌هایش در استرالیا با دبی که در آن زمان باردار بود، ازدواج کرد. از این ازدواج که ۳ سال به طول کشید دو فرزند بر جای مانده است.در سال ۱۹۹۷ "پرینس مایکل جکسون جونیور"  به دنیا آمد. یک سال بعد "پاریس مایکل کاترین جکسون" چشم به جهان گشود.

سومین فرزند با نام "پرینس مایکل جوزف جکسون دوم" در فوریه ۲۰۰۲ متولد شد. تا به امروز مادر سومین فرزند مایکل جکسون ناشناس مانده است.، هنرپیشه هالیوود، سال‌های زیادی را به عنوان دوست در کنار مایکل جکسون سپری کرد. او به ویژه در دوران‌های سختی که مایکل جکسون از سر گذراند، در زندگی‌سلطان پاپ حضور داشت و او را تنها نگذاشت.بدترین دوران زندگی مایکل زمانی بود که به وی اتهام سوءاستفاده جنسی از پسربچه‌ای‌زیر سن قانونی وارد شد. این پسر در سال ۱۹۹۳ مدعی شد که مایکل جکسون در اقامتگاهش به نام "نِوِرلند" وی را مورد آزار جنسی قرار داده است. این پرونده در ازای پرداخت خسارتی چند میلیون‌دلاری مختومه اعلام شد. سال ۲۰۰۵ اما اتهام سوءاستفاده جنسی از کودکان بار دیگر گریبان وی را گرفت. در جریان دومین دادرسی جزئیات زیادی از زندگی خصوصی مایکل به رسانه‌ها راه یافت. سلطان پاپ بیشتر و بیشتر از انظار عمومی کنار کشید.

او به همراه ۷۰ خدمتکار در مزرعه‌۲۷۰۰ هکتاری‌اش به نام "نورلند" در حومه سانتا باربارا در ایالت کالیفرنیا، روزگار می‌گذراند. نورلند از جمله دارای یک باغ‌وحش خصوصی با ۲۰۰ حیوان، سه جایگاه فرود هلیکوپتر، یک روستای سرخپوستی و یک جزیره مصنوعی بود.موفقیت‌های مایکل جکسون علیرغم فراز و بیش از همه نشیب‌های زندگی‌اش استثنایی بود‌ه‌اند. مجموعا ۱۳ ترانه وی جایگاه نخست جدول موسیقی آمریکا را بدست آورد. او ۱۳ جایزه گرمی بدست آورد و فروش آلبوم‌هایش حدود ۷۵۰ میلیون نسخه تخمین زده می‌شود. مایکل جکسون تقریبا تمامی ترانه‌هایش را خود نوشت و تنظیم کرد، با این حال وی قادر به نواختن هیچ ساز موسیقی نبود.در سال ۲۰۰۹ مایکل جکسون خبر از بازگشت دوباره به روی صحنه داد. طبق برنامه قرار بود روز ۱۳ ژوئیه نخستین کنسرت از مجموع ۵۰ کنسرت به نام "This is it" که تا مارس ۲۰۱۰ پیش‌بینی شده بود، در لندن اجرا شود. تمامی بلیت‌های کنسرت مایکل جکسون در لندن تنها در عرض چند دقیقه به فروش رفت.طرفداران مایکل جکسون نتوانستند بار دیگر شاهد هنرنمایی سلطان پاپ روی صحنه باشند. روز ۲۵ ژوئن ۲۰۰۹ او در پی یک حمله قلبی ناگهانی درگذشت. پیکر مایکل در میان غم و اندوه اعضای خانواده و نیز میلیون‌ها هوادار در گورستان "فارست لاون" به خاک سپرده شد.

درگذشت ناگهانی مایکل جکسون شبه‌های زیادی را به وجود آورد، اما در نهایت اعلام شد که دلیل ایست قلبی مصرف بیش از حد داروی خواب‌آور از جمله "پروپوفول" بوده است.سبک موسیقی، رقص منحصر به فرد، طرز لباس‌پوشیدن و کنسرت‌های به یادماندنی مایکل جکسون او را به ستاره‌ای بی‌همتا در موسیقی پاپ تبدیل کردند که بی‌تردید تا سال‌های طولانی پس از مرگش همچنان درخشان باقی خواهد ماند.در ماه مه ۲۰۱۴ آلبوم جدیدی از مایکل جکسون با عنوان Xscape شامل هشت ترانه از کارهای منتشر نشده وی به بازار آمد. این آلبوم توسط چند تن از تهیه‌کنندگان مشهور موسیقی پاپ از جمله تیمبالاند بازسازی و تکمیل شد. آلبوم Xscape یازدهمین آلبوم مایکل جکسون است و ترانه‌های آن را ال ای رید، مدیر شرکت تولید موسیقی اپیک، از بین کارهای ناتمام مایکل در دوران فعالیتش انتخاب کرده است.

DW

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

دیروز ( Yesterday) یک ترانه پاپ در آلبوم کمک (Help) می‌باشد که توسط گروه موسیقی بیتلز در سال ۱۹۶۵ ساخته شده است.

طبق کتاب رکوردهای گینس این ترانه با ۳۰۰۰ کاور متفاوت، بیشتر از هر ترانه دیگری در طول تاریخ توسط خوانندگان و ارکسترهای کوچک و بزرگ نقاط مختلف دنیا اجرا شده و همچنان محبوبیت خود را حفظ کرده‌است. شرکت ای‌ام‌آی رکوردز (EMI) اعلام داشته که این ترانه بیش از هفت میلیون بار، فقط در طول قرن بیستم اجرا شده‌است.

دیروز آواز تکنفرهٔ غمناکی است در سوگ جدایی و نخستین ترانه رسمی گروه بیتلز که با اتکا بر اجرای تنها یکی از اعضای گروه ارائه شد. پل مک‌کارتنی خالق این ترانه، به همراه یک ارکستر چهارنفره سازهای زهی، بدون همراهی دیگر اعضای گروه به اجرای آن پرداخته است.او این ترانه را در سواحل فرانسه زمانی که تور گروه بیتل در سال 1964 در این کشور بر پا بود نوشت ولی تا سال 1965 این ترانه اجرا نگردید.

مجله رولینگ استون در سال ۲۰۰۴ و در معرفی ۵۰۰ آهنگ برتر تمام دوران، رتبهٔ سیزدهم را به «دیروز» اختصاص داد. این ترانه توسط گروه بویزون ، باب دیلن ، مایکل بولتن و... هم به زیبایی اجرا شده است.این ترانه در تمام طبقه بندی های آهنگها جزو 100 آهنگ برتر قرار دارد.

 

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

           

الیزابت گرین یکی از هنرمندان عصر طلایی تصویر گری در آمریکاست.او متولد 1781(مرگ در 1954) می باشد او برای سالیان متمادی تصویر گر کتاب کودکان بود و سالها برای مجله هارپرز کار کرد. او پرورده آکادمی هنر های زیبای پنسیلوانیا بود. در اواخر قرن 19 و سالهای آغازین قرن بیستم اهمیت آثار او بعنوان یک هنرمند زن دارای اهمیت است .این دوران ،دوران تغییر نگرش های مردسالارانه حاکم بر جامعه آمریکایی می باشد .جایی که اهمیت کاری زنان کمتر از مردان بود.در حالیکه در آن زمان بیش از 88 درصد مشترکان بیش از 11000  مجله آمریکایی را زنان تشکیل می دادند .

زنان با اشتغال در این مجلات به عنوان تصویر گر توان ارائه نگرش خود را داشته و جهان را از دید خود تصویر می نمودند.این هنرمندان به نمایندگی از زن مدرن ،طلایه داران این عصر بودند.الیزابت قبل از 18 سالگی موفق به چاپ اولین اثر خود گردید.

این اثر از قلم و جوهر برای مجله  St. Nicholas خلق گردید .بعد از آن برای  Woman's Home Companion و سپس  Saturday Evening Post آثاری خلق نمود و در سال 1911 موفق به کسب قراردادی منحصر به فرد  با مجله Harper's Monthly شد. او همچنین یک تصویر کتاب پر مشغله بود.او در همین سال با شوهر خود Huger Elliott که یک پروفسور در آرشیتکت بود آشنا و ازدواج نمود.او در سال 1954 درگذشت و در سال  1994 بعنوان یکی از اعضای  تالار مشاهیر تصویر گری آمریکا شناخته شد.

جندی شاپور البرز خرداد 93

برخی از آثار این هنرمند در ادامه نوشتار

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

ادامه نوشتار ...



روز ۲۰ ماه مه ۲۰۱۴ مصادف بود با تولد ۷۰ سالگی جو کوکر، چهره‌ی پرسابقه عالم پاپ و راک که در طول پنج دهه فعالیت هنری خود فراز و نشیب‌های زیادی را پشت سر گذاشته است. حضور کوکر در فستیوال اسطوره‌ای وودستاک سبب شد که این خواننده بریتانیایی در صحنه موسیقی پاپ و راک آمریکا نیز مطرح شود و به شهرت برسد. استعداد فوق‌العاده جو کوکر در اجرای تازه‌ی ترانه‌های قدیمی نهفته است.

dw

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

           

مرگ گابریل گارسیا مارکز، نویسنده کلمبیایی واکنش‌های زیادی را به همراه داشته و روسای جمهوری کشورهای مختلف و نویسندگان در پیام‌هایی به او ادای احترام کرده‌اند.

گابریل گارسیا مارکز که نویسنده کتاب‌هایی چون صد سال تنهایی و عشق سال‌های وبا است، یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان اسپانیایی زبان به شمار می‌رفت.

سبک رئالیسم جادویی او در چهارگوشه دنیا طرفدار داشت و آثارش به بیشتر زبان‌های دنیا ترجمه شدند.

خوان مانوئل سانتوس، رییس جمهوری کلمبیا در توییتر خود به آقای مارکز ادای احترام کرده و باراک اوباما نیز در پیامی گفته جهان یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان الهام بخش خود را از دست داده است.

آقای سانتوس نوشته است: هزار سال تنهایی و غم برای مرگ بزرگ‌ترین کلمبیایی همه اعصار، چنین بزرگانی هیچگاه نمی‌میرند.

بیش از سی میلیون نسخه از کتاب صد سال تنهایی مارکز در جهان به فروش رفته و در سال ۱۹۸۲ نوبل ادبیات به او تعلق گرفت.

پیتر انگلوند، دبیر دایمی کمیته نوبل گفت: هنرمندی بزرگ از میان ما رفته اما هنر او در میان ماست. بسیاری از نویسندگان، سایه‌ای بیش نیستند اما گابریل گارسیا مارکز از آن دسته نویسندگانی بود که خود سایه می‌افکنند و او این کار را همچنان پس از مرگش ادامه خواهد داد.

ماریو بارگاس یوسا، نویسنده برنده نوبل ادبیات از پرو نیز مارکز را نویسنده‌ای بزرگ خطاب کرده است.

این دو با یکدیگر برای مدتی طولانی خصومت داشتند و حتی یک بار در سال ۱۹۷۶ در خیابان درگیر شدند.

آقای یوسا گفته است که داستان‌های او به حیاتشان ادامه خواهند داد و خواننده‌های جدیدی در همه جا خواهند یافت.

ایزابل آلنده، نویسنده شیلیایی نیز گفته است که در کتاب‌های مارکز، خانواده‌اش، کشورش و مردمانی را یافته که در تمام عمرش با آنها آشنا بوده.

خبرنگار بی بی سی می‌گوید فقدان مارکز به جز در کلمبیا در مکزیک نیز احساس خواهد شد. مکزیک برای بیش از سی سال، محل زندگی مارکز بود.
رییس جمهوری مکزیک نیز در توییتر خود از مرگ گابریل گارسیا مارکز ابراز تاسف کرده است.

شکیرا، خواننده سرشناس کلمبیایی نیز گفته است که یاد گابو (اسمی که مارکز با آن معروف بود) تا ابد در دلش خواهد بود.

گابریل گارسیا مارکز به جز نویسندگی در عرصه سیاسی نیز فعال بود و فیدل کاسترو، رهبر سابق کوبا از دوستان نزدیک او محسوب می شد.

او می‌گفت دوستی آنها بر مبنای علاقه‌شان به کتاب شکل گرفته و هر وقت با هم دیدار می‌کنند، از ادبیات صحبت می‌کنند.


خوان مانوئل سانتوس، رییس جمهوری کلمبیا در توییتر خود به آقای مارکز ادای احترام کرده است

بیل کلینتون، رییس جمهوری سابق آمریکا نیز از مارکز ستایش کرده و گفته است به خود می بالم که با او دوست بودم.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

از شگفتی‌های تاریخ بشر این است که درباره هیچ شخصیتی بیشتر از شکسپیر نوشته نشده، اما واقعیت این است که درباره زندگی او اطلاعاتی بسیار اندک در دست است، آن هم همراه با حدس و گمان:

۱۷ نوامبر ۱۵۵۸ ملکه الیزابت اول بر تخت سلطنت می‌نشیند.

۲۶ آوریل ۱۵۶۴ غسل تعمید ویلیام شکسپیر در استراتفورد؛ او دو یا سه روز پیش‌تر به دنیا آمده است. در همین سال گالیله به دنیا آمده و میکل آنژ از دنیا رفته است.

۱۵۸۲ ویلیام شکسپیر با آن هاثاوی ازدواج می‌کند.

۱۵۸۳ اولین فرزند آنها سوزانا متولد می‌شود.

۱۵۸۶ شکسپیر به لندن می‌رود و هنرپیشه می‌شود و به تدریج به نوشتن درام روی می‌آورد.

۱۵۸۷ ماری، خواهر الیزابت و ملکه اسکاتلند، اعدام می‌شود.

۱۵۸۸ انگلستان با پیروزی بزرگ بر نیروی دریایی اسپانیا به قدرتی جهانی بدل می‌شود.

۱۵۹۰ شکسپیر "هانری ششم" را می‌نویسد.

۱۵۹۲ "ریچارد سوم"

۱۵۹۳ کریستوفر مارلو، بزرگترین رقیب شکسپیر، در میخانه‌ای کشته می‌شود. اپیدمی طاعون باعث تعطیلی تئاتر می‌شود. شکسپیر به شعر رو می‌آورد. "کمدی اشتباهات".

۱۵۹۴ تراژدی "تیتوس آندرونیکوس".

۱۵۹۵ "رؤیای شب تابستان". رومیو و ژولیت.

۱۵۹۶ همنت، پسر شکسپیر در یازده سالگی از دنیا می‌رود. "تاجر ونیزی".

۱۵۹۸ هیاهوی بسیار برای هیچ.

۱۵۹۹ گشایش تئاتر گلوب، سالنی بزرگ با گنجایش دو هزار تماشاگر. این تئاتر محل اصلی فعالیت شکسپیر می‌شود و مورد توجه خاص ملکه الیزابت قرار می‌گیرد.

۱۵۹۹ "هر طور میل شماست" یا "بدان سان که بخواهی" و "جولیوس سزار".

۱۶۰۰ اجرای "هملت".

۱۶۰۱ اعدام کنت (ارل) اسکس، از نزدیکان الیزابت به جرم توطئه کودتا.

۱۶۰۲ کمدی "هر طور که بخواهید" یا شب دوازدهم

۱۶۰۳ درگذشت ملکه الیزابت. جیمز اول، پسر رقیب اصلی او ماری، پادشاه می شود. اتحاد انگلستان و اسکاتلند.

۱۶۰۴ عمل در برابر عمل (در فارسی: کلوخ انداز را پاداش سنگ است!)

۱۶۰۵ شاه لیر

۱۶۰۶ مکبث؛ در همین سال بن جانسون، نمایشنامه هجوآمیز ولپن را منتشر کرد. (ترجمه فارسی از عبدالحسین نوشین).

۱۶۰۷ کریولانوس

۱۶۱۱ طوفان

۱۶۱۳ آتش‌سوزی در تئاتر گلوب و بازسازی آن.

۲۳ آوریل ۱۶۱۶ ویلیام شکسپیر در استراتفورد از دنیا می‌رود و در کلیسای "هولی ترینیتی" به خاک سپرده می‌شود. سروانتس نیز در همین روز درگذشته است.

۱۶۲۳ برای نخستین بار ۳۶ نمایشنامه شکسپیر در مجموعه‌ای منتشر می‌شود.

BBC NEWS

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

طی پروژه ای که در دانشگاه بریتیش کلمبیا تعریف گردید با الهام از سلولهای سرطانی لباسهایی زیبا خلق گردید:

سمت راست لباس طراحی شده و در سمت چپ سلول سرطانی مشاهده می گردد.

 

جندی شاپور البرز.فروردین 1393 

2014 NBCNews

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

گوئینت پالترو،‌ هنرپیشه هالیوودی،‌ و کریس مارتین،‌ خواننده گروه کلدپلی پس از بیش از ده سال زندگی مشترک از هم جدا می شوند.

پالترو ۴۱ ساله و مارتین ۳۷ ساله جدایی خود را در وبلاگ گوپ،‌ سایت شخصی پالترو، در مطلبی با عنوان "جدایی آگاهانه" اعلام کردند.

این زوج نوشته اند: "با قلبی پر از اندوه تصمیم گرفته ایم جدا شویم."

آنها در دسامبر ۲۰۰۳ با هم ازدواج کردند و دو فرزند دارند به نام های اپل که ۹ ساله است و موسی که هفت سال دارد.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس یک سخنگوی خواننده کلدپلی نیز خبر جدایی را تایید کرده است.

این زوج نوشته اند که "به این نتیجه رسیده ایم که اگر چه یکدیگر را خیلی دوست می داریم، جدا از هم می مانیم."

آنها نوشته اند بیش از یک سال بوده است که - با هم و جدا از هم - به سختی کوشیده اند تا ببینند که به چه نتیجه مشترکی ممکن است برسند.

"با این حال ما خانواده ایم و همیشه خانواده خواهیم ماند و از بسیاری جهات نزدیک تر از همیشه هستیم."

پالترو و مارتین نوشته اند:‌ "بیش و مهمتر از هر چیز ما پدر و مادریم و دو فرزند فوق العاده داریم و درخواستمان این است که به فضا و حریم خصوصی ما و آنها در این وضعیت مشکل، احترام گذاشته شود."

"ما همیشه رابطه خود را در فضایی خصوصی پیش برده ایم و اکنون که آگاهانه جدا می شویم و مشترکا به پدری و مادری خود ادامه می دهیم،‌ امیدواریم بتوانیم همچنان به همین روال ادامه بدهیم."

ظرف چند دقیقه پس از انتشار این مطلب، این وبسایت در اثر هجوم خوانندگان که می خواستند آن را بخوانند از کار افتاد.

در این مطلب همچنین عکسی از این زوج منتشر شده به علاوه توصیه ای در خصوص زندگی مشترک و طلاق از سوی دو پزشک.

در مقاله ای مفصل با عنوان "جدایی آگاهانه"، دکتر حبیب صادقی و دکتر شری سامی طلاق را "تصمیمی دردناک و مشکل برای همه طرفین درگیر" توصیف کرده اند.

آنها در پایان مقاله نوشته اند: " با تصمیم به جدایی آگاهانه،‌ صرف نظر از اینکه با همسرتان چه اتفاقی رخ بدهد، خواهید دید که اگر چه به نظر می رسد همه چیز دارد از هم می پاشد، در واقع همه چیز دارد به انسجام می رسد."

اعلام این خبر یک سال پس از مهاجرت پالترو و مارتین به لس آنجلس صورت می گیرد. آن دو تا پیش از آن در لندن زندگی می کردند.

در ماه نوامبر، پالترو درباره برنامه هایش برای مهاجرت مجدد خانواده اش و بازگشت به لندن سخن گفته بود.

گوئینت پالترو که برای بازی در فیلم شکسپیر عاشق در سال ۱۹۹۸ برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر زن شد،‌ به تازگی در فیلم مرد آهنی ۳ بازی کرده است.

کریس مارتین خواننده اصلی گروه کلدپلی که امسال ششمین آلبوم استودیویی خود را منتشر می کند، قرار است به عنوان مربی در برنامه تلویزیونی آمریکایی ویس (Voice) ظاهر شود.

این زوج در دسامبر ۲۰۰۳ چند روز پس از اینکه اعلام کردند پالترو نخستین فرزندشان را باردار شده،‌ ازدواج کردند.

بر اساس گزارش ها آنها یک سال پیش از آن در پشت صحنه کنسرت کلدپلی،‌ با هم آشنا شده بودند.

BBC NEWS

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

بعد از خلق بیش از 650 اثر در خیابانها مردم از دیدن فردی با مشتی شن در دست، که شن  در خیابان های نیویورک بر زمین می ریزد تعجب نمی کنند.Joe Mangrum هنرمند نقاش و مجسمه سازی است که به خلق آثار هندسی زیبا و فراکتال به قطرهای 15 تا20 فوت می پردازد.او از آثار سلتی و آسیایی در هنر خود الهام گرفته است.او آثاری را بوجود می آورد که زیباست ولی براحتی فنا پذیر است و شاید فقط چند ساعت مهمان شما باشد.او زمانی توجه جهانی را به خود جلب کرد که بر سر اجازه برای خلق این آثار با دپارتمان پارکهای کالیفرنیا درگیر شد.مردم علاقه دارند زمانی که او در حال کار است او را تماشا کنند.او اسم کارهای خود را شورش بصری در مقابل شبکه شهری نامیده است.

sand painted sidewalk drawing

sand 1

sand art painting floor

sand colorful public art

sand sidewalk street painting

sand art street fractal

sand 2

فروردین 1393.جندی شاپور البرز

 

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

امسال ادل تقریبا تمامی جوایز ممکن را درو کرد. او در فوریه اسکار جایزه بهترین ترانه فیلم را برای ترانه 'اسکای فال' برد.

او نهمین جایزه گرمی خود را هم برای آهنگ Set Fire To The Rain گرفت.

ادل در ماه دسامبر در کاخ باکینگهام از پرنس چارلز، ولیعهد بریتانیا نشان افتخار دریافت کرد (برای میک جگر چهل سال طول کشید تا از خانواده سلطنتی نشانی دریافت کند).

زمانی که آلبوم '21' ادل در سال ۲۰۱۱ راهی بازار شد در سی کشور جهان پرفروشترین شد و در بریتانیا هم این مقام را برای بیست و سه هفته حفظ کرد. این آلبوم با فروش بیش از بیست و هشت میلیون نسخه پرفروشترین آلبوم سایت آمازون بشمار می‌رود.

با در نظر گرفتن تمام این افتخارات شاید وقت باز نشسته شدن ادل بیست و پنج ساله رسیده باشد!

BBC NEWS

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

جاستین بیبر،‌ خواننده ۱۹ ساله کانادایی، در نخستین ساعات بامداد روز پنج شنبه ۲۳ ژانویه،‌ به جرم کورس گذاشتن در خیابان و رانندگی تحت تاثیر الکل، ماری جوانا و دارو بازداشت شده است.

پلیس ساحلی میامی گفته است که این خواننده پاپ روز سه شنبه در خیابان بازداشت شده و با پلیس نیز همکاری نکرده است. او به مقاومت در برابر پلیس و داشتن گواهینامه منقضی متهم شده است.

جاستین بیبر در سالهای اخیر چند بار با پلیس دچار مشکل شده است.

بازداشت او یک هفته بعد از آن اتفاق می‌افتد که همسایه‌اش او را متهم کرد که به خانه او تخم مرغ پرت کرده است.

گزارش پلیس حاکی از آن بود که به ملک همسایه‌اش به میزان قابل توجهی آسیب رسانده است. در پی جست‌وجوی خانه او توسط پلیس، یکی از همراهانش نیز به اتهام همراه داشتن مواد مخدر بازداشت شده بود.

به گزارش میامی هرالد، یکی از همراهان این خواننده، امروز سه شنبه،‌ ظاهرا تلاش می کرده با استفاده از خودروهای دوستانش جلو عبور ماشین‌های دیگر در خیابان بیست و ششم را بگیرد،‌ و این کار باعث بروز ترافیک شده بوده است.

به گفته پلیس،‌ جاستین بیبر در ابتدا همکاری نکرده و پرسیده است که چرا متوقفش کرده‌اند. او همچنین گواهینامه منقضی ایالت جورجیا را به همراه داشته است.

همچنین راننده یک خودرو فراری قرمز هم بازداشت شده و پلیس هر دو ماشین را توقیف کرده است.

پلیس ساعتی بعد نام راننده بعدی را اعلام کرد. او خلیل، خواننده آر اند بی است.

به گفته رئیس پلیس ساحلی میامی، در طول بازجویی، آقای بیبر گفته است که پیش از رانندگی الکل نوشیده،‌ ماری جوانا کشیده و مقداری دارو هم مصرف کرده است.

پلیس می گوید خیابانی که جاستین بیبر در آن مسابقه می داده است، منطقه ای مسکونی بوده است.

قاضی دادگاه برای جاستین بیبر وثیقه ۲۵۰۰ دلاری صادر کرده است.

بیبر در روزهای پایانی سال ۲۰۱۳ خطاب به ۴۸ میلیون دنبال کننده اش در توییتر نوشت که می خواهد از دنیای موسیقی کناره گیری کند.

دسامبر ۲۰۱۳ اعلام شد که بر اساس آمار بینگ، موتور جست و جوی مایکروسافت، بیشترین جست و جو در اینترنت، نام جاستین بیبر بوده است.

BBC NEWS

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

John Wu هنرمندی است که در هنر های مفهومی در حال فعالیت است .او حرفه تخصصی خود را در حوزه بازیهای ویدیویی دنبال می کند و به خلق دنیاهای مجازی که شاید روزی رنگ واقعیت بخود بگیرد مشغول است.بازی هایی چون:

the Ratchet and Clank franchise, God of War III , God of War: Ghost of Sparta , Twisted Metal , Warhawk: Omega Dawn and Resistance: Fall of Man

John_Wu_Concept_Art_07

John_Wu_Concept_Art_08

John_Wu_Concept_Art_09

John_Wu_Concept_Art_14

John_Wu_Concept_Art_12

John_Wu_Concept_Art_10

 

مفهوم هنر جهان

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

1-عکسی از یک دیاتومه (debilis Chaetoceros).دیاتومه های یکی از اصلی ترین تولید کنندگان اکسیژن بر روی زمین می باشند.(عکس از Egmond)

2-عکس از شبکیه چشم یک نوع لاک پشت(توسط دکتر جوزف کوربو-دانشگاه واشنگتن)

 

 

3-کرم دریایی .دکتر آلوارو میگوتو.سائوپائولو .برزیل

این عکس ها حائز لوح تقدیر شدند:

چارلز کربس .قسمتی از پر طاووس

 

توسط دکتر Tomokazu Kawashima.سنگاپور.جنین کیسه تن بنام Arabidopsis 

 

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

Google's Santa Monica offices 

Global Cloud Computing Centre’s offices

GE Innovation Centre

workplace of Specific Media London

 

بقیه در ادامه نوشتار

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

ادامه نوشتار ...


زمانه پر شتابی است که به گردَش هم نمی رسیم. بیست سال از درگذشت جواد معروفی موسیقی دان، آهنگساز و تنظیم کننده موسیقی در ایران گذشت. او مهم تر از همه، خط نوآورانه ای را در پیانو نوازی ایرانی پدید آورد که هم سازگار با این ساز غیر سنتی بود و هم همه گوشه های موسیقی سنتی را پوشش می داد.

از این روی می توان از مکتب معروفی سخن به میان آورد که شاگردان بسیاری را زیر تاثیر خود قرار داده است.

جواد معروفی فرزند ردیف شناس و تارنواز سال های پس از مشروطیت، موسی خان معروفی، بود که به توصیه پدر در مدرسه موسیقی وزیری نام نوشت و به زودی دستی توانا در نواختن پیانو پیدا کرد. او در هنرستان هم با موسیقی سنتی ایران آشنا شد و هم با مبانی علمی موسیقی بین المللی.

جواد معروفی زیر تاثیر همان فضا همه اش در فکر دگرگونی در اجرا و پیشبرد فرایند نوآوری در موسیقی بود. پیانوی معروفی به همین جهت از سبک و روش دیگری بهره می گرفت و نواخته هایش به ذائقه متجددان و فرنگ رفته ها نیز خوش می آمد. او در کنار نواختن از تنظیم آهنگ برای ارکستر و نیز آهنگسازی غافل نبود ولی از آن جا که تنظیم کننده های آن زمان اندک بودند، نقش تنظیم های او سخت اهمیت پیدا می کرد و کمبودی را برطرف می ساخت.

باری، معروفی در هنرستان کلاس پیانوی خانم خاراطیان را به پایان برد و دیپلم هنرستان را به دست آورد. ولی کار را در همان هنرستان ادامه داد تا توانست لیسانس خود را نیز در رشته پیانو دریافت کند. علاقه به هنرستان باز هم او را در محیط آموزشی نگاه داشت. این بار به عنوان هنر آموز پیانو. به موازات کار تدریس باز هم به اعتلای دانش خود پرداخت و به مطالعات خود در زمینه موسیقی بین المللی و آهنگسازی ادامه داد و دیپلم سوم را هم از آن خود کرد.

جواد معروفی علاوه بر اینها تا پیش از مرگ، چهل سال تمام با شورای موسیقی رادیو همکاری و ارکسترهای رادیویی را رهبری می کرد.

تنظیم ترانه های ایرانی برای اجرا با ارکستر

کار بسیار برجسته معروفی تنطیم ترانه های ایرانی برای اجرای با ارکستر بزرگ بود. بیشترین کوشش را در تنظیم ترانه های مشروطیت به ویژه ترانه های شیدا و عارف به کار زد. بی اغراق می توان گفت که نیمی از جاذبه ماندگارترین این ترانه ها به خاطر بهره وری آن ها از تنظیم معروفی است. روح الله خالقی نیز به این کار علاقه داشت ولی عمر کوتاهش مجال زیادی برای این کار باقی نگذاشت.

معروفی حتی آهنگ های نه چندان با ارزش روز را به کارگاه تنظیم خود می برد و بر ارزش آنها می افزود. جادوئی در کار تنظیم های او بود. این کار را مرتضی حنانه نیز در یک محدوده زمانی کوتاه انجام داده است. تمایل و گرایش به تنظیم، وقت زیادی برای آهنگسازی باقی نمی گذاشت. با این همه در این زمینه نیز فعال بود.

آثار معروفی غالبا از شیوه دو صدائی و گاه چند صدائی بهره ور است و تقابل سازهای زهی و مضرابی پایه اصلی برای رنگ آمیزی هاست.

جواد معروفی در ساختن و پرداختن همان قدر تواناست که در نواختن. نواخته های او گاه به غزلی گوشنواز می ماند. در شیوه او دست چپ نقشی جدا از دست راست دارد و هماهنگی خفیفی ملودی ها را به هم می پیونداند.

تدوین مجموعه ردیف موسیقی سنتی

کار با ارزش دیگری که از جواد معروفی بر جای مانده تدوین و تنظیم مجموعه ردیف موسیقی سنتی ایران برای پیانوست که تا زنده بود در فکر انتشار آن ها بود ولی نمی دانیم فرصت این کار را پیدا کرد یا نه؟

از کلاس نوآورانه پیانو نوازی معروفی که خود از مکتب فراگیر وزیری نشات می گرفت، شاگردان برجسته ای بیرون آمدند. معروف ترین آن ها انوشیروان روحانی است که خود اینک هم در نواختن و هم در ترانه سازی دست همه را از پشت بسته است! شاگردان دیگر عبارتند از اوفلیا پرتو سرپرست گروه یاران، مهین زرین پنجه نوازنده و آهنگساز مقیم فرانسه.

جواد معروفی را برای آخرین بار سه ماهی پیش از درگذشتش در آلمان دیدیم. شبی که بزرگواری کرد و با پیانوی ناکوک مانده ما، قطعه ای را به یادگار برایمان نواخت. انگشتان هم چنان روان و سیال باقی مانده بود و ذهنیت بداهه پردازی اش سالم. با این همه سه ماه بعد، در شانزدهم آذر سال 1372 خبر درگذشتش در رسانه ها انتشار یافت. یادش گرامی باد.

BBC NEWS

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

Gensler Estuary airport

کنسرسیوم «شرکت تحقیقات و توسعه دهانه رود تیمز» (Testrad) از جزئیات طرحی برای ساخت یک جزیره مصنوعی در دهانه رودخانه تیمز لندن و همچنین احداث یک فرودگاه بزرگ در این مکان رونمایی کرد.

 به گزارش سرویس فناوری خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، این فرودگاه قرار است جایگزین فرودگاه هیترو شود که هم‌اکنون حجم زیادی از مسافران را جابجا می‌کند.

 مشکلات ساخت و گسترش هیترو از سال 1944 و هنگامی آغاز شد که این فرودگاه از یک میدان هوایی کوچک به یک پایگاه نیروی هوایی سلطنتی و سپس در دهه‌های بعدی به ترمینال هوایی اصلی لندن تبدیل شد.

 زمانی که هیترو به عنوان یکی از شلوغ‌ترین فرودگاه‌های جهان موررد استفاده بود، نیاز به بسط و بازسازی آن احساس شد، اما موقعیت آن در غرب لندن موجب شده که طرفداران محیط زیست، ساکنان محلی و حتی احزاب سیاسی بزرگ، مبارزه علیه تمامی طرحهای پیشنهادی ارائه‌شده را در دستور کار خود قرار دهند.

 با این حال، ادامه افزایش سفرهای هوایی و ازدحام بیش از حد در این فرودگاه، گزینه گسترش ظرفیت هوایی لندن یا انتقال حجم مسافر به فرودگاه‌های رقیب در آلمان، هلند و فرانسه را مطرح کرده است.

Boris Island Airport Design Pictures Revealed By Testrad

 طرح پیشنهادی جدید تا حدی بر اساس یافته‌های کمیسیون Roskill در سال 1968 تا 1970 در مورد تاسیس فرودگاه‌هایی در ناحیه دهانه رود تیمز بوده است.

 این فرودگاه بخشی از استراتژی‌های کلی برای توسعه این دهانه و انتقال مرکز اقتصاد لندن به سمت شرق است. این امر شامل ارتقا دفاع در مقابل سیلاب، استفاده از نیروی باد و موج، توسعه نقاط گسترده‌تر در دهانه مزبور، احداث جاده و و ارتقا تجهیزات کشتی‌رانی و فرودگاه است.

 هزینه ساخت این فرودگاه 47 میلیارد دلار اعلام شده و این فرآیند هفت سال به طول خواهد انجامید.

 «بریتانیا» سالانه به 172 میلیون مسافر خدمات 24 ساعته ارائه خواهد داد.

 در درون فرودگاه نیز ترمینال چندگانه با تجهیزات کنفرانس، موزه، پادهای خواب و فروشگاه‌هایی ساخته خواهد شد.

 افزون بر این، نماهایی از دهانه رود تیمز در داخل فرودگاه نیز یک محیط بیادماندنی را برای مسافران خلق می‌کند.

 بر اساس پیشنهاد ارائه‌شده، فرودگاه جدید ارتباطات بهتری را با اروپا، شهرهای منطقه‌ای بریتانیا و خود لندن فراهم خواهد کرد.

 علاوه بر تغییر مرکز اقتصادی از شهر لندن به ناحیه کمتر توسعه‌یافته شرق، شرکت Testrad مدعی است که روند ساخت فرودگاه 200 هزار شغل جدید را ایجاد خواهد کرد.

 شرکت سازنده همچنین مدعی است که این مکان دارای اثرات محیطی پایین خواهد بود و قربانی تاخیرات طراحی نخواهد شد.

 این فرودگاه همچنین دارای اثرات حداقل بر روی پرندگان خواهد بود و به انتقال منازل یا اماکن صنعتی نیز نیازی نخواهد داشت.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

این آمار خوانندگان و گروههایی است که بیشترین هفته را در صدر جدول پر فروش های بریتانیا در طول تاریخ قرار داشته اند.

 

BBC NEWS

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

آکادمی سینمای اروپا، برندگان جوایز سالانه خود را اعلام کرد. برجسته‌ترین نام از آن انیو موریکونه است؛ آهنگسازی که چند نسل از تماشاگران سینما، نغمه‌های زیبای او را در گوش دارند.

آکادمی سینمای اروپا اعلام کرد که جایزه امسال خود را در بخش موزیک متن به انیو موریکونه تقدیم می‌کند برای تصنیف موسیقی فیلم "بالاترین پیشنهاد" به کارگردانی جوزپه تورناتوره.

به نظر آکادمی سینمای اروپا این آهنگساز با توش و توانی شگرف، سبک آشنای خود را در هر فیلم با حال و هوایی تازه عرضه کرده است. سینمادوستان او را نه یک موسیقیدان ایتالیایی بلکه "آهنگسازی جهانی و استاد واقعی" می‌دانند.

موریکونه را می‌توان محبوب‌ترین آهنگساز تاریخ سینما دانست که برای هر نوع فیلمی موزیک ساخته و سینما را غنا بخشیده است. در سال ۲۰۰۱ روزنامه انگلیسی "گاردین" به او "موتسارت سینما" لقب داد و این نام شایسته بر او ماند.

انیو موریکونه امروز ۸۵ سال دارد و اکنون ده‌ها سال است که با موسیقی گیرای خود به فیلم‌های سینمایی بی‌شماری اعتبار بخشیده است. او که نخستین موسیقی متن را در سال ۱۹۶۱ عرضه کرد، آثاری آفریده که جدا از فیلم‌ها به عنوان قطعاتی ارزنده باقی مانده‌اند.

برخی از کارهای انیو موریکونه مانند "برای یک مشت دلار"، "به خاطر چند دلار بیشتر"، "خوب، بد، زشت"، "روزی روزگاری در غرب" و "روزی روزگاری در امریکا" از محبوب‌ترین موزیک‌های تاریخ سینما بوده‌اند. او با سینماگران معروفی مانند پی‌یر پائولو پازولینی، سرجو لئونه، برناردو برتولوچی، برادران تاویانی و برایان دی پالما آهنگ ساخته است.

برخی دیگر از موزیک‌های او برای فیلم‌هایی مانند ساکو و وانزتی، به کارگردانی جولیانو مونتالدو از معروفیت فراوان برخوردار است. در اینجا موسیقی او را صدای گرم جون بائز همراهی می‌کند. کارهای موریکونه در عین ملودی‌های دلنشین، لحنی زنده، تازه و شاداب دارند.

موریکونه در موسیقی فیلم به نوآوری‌های جسورانه‌ای دست زده است. استفاده از کر و آواز یا به کارگیری سازهایی مهجور مانند نی لبک و ساز دهنی به کار او لحنی بکر و تازه می‌بخشد.

انیو موریکونه را در کنار برنارد هرمان، دمیتری تیومکین، میکلوس روژا، نینو روتا و جان ویلیامز باید از بزرگترین آهنگسازان سینما دانست، اما باید به خاطر داشت که موریکونه تنها یک آهنگساز فیلم نیست، او در موسیقی کلاسیک یا ارکستری مدرن جایگاهی بلند دارد، هرچند که موفقیت چشمگیر او در موسیقی فیلم، جنبه اصلی هنر او را در سایه قرار داده است.

انیو موریکونه در سال ۲۰۰۸ به مناسبت هشتاد سالگی یک جایزه اسکار برای کارنامه هنری خود دریافت کرد.

جوایز آکادمی سینمای اروپا روز ۷ دسامبر در برلین به برندگان تقدیم می‌شود.

DW.DE

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

خانم Jill Greenberg عکاس حرفه ایست که در گرفتن تصاویر احساسی و شکار لحظه ها استاد است .اما اینبار سوژه این عکاس کودکانی زیبا بودند که بلافاصله بعد از دادن آبنبات به آنها و پس گرفتن آن این صحنه ها را بوجود آورده اند.واقعا حتی گریه کودکان هم زیباست.البته باید گفت که  ایده ای عجیب برای عکس گرفتن است.

بقیه در ادامه نوشتار

Travel and Lifestyle inspiration

 

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

ادامه نوشتار ...


«کوئن اولتیوس» و همکارانش از یک استودیو طراحی در هلند آپارتمانی را برای شرکت توسعه‌دهنده ONW/BNG GO طراحی می‌کنند که نخستین آپارتمان شناور جهان لقب خواهد گرفت.

 به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، پروژه ساخت این آپارتمان Citadel نام دارد و شامل مجموعه‌ای از آپارتمان‌های با توسعه لوکس و مدرن خواهد بود.

New Water –World’s First Floating Apartment by Waterstudio 2

 اجرای این طرح که اوایل سال آینده میلادی آغاز می‌شود، شامل 60 واحد در یک آرایه با تراکم بالا است و چنین پروژه‌ای به معنای توقف تعدادی از طرح‌های دفاعی در مقابل سیلاب است.

 به گفته اولتیوس، هلند دارای سه هزار و 500 قطعه زمین پست (زمین‌های با ارتفاع پایین که با سدهای مصنوعی محافظت می‌شوند) است که زیر سطح دریا قرار دارند و با پمپاژکردن آب، خشک نگه داشته می‌شوند.

 سازه سبک‌وزن جدید بر روی عرشه اصلی بنا می‌شود و دارای ارتباطات آسان به خشکی خواهد بود.

 این طرح بخشی از برنامه‌ای است که برای ارائه آسایش همسان با آسمانخراش‌ها ارائه شده است.

 یک سازه بزرگ، سنگین و شناور فونداسیون را تشکیل می‌دهد و از این آپارتمان‌ها پشتیبانی می‌کند.

 بقیه در ادامه نوشتار

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

ادامه نوشتار ...


صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 15 صفحه بعد

درباره تارنما


به تارنمای جندی شاپور البرز خوش آمدید. دانشگاه گندی شاپور در عصر خود بزرگترین مرکز فرهنگی شد. دانشجویان و استادان از اکناف جهان بدان روی می‌آوردند. مسیحیان نسطوری در آن دانشگاه پذیرفته شدند و ترجمه سریانی‌های آثار یونانی در طب وفلسفه را به ارمغان آوردندنو افلاطونیها در آنجا بذر صوفی گری کاشتند. سنت طبی هندوستان، ایران، سوریه و یونان در هم آمیخت و یک مکتب درمانی شکوفا را به وجود آورد.
آخرین نوشتارها
نگارندگان



Alternative content


شروع کد ساعت -->

آمار وبلاگ:
 

بازدید امروز : 328
بازدید دیروز : 2918
بازدید هفته : 17492
بازدید ماه : 82943
بازدید کل : 1671372
تعداد مطالب : 2059
تعداد نظرات : 424
تعداد آنلاین : 3

وبلاگ

قالب