ابزار رایگان وبلاگ

مکیدن انگشت می‌تواند کودکان را در برابر آلرژی مصون کند
 
جندی شاپور (البرز)
علمی فرهنگی

پژوهشی جدید می‌گوید مکیدن انگشت یا جویدن ناخن در کودکی می‌تواند دلیل مقاومت بدن در برابر آلرژی‌ها باشد. این تحقیق نظریه‌ای را تقویت می‌کند که می‌گوید بدن کودکان رشدیافته در محیط آلوده، نسبت به آلرژی‌ها مقاوم‌تر است.

مکیدن شست یا جویدن ناخن از عادت‌های کودکانه‌ای نیست که مورد علاقه والدین باشد. این عادت‌ها اما به احتمال در تقویت سلامت کودکان مؤثر هستند. بر پایه یک پژوهش درازمدت دانشمندان نیوزیلندی، بدن کودکانی که شست خود را می‌مکند یا ناخن خود را می‌جوند در مقایسه با کسانی که در کودکی این عادت‌ها را کنار می‌گذارند، در برابر آلرژی‌ها به مراتب مقاوم‌تر است.

نتیجه‌ این پژوهش در نشریه تخصصی ""Pediatrics آمریکا منتشر شده است.

به اعتقاد دست‌اندرکاران، نتایج این تحقیق احتمال درستی نظریه‌ای را تقویت می‌کنند که بر اساس آن انسان‌های رشدکرده در محیط آلوده‌تر، در برابر آلرژی‌ها مقاومترند. بر این اساس، آلودگی‌ها ممکن است در پی مکیدن شست یا جویدن ناخن وارد بدن کودک شوند.

بنا بر پژوهش یادشده، در میان بیش از هزار فرد ۱۳ ساله، ۴۹ درصد کسانی که در کودکی نه ناخن جویده و نه شست مکیده بودند، دست‌کم به یک محرک واکنش آلرژیک نشان داده‌اند. در میان آزمایش‌شوندگانی که در کودکی به یکی از این دو عادت داشته‌اند، ۳۸ درصد واکنش آلرژیک نشان داده‌اند؛ در میان آنهایی که در کودکی هم ناخن می‌جویده‌اند و هم شست می‌مکیده‌اند، تنها ۳۱ درصد به آلرژی مبتلا هستند.

سرپرست تیم پژوهشی از دانشگاه اُتاگو نیوزیلند معتقد است: «نتایج پژوهش این نظریه را تقویت می‌کند که ارتباط با میکروب‌ها در سنین پایین احتمال ابتلا به آلرژی را تحدید می‌کند.» باب هنکوکس در عین حال به نکته مهمی اشاره می‌کند: در بررسی‌ها تنها پوست افرادِ موردِ آزمایش رصد شد؛ در گونه‌ای از آلرژی‌ها – مانند التهاب آلرژیک مخاط بینی – که در آنها نشانه‌های آلرژی تنها روی پوست پدیدار نمی‌شوند، در همه افراد مورد آزمایش – چه کسانی که ناخن می‌جویدند و شست می‌مکیدند و چه دیگران – درصد ابتلا به آلرژی یکسان بود.

مبتکران این پژوهش یادآوری می‌کنند: «ما نمی‌گوییم کودکان را بایست به در پیش گرفتن چنین عادت‌هایی ترغیب کرد، زیرا میزان واقعی تأثیر مثبت این عادت‌ها بر سلامتی هنوز مشخص نیست».

پژوهشگران در این تحقیق هزار و ۳۷ کودک پنج، هفت، ۹ و یازده ساله را به گروه‌هایی که شست می‌مکند، ناخن می‌جوند یا هیچ‌یک از این عادت‌ها را ندارند، تقسیم کرده و آنها را زیر نظر گرفتند. زمانی که کودکان به ۱۳ سالگی رسیدند، از نظر ابتلا به آلرژی آزمایش شدند. آزمایش در سن ۳۲ سالگی تجدید شد.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

مرد مسلحی که در دالاس پنج مامور پلیس را کشت و هفت نفر دیگر را زخمی کرد از حامیان گروه‌های شبه‌نظامی جدایی‌طلب سیاه‌پوستان بود. اقدام او باعث شد جنبشی که در نتیجه تیراندازی‌های پلیس به سیاهپوستان طی‌ سال‌های اخیر در آمریکا شدت گرفته بود، بیش از پیش علنی شود.

 فرد مسلح، میکا خاویر جانسون بود که ۲۵ سال سن داشت و با گروه‌های جدایی‌طلب سیاه‌پوست از جمله "حزب نوین پلنگ سیاه"، "امت اسلام" و "حزب آزادی‌بخش سواران سیاه" ارتباط داشته است.

پیش از این‌که میکا جانسون توسط بمبی که با استفاده از یک ربات پلیس منفجر شد کشته شود، به مذاکره کنندگان گفته بود که قصد کشتن ماموران پلیس سفیدپوست را دارد.او همچنین به پلیس گفته بود که به تنهایی دست به این اقدام زده و به هیچ گروهی وابسته نبوده است.هر چند حضور جانسون در شبکه‌های مجازی از ارتباط او با گروه‌های جدایی‌طلبی سیاهپوستان خبر می‌دهد.

عکس فیسبوک جانسون او را در حالی‌ که مشتش را به نشانه سلام نظامی به سبک حزب پلنگ سیاه بالا برده است نشان می‌‌داد. سازمان سیاسی رادیکالی که در واکنش به تحولات حقوق مدنی دهه شصت در آمریکا قدرت یافت. با این وجود وابستگی او به گروه‌هایی از این دست هنوز به صورت قطعی مشخص نیست.

او همچنین در شبکه‌های مجازی منسوب به حزب پلنگ سیاه عضویت داشت.

هرچند طبق گزارش‌ها، بسیاری از سازمان‌هایی از این دست که به نظر می‌‌رسد الهام‌بخش جانسون بوده‌اند، جانسون را در "لیست سیاه" خود قرار داده بودند.

  • چه چیزی در باره گروه‌های جدایی‌طلب سیاه‌پوست می‌دانیم؟

در حالی‌ که گروه‌های فعالی‌ مانند جنبش "زندگی سیاهان اهمیت دارد" نقش معتدلی را در راستای ایجاد اصلاحات در پلیس و برقراری عدالت نژادی در آمریکا عهده‌دار شده‌اند، گروه‌های حامی‌ جدایی‌طلبی سیاهان رویکردی نظامی و نژادپرستانه‌ای را در پیش گرفته‌اند.

به گفته هایدی بیریچ، معاون مدیر "مرکز حقوقی فقر جنوبی" در آمریکا، رویکرد بسیاری از این گروه‌های جدایی‌طلب و "نفرت‌پراکن" ریشه در نژاد‌پرستی‌ و یهودی‌ستیزی دارد.

خانم بیریچ به بی‌بی‌سی ‌گفت آنها با گروه‌های معمول که به برتری سفیدپوستان (مانند کوکلاکس‌کلان) اعتقاد دارند فرق می‌کنند، چون در واکنش به بی‌عدالتی اجتماعی که از طرف سفیدپوستان صورت می‌گیرد، تشکیل شده‌اند.

ریشه بسیاری از این گروه‌های جدایی‌طلب به حزب قدیمی‌ پلنگ سیاه نسبت داده می‌‌شود. حزبی که در دهه شصت میلادی برای رصد کردن رفتار پلیس در کالیفرنیا، شهروندان را مسلح و به گشت در خیابان‌ها می‌گماشت.

هر چند که هیچ کدام از این گروه‌ها وابستگی سازمانی به حزب پلنگ سیاه ندارد.

به گفته کلیبورن کرسون، استاد تاریخ دانشگاه استنفورد، با این که حزب پلنگ سیاه پیش‌تر به ترویج مقاومت مسلحانه می‌‌پرداخت، اما بعدها عمده فعالیت خود را به هدایت گشت‌های نظارت بر پلیس تغییر داد.

او می‌گوید: " آنها به این نتیجه رسیدند که تکیه بر مبارزه مسلحانه نتیجه‌ای عکس آن چیزی که مطلوب آنها بود داشته و دلیل کاهش حمایت جامعه سیاها‌ن از این حزب بود."

می‌توان گفت گشت‌های نظارت بر پلیس که از سوی حزب پلنگ سیاه هدایت می‌شد به نوعی کار دوربین‌های مداربسته در خیابان‌ها را می‌‌کرد. اگر در آن‌ زمان آیفون وجود داشت، اعضای این گروه نه تنها بر فعالیت پلیس نظار‌ت می‌کردند، بلکه آن را با تلفنشان ضبط هم می‌‌کردند."

  • جدایی‌طلبان سیاه‌پوست شامل کدام گروه‌ها می‌شوند؟

حزب نوین پلنگ سیاه برای دفاع (NBPP) که سال ۱۹۸۹ در دالاس تاسیس شد، یکی‌ از گروه‌های اصلی‌ حامی‌ جدایی‌طلبی سیاها‌ن در آمریکا است.

این حزب مرامنامه‌ای ده ماده‌ای دارد که در آن خواهان اختیار "ملت سیاه‌پوست" برای تعیین سرنوشت خود، آزادی تمامی زندانیا‌ن سیاه‌پوست و پایان دادن به خشونت پلیس علیه سیاه‌پوستان شده و از همه سیاه‌پوستان می‌خواهد که برای دفاع از خود مسلح شوند.

"اتحادیه ضد افترا" و "مرکز حقوقی فقر جنوبی"، این حزب را به نفرت‌پراکنی و رهبران آن را "به تبلیغ خشونت علیه سفیدپوستان، یهودیان و مجریان قانون" متهم کرده‌اند.

بابی سیل، از بنیانگذاران حزب پلنگ سیاه، اظهارات این حزب جدید را بی‌‌معنی‌ و ناشی‌ از "بیگانه‌هراسی" خوانده است.

جنبش "امت اسلام" در سال ۱۹۳۰ تاسیس شد و به عنوان قدیمی‌ترین گروه ملی‌گرای سیاهان شناخته می‌‌شود.

این گروه به آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار برنامه‌های خدمات اجتماعی ارائه می‌‌دهد. با این وجود مرکز حقوقی فقر جنوبی و اتحاد ضد افترا این گروه را جزء احزاب نفرت‌پراکن، نژادپرست و یهودی‌ستیز می‌‌دانند.

باشگاه تیراندازی هویی پ نیوتن - که به اسم یکی‌ از موسسان حزب پلنگ سیاه نام‌گذاری شده – درمخالفت با "تروریسم پلیس" سال گذشته در دالاس راه‌اندازی شد.

این گروه دفاع شخصی‌ آموزش می‌‌دهد و در محله‌هایی که افراد سیاه‌پوست به دست پلیس کشته شده‌اند، افرادی را برای نظارت می‌گمارد.

راکم بالوگان، از موسسان این باشگاه تیراندازی، می‌گوید: "ما می‌خواهیم با مسلح شدن فرهنگ‌سازی کنیم تا بتوانیم از نهادهای دولتی که اهدافشان به ما نزدیک نیست مستقل شویم."

او به دن مورداچ ، گزارشگر بی‌بی‌سی، می‌‌گوید: "وقتی‌ سفیدپوست‌ها ما را تفنگ به دست می‌‌بینند، فکر می‌‌کنند با پسربچه‌های شرور مواجه شده‌اند، نه سربازان سیاه‌پوستی که قصد دفاع از خود را دارند."

با آن‌ که میکا جانسون در صفحه فیسبوک باشگاه هویی پ نیوتن عضو بود، اما اریک خفره، از اعضای این باشگاه، به روزنامه لس آنجلس تایمز گفته که جانسون هیچ‌گونه وابستگی سازمانی به این باشگاه نداشته است.

خانم بیریچ همچنین خاطر نشان می‌کند که چون این باشگاه عقاید نژادپراستانه را ترویج نمی‌کند، از طرف مرکز حقوقی فقر جنوبی یک گروه نفرت‌پراکن قلمداد نمی‌‌شود.

  • تعدادشان چقدر است؟

به گزارش مرکز حقوقی فقر جنوبی، در سال‌های اخیر افزایش موارد تیراندازی پلیس به آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار به افزایش تعداد گروه‌های جدایی‌طلب سیاهان منجر شده است.

طبق آمار واشنگتن‌پست، حدود هزار شهروند عادی در سال ۲۰۱۵ مورد اصابت گلوله پلیس قرار گرفته و کشته شده‌اند.

پایان بخش 1

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

پژوهشگران هلندی اخیرا حافظه‌ای به ابعاد یک تمبر پستی با ظرفیت ذخیره‌سازی تمام کتاب‌های جهان طراحی کرده‌اند. این حافظه که هنوز سرعت بسیار پایینی دارد می‌تواند در آینده تکامل بیشتری یابد.

دانشمندان هلندی حافظه‌ای جدید طراحی کرده‌اند که از اتم کلر به عنوان رسانای ذخیره‌ساز در آن استفاده شده است و ظرفیت ذخیره‌سازی آن ۵۰۰ برابر بالاتر از حافظه‌هایی است که پیش از این مورد استفاده قرار گرفته است.

ساندر اُته (Sander Otte) سرپرست پژوهشگران دانشگاه فنی شهر دلفت هلند می‌گوید: «به لحاظ نظری می‌توان تمام کتاب‌هایی که تا کنون در جهان نوشته شده است روی یک حافظه با ابعاد یک تمبر پستی ذخیره کرد».

این فناوری جدید از شکافی که بین شبکه‌های اتم‌ کلر روی یک سطح مسی قرار دارد جهت ذخیره بیت و بایت استفاده می‌کند. می‌توان سطح این حافظه را به یک پازل تشبیه کرد.

پژوهشگران این تیم روش تحقیقی خود را در روزنامه علمی "نیچر نانوتکنولوژی" چنین تشریح کردند: «آنها از خاصیت اتم کلر که می‌تواند روی سطحی از مس به طور مستقل به شکل شبکه‌های دو بعدی مرتب شوند استفاده می‌کنند، سپس درون شبکه‌ها شکافی به نام "واکانس" به‌وجود می‌آورند تا بتوانند از اتم‌های کلر کمتری برای پوشش کامل سطح استفاده کنند.

از یک شکاف و یک اتم کلر یک بیت تشکیل می‌شود که کوچکترین واحد ذخیره به شمار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آید.

نگارش با میکروسکوپ

دانشمندان برای ذخیره اطلاعات باید اتم‌ها را به حرکت درآورند. این کار به کمک یک میکروسکوپ تونلی انجام می‌گیرد. این دستگاه به وسیله یک سوزن بسیار ظریف ساختار اتمی مواد را تجزیه می‌کند. سپس برقی با ولتاژی برابر با یک میکروآمپر در این سوزن جریان می‌یابد و همین امر باعث می‌شود که یک اتم کلر آزاد شده و در شکاف جابه‌جا شود.

این روند تا حد زیادی به شکل خودکار انجام می‌شود. میکروسکپ تونلی به وسیله کامپیوتر اتم‌ها را از شکافی به شکاف دیگر هل می‌دهد تا این که میدان بیت کاملی شکل گیرد. برای این‌که شکاف اتم‌های کلر ثابت بمانند هر بیت در محاصره اتم‌های کلر قرار می‌گیرد و در نتیجه بیت‌ها مستقیم کنار یکدیگر قرار نمی‌گیرند.

پژوهشگران برای قدردانی از فیزیکدان آمریکایی ریچارد فاینمن که الهام بخش آنها در این کار پژوهشی بوده است، بخشی از سخنرانی مشهور او در سال ۱۹۵۹ را روی تنها ۱۰۰ نانومتر ثبت کردند.

بسیاری از پیشرفت‌هایی که در زمینه فن‌‌‌‌‌آوری نانو صورت گرفته مدیون این سخنرانی تاریخی است که یکی از جملات آن این است: « فضاهای زیادی در آن پایین وجود دارد».

در حال حاضر خوانش با حافظه‌ای با ظرفیت ۶۴ بیتی یک دقیقه و نگارش دو دقیقه زمان می‌برد. سرعت حافظه‌های اتمی از این بسیار پایین‌تر است.

استیون اروین، پژوهشگر لابراتوار تحقیقی واشنگتن در مجله "نیچر نانوتکنولوژی" می‌نویسد: «صرفنظر از پیچیدگی‌هایی که سرعت نگارش و خوانش ممکن است فراهم آورد، آنچه مهم است دستاوردی است که این فن‌‌آوری به همراه دارد.»

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

داستان عشق های آینده در فیلم «برابرها» در جهانی روایت می شود که انسان ها از نظر ژنتیکی اصلاح شده اند تا عواطف و احساسات نداشته باشند و کسانی که عواطف را حس کنند مورد شکنجه قرار گرفته و در نهایت به قتل می رسند.

داستان این فیلم علمی تخیلی روی تصویرگری به نام «سیلاس» با بازی نیکولاس هولت متمرکز است که کار روزانه اش را انجام می دهد تا اینکه یک خودکشی رخ می دهد و او یکباره متوجه همکارش «نیا» با بازی کریستن استوارت می شود و احساس خاموشی از خودش بروز می دهد. بعد از آن او مجذوب نیا و نگاه متفاوت او می شود اما به زودی متوجه می شود که بیش از حد احساسات نشان داده است.

کریستن استوارت در پاسخ به این سوال که در نظر گرفتن مردمی که احساسات از خود نشان می دهند بعنوان بیمار، تفسیری از جامعه امروز ماست می گوید: «ما دوست داریم که قرص مصرف کنیم و بین خودمان ابزارها را واسطه کنیم تا آسیب پذیریمان را پنهان کنیم که این وضعیت می تواند بعنوان یک ضعف پنداشته شود که البته کاملا قابل فهم است اما همزمان افرادی که احساسات زیاد ابراز می کنند افرادی خاصی اند و حق انسان بودن چیزی زیبایی است که باید برایش مبارزه است.»

نیکولاس هولت بازیگر ۲۶ ساله انگلیسی دیگر بازیگر این فیلم است که بخاطر بازی در فیلم های «مکان های تاریک»، «مکس دیوانه» و «ایکس من» شناخته شده است. او درباره داستان عاشقانه این فیلم و چگونگی فیلمبرداری آن می گوید: «ما چند روز را در یک هتل صرف تمرین ها و ایجاد اعتماد و تمرین نقش ها کردیم تا ماجرا را حس کنیم. می خواهم بگویم که خیلی عجیب و غریب است چرا که شما اغلب بمدت طولانی در چشم مردم خیره نمی شوید و وقتی برای زمان طولانی مثلا یک ساعت مجبور به این کار هستید شروع می کنید بسرعت خودتان را جمع و جور کردن و بکار بردن عبارت های کوتاه یا هر کاری که این وضع را تغییر دهد و شیوه ای دیگر را پیش بگیرید.»

فیلم «برابرها» هفتمین فیلم دریک دورمس کارگردان آمریکایی است که پیش از این با فیلم «مثل دیوانه ها» شناخته شده بود که جایزه هیات داوران جشنواره ساندنس را در سال ۲۰۱۱ کسب کرد.

فیلم رمانتیک و علمی تخیلی « برابرها» در جشنوارهای ونیز و تورنتو به نمایش در آمده است و در حال حاضر بر پرده های سینماهای ایالات متحده آمریکا است.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

پس از ثبت جهانی قنات‌های ایران، کویر لوت نیز در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید.

پرونده ثبت جهانی کویر لوت ایران به عنوان میراث طبیعی، روز یکشنبه ۲۷ تیر در جریان چهلمین اجلاس یونسکو در استانبول بررسی شد و با رای مثبت اعضا، این میراث طبیعی ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد.

یک روز پیش از این، پرونده قنات‌های ایرانی نیز در این اجلاس بررسی شده و در فهرست میراث تاریخی – فرهنگی یونسکو به ثبت رسیده بود. این قناتها به دلیل اهمیت تاریخی، نظام پیچیده و مدرن بکار رفته در آنها و سودمندی آنها برای محیط زیست به ثبت رسیدند.

کویر لوت ایران که در فهرست جهانی یونسکو به ثبت رسید، در شمال استان کرمان، در میان استانهای خراسان جنوبی، کرمان و سیستان و بلوچستان قرار گرفته است. این منطقه وسیع، سابقه ی تمدنی پنج هزار ساله دارد و در حاشیه آن حدود سه‌هزار اثر تاریخی کشف شده که برخی از آنها بی نظیر هستند؛ از جمله کشف درفش پنج‌ هزارساله شهداد، که قدیمی‌ترین درفش جهان محسوب می‌شود.

منطقه‌ای در کویر لوت ایران در سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۹ به عنوان گرم ترین نطقه کره زمین شناخته شد.

بخشی از کویر لوت در شمال شرق کرمان که شامل کلوت‌های دشت شهداد است، در سالهای اخیر مورد توجه گردشگران قرار گرفته است.

کویر لوت به سه واحد جغرافیایی لوت شمالی، لوت مرکزی که کلوت‌ها و تپه‌های ماسه‌ای در آن قرار دارد و لوت جنوبی که غنی‌ترین پوشش گیاهی این کویر را دارد، تقسیم می‌شود.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

سیزده سال پیش در چنین روزی امانوئل ملیک اصلانیان، پیانیست و آهنگساز ارمنی‌تبار ایرانی چشم از جهان فرو بست. امانوئل ملیک اصلانیان معلمی خدمتگزار بود که بسياری از موسيقی‌دانان طراز اول ايرانی را پرورش داد.

امانوئل ملیک اصلانیان در سال ۱۹۱۵ در شهر روستوف روسیه متولد شد. او پس از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ همراه با خانواده‌اش به شهر تبریز مهاجرت کرد؛ از سن ۱۰ سالگی نواختن پیانو را نزد خانم آماتونی، از معلمان این شهر که تحصیل‌کرده سوئیس بود، آغاز کرد. ملیک اصلانیان در سن ۱۴ سالگی عازم آلمان شد و ۲۴ سال در این کشور ماند. او پس از دریافت دیپلم پیانو از کنسرواتوار هامبورگ، با هدف فراگیری شیوه‌های علمی آهنگسازی و رهبری ارکستر در مدرسه عالی موسیقی برلین، رهسپار این شهر شد؛ سپس به ایران بازگشت و استاد موسیقی دانشگاه تهران و هنرستان عالی موسیقی شد.

اصلانیان خالق آثاری چون "منظومه سمفونیک گلبانگ" بر اساس داستان کوتاهی از غلامحسین غریب، "افسانه‌آفرینش"، "پروانه"، "فانتزی برای تار"، "تنبک"، "سنتور و ارکستر"، و "آذربایجانی کنسرتو پیانو" بوده است. آثار او را بارها ارکسترهای بزرگ جهان و ارکستر سمفونیک تهران اجرا کرده‌اند.

امانوئل مليک اصلانيان بدون شک از مهمترین آهنگسازان و نوازندگان پیانو در تاریخ معاصر ایران بود که با وجود شهرتش در میان طرفداران موسیقی کلاسیک غربی در ایران، در میان نخبگان فرهنگی و هنری ایران چندان شناخته شده نیست. بخشی از این ناشناختگی به روش فکری این هنرمند برمی‌گردد. او موسیقی را وسیله‌ای برای خودشناسی می‌دانست نه برای نمایش مهارت. او معتقد بود که کار یک نوازنده تنها انتقال نت‌های اثر خلق‌شده به ساز نیست، بلکه او باید چنان با قطعه یکی شود که گویا خود آن را ساخته است: «من به یاری این وسیله قصد خودسازی دارم .موسیقی فتوکپی‌هایی است که باید مرا به اصل برساند. من بوسیله قطعه‌ای از باخ وبتهوون می‌خواهم به ریشه خودم برسم ... هنوز در موسیقی کسی راه عرفانی نرفته است در حالی که در ادبیات بسیارند کسانی که از این طریق به هدف رسیده‌اند. مولوی، حافظ، گوته و شیلر بیشترین تاثیر را در رسیدن من به هدف داشته‌اند».

ملیک اصلانیان در زمینه نوازندگی پیانو هم دارای اندیشه‌ای منحصر به فرد بود. او می‌گوید: «می‌دانم چرا مولانا نیز می‌رقصید. وقتی برگ درخت در هوا می‌رقصد، این خواسته خودش نیست. نیرویی آن برگ سبک را می‌رقصاند. مولانا هم از طریق گذشتن از نفس چنان سبک می‌شد که به رقص در می‌آمد. در موسیقی هم باید به این سبکی رسید.»

او در پاسخ به ناقدانی که رپرتووار نوازندگی او را محدود و رسیتال‌های او را تکراری ارزیابی می‌کردند، هم می‌گوید: «این تکرارها نیز برای رسیدن به عمق است. من بعد از هر اجرا، باز جور دیگری می‌نوازم. من همیشه در سفرم. آن هم سفری که انتهایی برایش متصور نیست».

روش او در تمرین آثار نیز متفاوت بود. او می‌گوید: «وقتی روی قطعه‌ای کار می‌کنم تا زمانی که مطمئن نشوم که همه زوایای آن را بی‌واسطه و بدون کوچکترین شکی می‌شناسم، آن را به معرض نمایش نمی‌گذارم. برای این کار ابتدا نت‌ها را بر روی شاسی‌های پیانو منتقل می‌کنم سپس آن شاسی‌ها را با وجود خود یکی می‌کنم. این تمرین را تا مرحله‌ای ادامه می‌دهم که گویی قطعه را خود ساخته‌ام.». او معتقد بود که یک نوازنده خوب باید کاری کند که به جای این‌ که انگشتان دستش بر او فرمان برانند، خود با نیروی ذهنش بر انگشتان فرمان دهد. به همین دلیل در تمرین‌های پیشرفته هنرجویان را وادار می‌کرد که به جای نوازندگی عادی بر روی ساز، روی پیانوی بی‌صدا یا بدون استفاده از ساز و فقط با نیروی ذهنی و تخیل تمرین کنند.

اصلانیان تفاوت موسیقی کلاسیک غربی و شرقی را اینگونه بیان می‌کند: «پلی‌فونی غربی یک نوع موسیقی منظم و اندیشیده است که در آن ملودی و صدای مخالف با حفظ کمال استقلال خود بر اساس یک دستگاه هارمونی به همدیگر مربوط و پیوسته است. اما موسیقی شرقی برخلاف آن هرگز به نحوی آگاهانه ساخته و پرداخته نشده بلکه زاییده الهام است. این موسیقی در هیچ جا ثبت و تدوین نشده و باز به همین دلیل این نوع موسیقی هیچ‌گاه چیز واحدی نیست. یعنی معمولا با یک ملودی ساده یک صدایی آغاز شده که به تدریج صداهای دیگر به آن می‌پیوندند و البته نه به معنای کنتر پوان بلکه به صورت آزاد چنانکه هریک به راه خود می‌رود».

امانوئل ملیک اصلانیان علاوه بر شناخت موسیقی کلاسیک غربی به موسیقی ایرانی هم توجه داشت و پس از بازگشت به ایران با بزرگترین موسیقیدان‌های سنتی ایرانی به خصوص ابوالحسن صبا در ارتباط بود. او به این واسطه با ردیف‌ها و دستگاه‌های ایرانی آشنا شد که نتیجه آن تصنیف قطعاتی بر مبنای موسیقی ایرانی چه برای پیانو و چه در سطح ارکستر بود. او معتقد بود که برای موسیقی ایرانی باید هماهنگی و فرم مخصوصی انتخاب کرد تا متناسب با بیان حالات و چگونگی آن باشد و اصولا درست نیست زیر ملودی‌های ایرانی بدون دقت هارمونی غربی گذاشته شود. او این عمل را مانند این می‌دانست که بخواهند فارسی را با دستور زبان فرانسه و انگلیسی تطبیق دهند.

امانوئل ملیک اصلانیان روز ۱۴ ژوئیه ۲۰۰۳ در سن ۸۸ سالگی با زندگی وداع کرد. او همواره می‌گفت:

هرگز نمیرد آن‌که دلش زنده شده به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما

dw

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

گیاه استویا، دویست بار شیرین تر از شکر، با کمی مزه شیرین بیان که امروزه بطور گسترده ای به عنوان جایگزین شکر استفاده می شود. این گیاه زودرو است و کشت آن در مالاگا در جنوب اسپانیا رونق دارد.

سرجیو مارتین و بسیاری از کشاورزان، به دلیل بازده بالاتر، کاشت استویا را به کشاورزی سنتی ترجیح داده اند.

سرجیو می گوید: «قبلا گوجه فرنگی، فلفل، پیاز و سیب زمینی می کاشتم اما آینده آن مدل کشاورزی تاریک است. من نوع دیگر کشاورزی را انتخاب کردم و به کاشت استویا پرداختم. زیرا گیاهی است که آفات را ذخیره نمی کند و سه فصل برداشت در سال دارد. الان چهار سال است که ما آنها را کاشته ایم و لازم به کشت دوباره هم نیست.»

بدلیل نداشتن کالری و قابل استفاده بودن برای بیماران دیابتی، ترکیب های استخراج شده از استویا در میان دیگر مواد غذایی، بسیار منحصر به فرد است.

برگهای استویا بعد از خشک شدن باید جوشانده شوند تا مواد شیرین کننده «گلیکوزید» یا ترکیب «ای -۹۶۰» از آنها خارج شود.

خوزه لوئیس روسا، استاد گیاه شناسی دانشگاه گرانادا، برای فرآوری برگهای این گیاه، شرکت استوی گران (ترکیبی از استویا و گرانادا) را در سال ۲۰۱۰ بنا نهاد.

او می گوید: «بعد از دریافت چندین کیلوگرم برگ، برای استخراج ترکیبات، آنها را می جوشانیم. بعد از اولین سری جوشاندن به شکل شیشه ای از مواد تیره رنگ درمی آید که تا اینجا مجوز اتحادیه اروپا را ندارد. بنابراین باید آن را تصفیه کنیم. مراحل متفاوتی برای این کار وجود دارد. تصفیه بسیار دقیق با تکنولوژی نانو. تا زمانی که به صورت شیشه ای از موارد زلال درآید. این محصول به صورت مایع یا پودر خالص استویا، به فروش می رسد.

شرکت استوی گران، پودر خالص استویا را به قرص تبدیل می کند تا بیماران دیابتی بعنوان جایگزین شکر از آنها استفاده کنند.

با این همه استویا آنطور که به نظر می رسد کامل نیست. بعضی از سرآشپزها از حل نشدن آن با دیگر مواد اولیه شکایت دارند. همچنین طعم قوی شیرین بیان، استفاده آن را در ترکیب غذاها دشوار می کند.

از متخصصان تغذیه نیز دعوت شده تا اثر استویا بر بدن انسان را مطالعه کنند. پرفسور خوزه میگل موله، از دانشکده مهندسی کشاورزی دانشگاه والنسیا می گوید که بسیاری از اطلاعاتی که درباره استویا می دهند نادرست است.

او می گوید: «محصولات بسیاری در سوپر مارکت ها هستند که در برچسب مواد تشکیل دهنده آنها، نام استویا ذکر شده، اما به دقت باید بخوانید چرا که استفاده از استویا بصورت گیاه در مواد غذایی، مجاز نیست. استویا به صورت گیاه، فعالیت دارویی دارد. می تواند باعث افت فشار خون و ناباروری در مردان شود. حتی در بعضی موارد می تواند کشنده باشد. مشکل دیگر اینکه استویا بعنوان درمان دیابت تبلیغ می شود. این اشتباه بزرگی است. استویا درمان جایگزین برای دیابت نیست بلکه شیرین کننده ای مناسب برای بیماران دیابتی است.»

برگ استویا در اتحادیه اروپا بعنوان محصول غذایی غیر مجاز است و کشاورزان اجازه فروش برگ یا گیاه آن به کارخانه ها را ندارند.

در ماه نوامبر سال ۲۰۱۱، اتحادیه اروپا، «گلکوزید استویا» یا «ای -۹۶۰» را که محصول شیرین کننده استخراج شده از استویا است مجاز شمرد. اما گیاه آن همچنان غیرمجاز است. در نتیجه این تصمیم، فروش برگ استویا در سراسر اتحادیه اروپا بجز ایالت «باواریا» در کشور آلمان ممنوع است.

یک شرکت آلمانی در این ایالت توانست ثابت کند که استویا از مواد غذایی قدیمی آنان است زیرا قبل از تصمیم اتحادیه اروپا آنها از برگ خشک استویا استفاده می کردند.

در این میان کشاورزان اسپانیایی هم خواهان برابری در استفاده از این گیاه در سراسر اروپا هستند.

لئوویگیلدو مارتین، رییس انجمن ترویج و بازاریابی استویا در آندلس می گوید: «این گیاه بصورت سنتی در اروپا در غذا و یا بصورت چای مصرف می شده است. بنابراین مواد غذایی تازه ای نیست. اتحادیه اروپا باید پرونده این گیاه را بعنوان غذای جدید ببندد و اجازه دهد تا مردم آن را بصورت چای یا جوشانده مصرف کنند.»

گیاه استویا قرن هاست که شناخته شده و از نام پدرو استویا، گیاه شناس اسپانیایی گرفته شده است.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

به گزارش وب‌سایت نیو ساینتیست، باستان‌شناسان می‌گویند که پنج هزار سال پیش، کارگرانی که در شهر اوروک(در ۲۵۰ کیلومتری جنوب بغداد) در بین‌النهرین زندگی می‌کردند به جای دستمزد، آبجو دریافت می‌کردند.

در سنگ‌‌نبشته‌‌‌ای که روی آن خط میخی تصویری حک شده ، میزان دستمزد لازم (در واقع آبجوی پرداختی)‌ برای برخی کارهای مشخص ذکر شده است.

باستان‌شناسان عقیده‌دارند که این لوح‌ قدیمی‌ترین فیش‌ حقوقی بشری است که تاکنون یافت شده است. اینطور به نظر می‌رسد که مفهوم پرداخت حقوق معین در ازای کار مشخص از پنج هزار سال قبل در بین جوامع بشری رواج داشته است. این لوح سنگی در موزه بریتانیا در شهر لندن قرار دارد.

اما با اینکه این لوح ممکن است قدیمی‌ترین فیش حقوقی بشر باشد، اما این نخستین بار نیست که به ازای کار به کارگران دستمزد «الکلی» پرداخت شده است. به گزارش ساینس الرت این رسم در هنگام ساختن اهرام مصر هم رواج داشته و هر کارگر روزی ۴ تا ۵ لیتر آبجو دریافت می‌کرده است.

هرچند ایان هودر، یک انسان‌شناس در دانشگاه استنفورد آمریکا عقیده دارد با آنکه در این لوح «جیره» هر کار بر اساس آبجو مشخص شده است، اما انسان‌ها در آن دوره اغلب به صورت گروهی زندگی می‌کردند. آنها صاحبان زمین نبودند بلکه همگی با هم کار می‌کردند و محصولات بین قبیله تقسیم می‌شد. بنابراین مفهوم دستمزد به آنگونه که امروزه رایج است در آن زمان رواج نداشته است. هودر می‌گوید: «نظر من بر این است که آنها به کار به چشم بخشی از فعالیت‌های روزانه نگاه می‌کردند: مثل آشپزی، اعمال مذهبی و میهمانی‌ها که بخش مهمی از زندگی آنها بوده است.»

به نظر می‌رسد که سیستم پرداخت در ازای کار مشخص بعدها با یکجا نشین شدن بیشتر انسان‌ها و با تولید محصولات مازاد به مصرف یک گروه یا قبیله به وجود آمده باشد.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

فیزیکدانان سازمان تحقیقات اتمی اروپا (سرن) در سوییس اعلام کردند که موفق به کشف یک تترا-کوارک شده‌اند. تتراکوارک یک دسته چهارتایی از کوارک‌هاست. این ترکیب بسیار ناپایدار است و تقریبا بلافاصله بعد از تشکیل به ذرات دیگری تجزیه می‌شوند.

کوارک یک ذره بنیادی و یکی از اجزای پایه‌ای تشکیل‌دهنده ماده است. به گزارش وب سایت کازموس، نوع ترکیب این ذرات تاکنون برای فیزیکدانان ناشناخته بود. از آنجایی که دسته‌های کوارک‌ها اغلب تشکیل از دو یا سه ذره است، کشف این ترکیب چهارگانه فیزکدانان را هیجان‌زده کرده است.

همه نوترون‌ها و پروتون‌ها از کوارک‌ها تشکیل شده‌اند. کوارک‌ها با هم ترکیب می‌شوند تا ذرات مرکبی به نام هادرون را پدید آورند که پایدارترین آنها پروتون و نوترون، اجزای تشکیل‌دهنده هسته اتم هستند. شش گونه مختلف از کوارک‌ها وجود دارد که به هریک از آنها یک مزه می‌گویند: بالا، پایین، افسون، شگفت، سر و ته.

پایدارترین حالت کوارک‌ها وقتی است که آنها در گروه‌های سه تایی قرار می‌‌گیرند. هر چند در سال‌های گذشته فیزیکدانان دریافته‌اند که گروه‌های موقتی از کوارک‌ها هم ممکن است با دو یا چهار ذره هم تشکیل شود. در سال ۲۰۱۴ دانشمندان مرکز سرن برای نخستین بار موفق به کشف اولین ذره چهار کوارکی (تتراکوارک)‌شدند. در سال ۲۰۱۵ همین تیم موفق به کشف نخستین ترکیب پنج‌تایی از کوارک‌ها شد. هیچ کدام از این ترکیب‌ها پایدار نیست و در کسری از ثانیه تجزیه می‌شوند.

به گزارش وب‌سایت ساینس نیوز، این چهار ذره X(4274), X(4500 ، X(4700) و X(4140) نام دارند. همه آنها از یک افسون، یکی ضد افسون، یک شگفت، و یک ضد شگفت تشکیل شده‌اند اما میزان انرژی آنها متفاوت است. در کنار اندازه‌گیری جرم آنها، فیزیکدانان موفق به اندازه‌گیری عدد کوانتومی آنها هم شده‌اند که جایگاه اتمی آنها را مشخص می‌کند.

فیزیکدانان می‌گویند که اهمیت این کشف در این است که هر چهارتای این ذرات از کوارک‌های سنگین‌تر (شگفت و افسون) ساخته شده‌اند و مطالعه آنها دانشمندان را قادر می‌سازد تا تعامل بین کوارک‌های بزرگتر‌را بررسی کنند.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

ماموریت کاوشگر فضایی روزتا در اطراف دنباله دار ۶۷ پی (چوریموف-گراسیمنکو) تقریبا به پایان رسیده و شمارش معکوس برای پایان این ماموریت پس از حدود دو سال فعالیت علمی آغاز شده است.

بخشی از این ماموریت توسط ربات کاوشگر فیله که بر روی دنباله دار ۶۷ پی فرود آمد، انجام شد و با نتایج علمی جالبی در مورد ماهیت این دنباله دار همراه بود.

روسینا نام یکی از ۱۱ ابزار تحقیقی نصب شده بر روی روبات کاوشگر فیله بود.

به گفته مارتین روبین، از مسئولان طرح ابزار تحقیقی روسینا، عناصر کلیدی منشاء حیات در کره زمین، بر روی دنباله دار ۶۷ پی کشف شدند.

او می گوید: «مولکولهای متفاوتی یافتیم بویژه مولکولهای آلی! نمی دانستیم که بر روی دنباله دارها هم این مولکولها وجود دارند. اسیدهای آمینه یکی از نمونه های یافت شده هستند. همچنین هیدروکربن های متفاوتی نیز مشاهده شدند. یکی دیگر از نمونه های به دست آمده مولکول اکسیژن است که ما آن را بر روی زمین تنفس می کنیم. اکسیژن زیادی بر روی دنباله دار یافتیم هرچند حیات بر روی دنباله دار وجود ندارد.»

دانشمندان مدتها اعتقاد داشتند که آب و مولکولهای آلی در ابتدای پیدایش کره زمین توسط سیارک ها و دنباله دارها به این سیاره منتقل شده اند و به این ترتیب بخشی از عناصر اصلی حیات به زمین انتقال یافتند.

مارتین روبین می گوید: «ما به بررسی آب موجود بر روی دنباله دار پرداختیم و مشخص شد که این نوع دنباله دار نمی تواند تمام آب موجود بر روی زمین را به سیاره ما منتقل کرده باشد و تنها توانایی انتقال بخش کوچکی از آن را دارد. دنباله دارهای دیگری هستند که ساختار آب آنها با ساختار زمین، همخوانی بیشتری دارد.»

دانشمندان با بررسی خاک و گاز موجود بر روی دنباله دار ۶۷ پی دریافتند که آب موجود بر روی این دنباله دار نمی تواند مشابه آب شناخته شده بر روی زمین در نظر گرفته شود. با این حال روزتا عناصر مهم دیگری را کشف کرد.

مارتین روبین می گوید: «پیش از این چنین فرض می شد که دنباله دارها ممکن است آب را به زمین منتقل کرده باشند. اما آب به وسیله سایر مواد نیز منتقل می شود زیرا مولکولهای آلی نیز در این زمینه اهمیت دارند. این همان چیزی است که دنباله دارها را برای ما به سوژه جالبی تبدیل می کند.»

قرار است کاوشگر روزتا که ۱۲ سال سفر فضایی را پشت سر گذاشته است ماموریت خود را روز ۹ مهر (۳۰ سپتامبر) با فرود بر روی سطح دنباله دار ۶۷ پی به پایان برساند. این کاوشگر در آن هنگام بقدری از خورشید فاصله خواهد داشت که نیروی خورشیدی اش برای فعالیت ابزارهای موجود بر روی آن بسیار کاهش خواهد یافت.

مارتین روبین می گوید: «ماه سپتامبر به آرامی بر روی دنباله دار فرود می آییم اما به قدری از خورشید دور خواهیم بود که کاوشگر انرژی کافی نخواهد داشت. به همین دلیل مایلیم که ماموریت را با فرود بر روی دنباله دار به پایان برسانیم. در جریان فرود به اندازه گیری هایمان ادامه می دهیم و امیدواریم مولکولها و عناصر جدید زیادی به دست بیاوریم.»

روزتا در جریان آخرین فرود خود دست به سنجشهای با ارزشی خواهد زد که از آن جمله می توان به تصویربرداری باکیفیت بالا اشاره کرد.

مارتین روبین می گوید: «از نظر علمی برای ما بسیار جالب خواهد بود که بتوانیم به دنباله دار نزدیک تر شویم. امیدواریم عناصری را بیابیم که تاکنون موفق به کشف آنها نشده ایم. هر چه به سرچشمه نزدیک تر شویم، تعداد بیشتری از این مولکولهای نادر خواهیم یافت. امیدواریم باز هم چند مولکول دیگر بیابیم.»

او می افزاید: «از یک طرف این پایانی زیبا برای این ماموریت محسوب می شود. داده های بیشتری به دست می آوریم. هرچند تاکنون هم داده های زیادی جمع آوری کرده ایم. در عین حال لحظه ای خواهد بود که با حسرت زیادی به آن نگاه خواهیم کرد.»

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

تلفن همراه ابزاری مهم و موثر در زندگی امروز محسوب می شود و برای بسیار منبع دائمی کسب اطلاعات، و برقراری ارتباط است. یک پژوهش جدید نشان می دهد که استفاده از تلفن همراه در شب پیش از خواب، نه تنها موجب اختلال در خواب بلکه نابینایی موقت می شود. اما بسیاری از کاربران از پیامد های خطرآفرین این عادتِ ریشه دار، آگاه نیستند.

کارشناسان می گویند با وجودیکه ما با دو چشم به صفحه تلفن همراه نگاه می کنیم ولی با نگاه کردن طولانی در حال دراز کشیده، یک چشم ممکن است بطور غیر ارادی از تمرکز در یک نقطه منحرف شود. بتازگی دو مورد از نابینایی موقت چند ماهه در یک مجله پزشکی در انگلستان (New England Journal of Medicine) ثبت شد. دو زن ۲۲ و ۴۰ ساله از نابینایی موقت بطور مکرر شکایت کردند.

دکتر گوردون پلانت، متخصص اعصاب در بیمارستان ملی اعصاب لندن می گوید: «معمولا چند ثانیه طول می کشد تا چشم راست هم مانند چشم چپ ببیند. در صورتی که دراز کشیده باشیم حالت عکس آن بیشتر محتمل می شود. چیزی که موجب نگرانی مردم می شود این است که وقتی با دو چشم به تلفن همراه نگاه می کنند فکر می کنند با چشمی که نور به آن می خورد نمی توانند ببینند ولی اگر با هر دو چشم نگاه کنند، چنین تصوری برایشان پیش نمی آید.»

پس از شکایت این دو زن از ۱۵ بار نابینایی موقت، هر دو مورد آزمایش های پزشکی متعدد از جمله ام آر آی و آزمایش قلب قرار گرفتند. دکتر گوردون پلانت می افزاید: «از دست دادن بینایی گذرای یک چشم نشانه بسیار مهمی است. زیرا می تواند هشدار وقوع سکته مغزی باشد. این یکی از شایع ترین دلایلی است که بیماران به بیمارستان چشم می آیند. بیمار دارای این نشانه به بخش سکته ارجاع داده می شود. زیرا بینایی شان را موقتا از دست داده اند. این نشانه در افراد سالمند بیشتر دیده می شود ولی جوانها هم ممکن است در معرض خطر سکته مغزی باشند.»

نشانه های نابینایی موقت در اثر تلفن همراه، شبیه نشانه بیماریهای جدی مانند سکته است و ممکن است به تشخیص اشتباه پزشکی منجر شود. دکتر گوردون پلانت می گوید این بیماران اتوماتیک به بخش سکته ارجاع می شوند. پزشکان متخصص سکته که لزوما با اختلالات بینایی آشنا نیستند، آنها را معاینه می کنند. بقیه مراحل تشخیص هم مانند ام آر آی، سی تی اسکن، سونوگرافی و بقیه بصورت اتوماتیک انجام می شود.

نگاه کردن زیاد به صفحه های کوچک تلفن همراه موجب محو دیدن و سردرد می شود. نور آبی صفحه با کاهش هورمون ملاتونین موجب اختلال خواب می شود. به نظر کارشناسان ساده ترین راه حل، استراحت هر ۲۰ دقیقه یک بار است.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

برای دومین شب متوالی صدها نفر در ایالت لوئیزیانا در همان نقطه ای که یک مرد سیاهپوست توسط ماموران مهار و به ضرب گلوله کشته شد تجمع اعتراضی برگزار کرده اند.

 

عزاداران، دوستان و بستگان آلتون استرلینگ مقابل مغازه ای در شهر "بتان روژ" جایی که او صبح روز سه شنبه کشته شد جمع شدند.

بعضی تظاهرکنندگان شعار "جان سیاهان ارزش دارد" سر دادند و خواستار عدالت شدند.

 روز چهارشنبه ویدئوی جدیدی منتشر شد که کشمکش میان این مرد ۳۷ ساله با دو مامور پلیس را نشان می داد.

در این ویدئو آقای استرلینگ درحالی دیده می شود که روی زمین مهار شده و در همین زمان چندین گلوله به او شلیک می شود. با این حال صدای بعضی گلوله ها بعد از چرخیدن دوربین و خارج شدن صحنه درگیری از کادر شنیده می شود.

چند ثانیه بعد یکی از ماموران درحالی که شیئی را از شلوار این مرد خارج می کند دیده می شود. این درحالی است که پیکر خونین التون استرلینگ بر زمین افتاده بود.

پلیس گفته که معلوم شده آقای استرلینگ مسلح بوده است. ماموران به این دلیل در صحنه حاضر شده بودند که کسی در تماس با شماره اضطراری ۹۱۱ گزارش داده بود که یک مرد مسلح در خیابان می گردد.

ویدئوی تازه را عبدالله مفلحی صاحب مغازه در اختیار نشریه دیلی بیست قرار داد و گفت نشان می دهد که این مرد هنگام تیر خوردن خطری را متوجه ماموران نمی کرد.

آقای استرلینگ که پنج فرزند دارد در صحنه حادثه درگذشت و ساعاتی بعد اولین ویدئو از صحنه مرگ او توسط یک رهگذر منتشر شد.

دو مامور به نام های بلین سالامونی و هووی لیک به مرخصی اجباری فرستاده شده اند.

وزارت داگستری آمریکا اعلام کرده است که تحقیقات حقوق مدنی را شروع کرده و جان بل ادواردز فرماندار لوئیزیانا خواستار آرامش شده است.

سه شنبه شب حدود ۲۰۰ نفر در محل تظاهرات کردند و روز چهارشنبه ناآرامی هایی در فیلادلفیا روی داد. حدود ۷۵ نفر در این شهر یک جاده شلوغ را بستند.

مرگ آقای استرلینگ در ادامه حوادث پرسر و صدای مرگ سیاهپوستان به دست ماموران پلیس که باعث اعتراضات و بحث در سطح ملی شده روی می دهد.

براساس گزارش‌ها، هر سال بیش از ۱۰۰۰ نفر به دست پلیس این کشور کشته می‌شوند و بیشتر کسانی که کشته شده‌اند، سیاه‌پوست هستند".

bbc news

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

عباس کیارستمی٬ فیلمساز سرشناس ایرانی و تنها برنده ایرانی نخل طلای جشنواره کن پس از دوره‌ای بیماری و پشت سرگذاشتن چند عمل جراحی در پاریس درگذشت.

 کیارستمی از نگاه بسیاری از منتقدان و فیلمسازان جهان مهم‌ترین و شناخته‌شده‌ترین کارگردان ایرانی بود و بارها نشریات مختلف او را به عنوان یکی از بهترین کارگردانان جهان انتخاب کرده بودند.

روزنامه گاردین در سال ۲۰۰۳ که او را به عنوان بهترین کارگردان زنده غیرآمریکایی جهان انتخاب کرده بود در وصفش نوشت: "کیارستمی ماهرانه تفسیر مرگ را در پشت سادگی و شفقت فیلم‌هایش پنهان کرده است. او همچنین با تلفیق داستان و مستند و استفاده از بازیگران حرفه‌ای و غیرحرفه‌ای در فیلم‌هایش، سینمایش را پیچیده کرده است که تاثیری حیرت‌آور می گذارد."

 

عباس کیارستمی در سال ۱۳۱۹ در تهران به دنیا آمد و در محله قلهک دبیرستان رفت؛ جایی که با علی گلستانه٬ آیدین آغداشلو٬ بهمن فرمان‌آرا٬ بهمن فرزانه و مرتضی ممیز هم‌مدرسه‌ای بود.

کیارستمی مثل چند هم‌مدرسه‌ای‌ دیگرش قلم به دست گرفت و نقاشی کرد. در دانشگاه هم نقاشی خواند٬ اما هرگز خودش را نقاش نمی‌دانست و با گرافیک وارد دنیای حرفه‌ای هنر شد.

گفته بود: "سال‌هاست که نقاشی نکرده‌ام و با اینکه رشته تحصیلی‌ام نقاشی بوده ولی هرگز نقاش خوبی نبودم و در واقع هیچگاه نقاش نشدم. شاید بتوان گفت که بخشی از توانایی های من در رشته های هنری دیگر مربوط به عدم توانایی من در نقاشی باشد."

کار در سینما را هم با طراحی گرافیک با قیصر آغاز کرد. فیلمی که خیلی‌ها را از زمین بلند کرد٬ از مسعود کیمیایی و مازیار پرتو٬ کارگردان و فیلمبردار فیلم تا معرفی نام‌های دیگری که هرکدام بعدها وزنه‌ای در سینمای ایران شدند؛ کیارستمی تیتراژ فیلم را ساخت٬ امیر نادری عکاسی کرد و اسفندیار منفردزاده موسیقی فیلم را نوشت. بهروز وثوقی هم با وجود اینکه پیشتر در چند فیلم بازی کرده بود٬ با این فیلم شد ستاره اول سینمای ایران.

کیارستمی کار فیلمسازی خود را از سال ۱۳۴۹ در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آغاز کرد. با فیلم‌های کوتاهی برای کودکان و درباره کودکان؛ مسیری که تا اواخر دهه ۱۳۶۰ با فیلم‌های بلندش ادامه پیدا کرد. نان و کوچه و تجربه و مسافر از جمله فیلم‌های کانونی او در آن سال‌ها بودند.

با وجود علاقه‌اش به سینمای مستند گونه و رئالیست٬ با فیلم گزارش سینمای داستانی را هم تجربه کرد. این نخستین فیلم بلند داستانی کیارستمی بود و با وجود موفقیت نسبی فیلم از نگاه منتقدان٬ نزدیک به یک دهه مشغول ساختن فیلم کوتاه و مستند بود تا اینکه خانه دوست کجاست را ساخت.دوست داشت سینما را با فیلم بد و فیلم خوب تقسیم‌بندی کند یا به قول خودش فیلم "باورپذیر" و فیلم "باورناپذیر"."فیلم بد، فیلمی است که باور پذیر نیست و فیلم خوب فیلمی است که باور پذیر باشد. باور پذیر نه به این معنی که حتما باید سبک و سیاق رئال را در نظر بگیریم. در سینما فلینی را باور می کردیم با اینکه در سبک رئال کار نمی‌کرد و در ادبیات آثار مارکز باور پذیرند با اینکه بسیاری از آنها کاملا سوررئال اند. شرط اول این است که تماشاگر باید آن چیزی که ما به او ارائه می‌کنیم را باور کند."در بسیاری از کشورهای جهان برنامه‌های مرور آثار او برگزار شد و کارگاه‌های آموزش فیلم‌سازی‌اش به سرعت پر می‌شد. چندین کتاب به زبان‌های مختلف درباره‌اش نوشته شد و علاوه بر کسب معتبرترین جوایز سینمایی بارها خود در مقام داوری جشنواره‌های مهم نشست.

به گفته نزدیکانش با آنکه در ماه‌های پیش از عمل جراحی از نظر جسمانی شرایط مساعدی نداشت٬ اما همچنان مشغول فعالیت و در سفر بود.

احمد و بهمن دو پسر او هستند که بهمن نیز فیلمساز است.

سال‌ها پیش ژان لوک گدار درباره کیارستمی گفته بود: "سینما با دیوید وارک گریفیث آغاز می‌شود و با کیارستمی پایان می‌یابد."

bbc news

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

بحرالمیت (یا دریای مرده) زیر آفتاب سوزان خاورمیانه هر روز کوچک‌تر می‌شود. دریاچه شوری که در کم‌ارتفاع‌ترین نقطه کره زمین واقع است، پیش چشم مردمانی که پیرامونش زندگی می‌کنند خشک می‌شود اما آب رساندن به دریاچه و حفظ سطح آب فعلی به این سادگی‌ها نیست.

 اگر یک نکته در مورد بحرالمیت باشد که همه بدانند، این است که کسی در آن غرق نمی‌شود. آب آن هشت-نه برابر شورتر از آب اقیانوس‌هاست. آن‌قدر غلیظ و پراملاح است که گویی آب نیست، مخلوط شن و روغن زیتون است.

هر گردشگری که اینجا می‌آید، حتما عکسی از خودش که بدون کمترین تلاشی روی آب خوابیده یا نشسته می‌گیرد – گاه در حال روزنامه خواندن. اما بحرالمیت فقط جاذبه گردشگری نیست، اکوسیستم بی‌نظیری است که وضعیت محیط‌زیست را در این گوشه دنیا – جایی که همیشه آب کم است – نشان می‌دهد.

 ممکن است خوانده یا شنیده باشید که بحرالمیت دارد می‌میرد. "مرگ دریای مرده" اگرچه تیتر گیرایی است، اما درست نیست. هرچه آب پایین می‌رود، غلظت و شوری دریاچه بیشتر می‌شود و نهایتا به جایی می‌رسد که میزان تبخیر متوقف می‌شود. بنابراین بحرالمیت احتمالا به مراتب کوچکتر از این که هست می‌شود، اما به‌کل محو نمی‌شود.

با این همه، سرعت پایین رفتن سطح آب نگران کننده است، هر سال حدود یک متر.

در دوران جنگ جهانی اول، چند مهندس بریتانیایی حرف اول اسم‌شان را روی یک تخته سنگ که لب آب بود حک کردند که مشخص شود آب تا کجاست. درست صد سال از آن موقع گذشته و آن تخته سنگ بسیار بالاتر از سطح آب است. اکنون برای رسیدن به کنار آب، باید از این تخته‌سنگ و تخته‌سنگ‌های دیگر پایین بروید، از جاده رد شوید، از وسط گیاه‌های بلند و زمینی گل‌آلود بگذرید، تا به آب برسید. روی‌هم حدود ۲ کیلومتر راه است.

عقب‌نشینی مداوم آب طی سال‌ها، برای ساکنان منطقه گران تمام شده. از جمله در مجموعه گردشگری 'عین جدی' که چند کیلومتر آن‌طرف‌تر است.

اواخر دهه ۸۰ میلادی که هتل و رستوران و فروشگاه و غیره را می‌ساختند، موج بحرالمیت به دیوار مجموعه می‌کوبید. آب به مرور آن‌قدر عقب رفت که ناچار شدند واگنی بخرند و به تراکتور ببندند تا مسافران را به لب آب ببرند. (حدود دو کیلومتر).

سرعت تغییرات "نیر ونگر" مسئول تجاری مجموعه عین جدی را نگران کرده: "ما درباره ۵۰۰ یا ۱۰۰۰ سال پیش حرف نمی‌زنیم. وقتی ۱۸ ساله بودم هنوز دریا همین‌جا بود. چند سال پیش که می‌خواستیم خانه بسازیم، همسرم گفت رو به دریا بسازیم. گفتم بهتر است رو به کوه بسازیم چون کوه اقلا یک جا ایستاده ولی دریا مدام حرکت می‌کند."

از نگاه زمین‌شناسان بحرالمیت چیزی نیست جز دریاچه‌ای که رود اردن به آن ختم می‌شود. رود از یک سو وارد می‌شود اما از سوی دیگر بیرون نمی‌رود. همین‌جا می‌ماند و بخار می‌شود.

در حقیقت آن‌چه می‌شود گفت دارد می‌میرد، نه بحرالمیت که رود اردن است. بعضی جاهای کرانه باختری رود – که در اشغال اسرائیل است – آب آن‌قدر کم شده که در فصل خشک می‌شود مثل جوی آب از رویش پرید.

رود اردن از آب‌راه‌های مهم دنیای باستان بود. حتی در دوران مدرن هم رودی بزرگ بود که گاه در فصل بارندگی طغیان می‌کرد. در سال ۱۸۴۷، دولت آمریکا گروهی مامور بررسی رود اردن کرد. سرپرست گروه افسری بود به نام ویلیام لینچ. از قضا او نخستین کسی بود که حساب کرد و متوجه شد بحرالمیت پایین‌تر از سطح آب‌های آزاد کره زمین است. در خاطرات او از سفر می‌خوانیم که جاهایی پهنای رود حدود ۳۰ متر بوده.

حتی هشتاد سال پس از سفر لینچ، رود اردن هنوز آن‌قدر آب داشت که یک مهندس روس یهودی به نام پینچاس روتنبرگ کنار آن یک نیروگاه کوچک آبی بسازد. ساختمان نیروگاه هنوز برجاست، اما وسط صحرایی بی‌آب‌وعلف، نه کنار رود.

بدیهی است که جغرافیای منطقه طی این سال‌ها تغییر نکرده. بخش شمالی رود به دریاچه جلیل (یا دریاچه طبریه) می‌ریزد و بخش جنوبی از آن سرازیر شده به بحرالمیت می‌ریزد. آن‌چه تغییر اساسی کرده آبی است که به این سیستم وارد و از آن خارج می‌شود. در حقیقت مسئله اصلی در دهه‌های گذشته سیاست آب کشورهای منطقه بوده.

اسرائیل در بخش جنوبی دریاچه جلیل سد ساخته و عملا مقدار آبی را که وارد اردن می‌شود، کنترل می‌کند. دریاچه جلیل – به‌عنوان یک منبع آب – برای اسرائیلی‌ها اهمیت استراتژیک دارد، هرچند که این کشور در سال‌های اخیر آب شیرینی را که از نمک‌زدایی آب مدیترانه تولید می‌کند آرام‌آرام افزایش داده است.

دولت اسرائیل از دهه پنجاه میلادی – یعنی یک دهه پیش از ساخت سد – از منابع آب دره رود اردن برداشت می‌کرده که برای کشاورزان اردنی و فلسطینی (در کرانه باختری) مشکل‌ساز بوده چون برای کشاورزی و سیر کردن شکم‌شان به این آب نیاز دارند.

دولت اسرائیل هم البته مشکلی مشابه دارد – هرچند دستکم پول و فن‌آوری لازم برای تأمین آب مردمش را دارد. مشکل اسرائیل این است که مهمترین منبع تامین آب رود اردن، یعنی رود یرموک از سوریه می‌گذرد. از حدود سی سال پیش به این سو، سوری‌ها بیش از چهل سد برای مهار آب یرموک ساخته‌اند – آبی که پیش از آن به رود اردن می‌ریخت.

ادامه دارد...

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

کابل فیبر نوری گوگل با همکاری پنج شرکت آسیایی غرب آمریکا را از زیر اقیانوس آرام به ژاپن وصل کرد. این کابل‌ در ثانیه ۶۰ ترابیت داده منتقل می‌کند و پرظرفیت‌ترین کابل اینترنت است که در کف دریاها نصب شده است.

یک کابل فیبر نوری اینترنت که بیش از ۹ هزار کیلومتر طول دارد و آمریکا را به ژاپن متصل می‌کند با حمایت گوگل در زیر آب‌های اقیانوس آرام آغاز به فعالیت کرده است. این کابل فیبر نوری با انتقال ۶۰ ترابیت داده در ثانیه پرظرفیت‌ترین کابل اینترنت جهان است و پیش‌بینی می‌شود سرعت اینترنت را در دو سوی اقیانوس به طور قابل‌توجهی افزایش دهد.

سرعت انتقال داده در این کابل نوری جدید ۱۰ میلیون بار سریع‌تر از کابل‌های استاندارد مدرن است.

به جز کمپانی گوگل ۵ کمپانی از گروه تله‌کام آسیا در این پروژه بزرگ همکاری داشته‌اند. اورز هولتزله، معاون بخش زیرساخت‌های کمپانی گوگل، روز پنجشنبه (۳۰ ژوئن/ ۱۰ تیر) در گوگل پلاس در این باره خبر داد که ظرفیت این کابل از هر کابل زیردریایی دیگری در جهان بیشتر است.

او در صفحه خود نوشت: «کاربران اینترنت و مشتریان ما در ژاپن باید متوجه شده باشند که از امروز همه چیز "سریع‌تر" شده است. امروز، کابل زیردریایی "سریع‌تر" ما بین ژاپن و آمریکا به صورت رسمی آغاز به کار کرد.»

پروژه کابل در اقیانوس آرام که کابل "سریع‌تر" نام دارد ۳۰۰ میلیون دلار هزینه داشته است و مراکز اینترنتی را در لوس‌آنجلس، سان‌فرانسیسکو، پورتلند و سیاتل آمریکا به دو مرکز اینترنتی در چیبا و میه در ژاپن متصل می‌کند.

گوگل همچنین در نظر دارد که تا پایان سال جاری میلادی پروژه ساخت کابل بین فلوریدا و برزیل را به انجام رساند.

مایکروسافت و فیس‌بوک نیز در همکاری با یکدیگر در پی ساخت کابلی در زیر اقیانوس اطلس برای اتصال مراکز اینترنت در ویرجینیا بیچ به بیلبائو در اسپانیا هستند.

روزنامه تلگراف گزارش می‌دهد که تقاضای اینترنت پر شتاب‌تر با توجه به میزان رو به افزایش دستگاه‌های مختلفی که روزانه به اینترنت وصل می‌شوند، نظیر گوشی‌های هوشمند و لوح‌های فشرده و … و گسترش خدمات رایانش ابری رو به رشد است.

هم‌اکنون بیش‌تر جریان داده‌های اینترنتی جهان از طریق کابل‌های زیردریایی انجام می‌گیرد درحالی که پیش از این بیش‌تر ترافیک اینترنت از طریق ماهواره‌ها در جریان بود.

قرار دادن کابل در زیر دریا نیازمند کشتی‌های خاصی است که می‌توانند روزانه تا بیش از ۲۰۰ کیلومتر پیش بروند.

همچنین از آن‌جا که فیبرهای نوری که مخصوص انتقال داده هستند بسیار نازک‌اند، باید با لوله، سیم‌های فولادی و پلاستیک پوشانده شوند تا از آسیب در امان بمانند.

کابل‌ها معمولا در معرض حملات کوسه‌ها هستند. این نوع حملات یک بار در سال ۲۰۱۴ گوگل را مجبور به تعمیر و پوشاندن بخش‌هایی از کابل‌ها با پوشش‌های کولار کرد. گوگل در همان زمان فعالیت در زمینه ساخت کابل "سریع‌تر" را آغاز کرده بود.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

الوین تافلر، جامعه‌شناس، نویسنده و آینده‌پژوه سرشناس آمریکایی، در سن ۸۸ سالگی در خانه مسکونی خود در لس‌آنجلس درگذشت. "شوک آینده" و "موج سوم" دو اثر مشهور او هستند که به فارسی نیز ترجمه شده‌اند.

آلوین تافلر در سال ۱۹۲۸ در شهر نیویورک و در یک خانواده مهاجر یهودی به دنیا آمد و در همان شهر نیز تحصیل دانشگاهی خود را به پایان رساند. اما بیشتر زندگی خود را در لس‌آنجلس گذراند و شامگاه دوشنبه ۲۷ ژوئن ۲۰۱۶ در خانه خود در همین شهر درگذشت.

ویژگی نوشته‌های الوین تافلر در پیش‌بینی‌ها و پیشگویی‌های او از آینده است؛ پیشگویی‌هایی که مواردی از آنها بعدها شکل واقعیت به‌خود گرفتند. دو اثر او به نام‌های "شوک آینده" و "موج سوم" مملو از این تحلیل‌های آینده‌نگرانه است. "جابه جایی در قدرت" و "جنگ و ضد جنگ" دو کتاب دیگر او هستند.

الوین تافلر با کتاب "شوک آینده" شهرت یافت که مدتها در لیست پرفروش‌ترین کتابهای جهان قرار داشت. "شوک آینده" را امیرحسین جهانبگلو با نام "ضربه آینده" و حشمت‌الله کامرانی با نام "شوک آینده" به فارسی ترجمه کرده‌اند.

در کتاب "شوک آینده" تافلر می‌گوید انسان دوره‌های مهمی را طی کرده که هر کدام قرنها طول کشیده و حال نیز در حال طی کردن و پایان دادن به دوره‌ای و ورود به دوره مهم‌تر و برتری است که علائم ان نیز آشکار شده است.

به گفته این نویسنده آمریکایی دوره اول از وقتی شروع شد که انسان کشاورزی را کشف و آغاز کرد. این دوره هزاران سال طول کشید بعد دوره صنعتی شروع شد که مدت چند قرن از عمر آن می‌گذرد. او می‌گوید دوره صنعتی نیز در حال پایان‌یافتن است و شاهد آغاز دوره فراصنعتی هستیم.

تافلر معتقد است در قرون گذشته معمولا تغییر و تحول در جوامع انسانی بسیار کند بوده اما در دوره سوم، یعنی دوره فراصنعتی، تغییر در تمام جامعه زیر تاثیر تغییرات سریع فن‌آوری آنقدر سریع و زیاد است که هضم و تحمل این تغییرات برای انسان بسیار مشکل است و انسان دچار مشکلات روانی خواهد شد. از این رو تافلر می‌گوید این تغییرات باید مهار و هدایت شود تا ضایعات روحی آن کم گردد.

"موج سوم" را شهیندخت خوارزمی ترجمه کرده است. خانم خوارزمی در مقدمه‌ این اثر نوشته است: در این کتاب تافلر با نگرش زیبا و قلم گویای خود، با دیدی بسیار وسیع به تحلیل گذشته، حال و آینده فن آوریهای کلیدی جهان پرداخته است. وی با مثالهای فراوان و جامع، مسائل و حوادث را به زیبایی، از زوایای مختلف و در قالب‌های متفاوت تجزیه و تحلیل و ترکیب نموده و اثری را خلق کرده که هر متفکری را وادار به تفکر و تجدید نظر در نگرش نسبت به جامعه انسانی می‌نماید.»

مترجم "موج سوم" در ادامه می‌نویسد: «تافلر به زیبائی، آینده جهان را به تصویر کشیده و مطرح کرده است که چگونه شیوه زندگی، تجارت و ارتباطات بر پایه نیازها و در چهارچوب فن آوریها تغییر خواهد کرد. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که ما هم اکنون سوار بر موج تکنولوژی در حال پیشروی به سوی آینده هستیم و اگر خود در این مسیر حرکت نکنیم، در سالهای آینده بازار هدف و مصرف کشورهای توسعه‌یافته قرار خواهیم گرفت و این نحوه تجارت بر ما تحمیل خواهد شد؛ بدون آنکه سود اصلی آن عاید ما شود.»

الوین تافلر علاوه بر تالیف این کتاب‌ها، فعالیت به عنوان معاون سردبیر مجله فورچون و خبرنگار این مجله در واشنگتن، استاد مهمان دانشگاه کورنل، پژوهشگر بنیاد راسل سیج و استاد موسسه پژوهش اجتماعی را در سوابق حرفه‌ای خود دارد. او در طول فعالیت خود به اخذ پنج درجه افتخاری در ادبیات و حقوق و علوم نائل آمده است.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

ژوئن ۱۸۴۰: ۱۷۶ سال پیش در چنین روزی فریدریش فروبل اولین کودکستان را در شهرک بلانکنبورگ در شرق آلمان افتتاح کرد.

فریدریش فروبل (Friedrich Frِöbel) کودکی بسیار سختی داشت. پدرش کشیش سختگیر و خشنی بود. مادرش را در یک‌سالگی از دست داد و همواره از داشتن نامادری رنج می‌برد.

نخست در شهری در نزدیکی زادگاهش دوره جنگلبانی دید. سپس در دانشگاه شهر ینا (Jena) در شرق آلمان علوم طبیعی و پس از آن اندکی فلسفه، زبان و ادبیات و حتا معدن‌شناسی خواند.

۲۳ ساله بود که به عنوان مربی در یک مدرسه نمونه در فرانکفورت استخدام و با ایده‌های مترقی پستالوتزی (Pestalozzi) برای پرورش بهتر کودکان آشنا شد.

۳۴ ساله بود که پرورشگاهی با روش‌های کودک‌پسند در آرنشتات (Arnstadt) در شرق آلمان برپا کرد و در ادامه این کار نشریه‌هایی در توضیح دیدگاه‌هایش انتشار داد و سرانجام این دیدگاه‌ها را در کتاب ماندگارش "تربیت انسان" گردآورد.

فروبل با اینکه خود فرزندی نداشت، همیشه کودکان را به گل‌هایی تشبیه می‌کرد که باید آن‌ها را در باغی پرورش داد تا ببالند و پژمرده نشوند. او برای این کار بازی و ترانه‌های کودکانه را پیشنهاد می‌کرد.

۵۸ ساله بود که سرانجام در نزدیکی محل زندگیش با پشتیبانی دو تن از دوستانش نخستین کودکستان را به نام کیندرگارتن (Kindergarten) یعنی "باغ کودکان" تاسیس کرد. هم اکنون در بیشتر زبان‌های اروپایی این واژه آلمانی یا ترجمه تحت‌اللفظی آن را برای کودکستان به کار می‌رود.

فروبل با تدوین کتاب‌های ترانه‌ها و بازی‌های کودکان توانست در مدت کوتاهی روش نوین پرورشی خود را در بیشتر ایالت‌های آلمان پیاده کند هرچند در آغاز کار با ایده‌های نوگرایانه او که مخالف سختگیری با کودکان بود، مبارزه می‌کردند و در برخی از ایالت‌های سرزمین آلمان تا سال‌ها ساخت و برپا کردن کودکستان ممنوع بود.

فریدریش فروبل در ۷۰ سالگی در مارینتال (Marienthal) در شرق آلمان درگذشت.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

حمله و قتل جنگل بانان و محیط بانان در ایران به گفته برخی منابع در بین کشورهای جهان کم سابقه‌است.به گفته محمد درویش، عضو مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع در ۹۰ سال گذشته در آمریکا ۲۵ محیط بان کشته شده‌اند که علت ۹۵ ٪ مرگ آنان حوادث و سوانح بوده‌است اما در۳۰ سال گذشته در ایران ۱۱۲ نفر محیط‌بان و ۱۱ جنگلبان کشته شده‌اند (جمعاً ۱۲۳ نفر).همچنین تعداد زیادی از محیط بانان و جنگل بانان مضروب و مجروح و دچار نقص عضو دائم شده‌اند. مواردی از تهدید اعضای خانواده محیط بانان نیز گزارش شده‌است.نکته مشترک تمامی حوادث فوق،در یک جمله خلاصه می شود و آن پیام مسئولان،مبنی بر ضرورت پیگیری جدی حادثه،دستگیری متخلفان و پایمال نشدن خون محیط بانان است،موضوعی که محیط بانان چندان به حصول و تحقق آن،خوشبین نیستند،منطق نیز حکم می کند امید چندانی به این موارد نبندند که اگر غیر از این بود در طول سه روز،سه محیط بان این مرز و بوم اینچنین پرپر امیال غیر انسانی عده ای کور دل نمی شد.

کار بجایی رسیده که هنوز کفن دو تن از هموطنانمان خشک نشده که خبر پرپر شدن سومین محیط بانمان را هم شنیدیم.تعارض زیباتر حقوق های چند صد میلیونی آقایانی است که معلوم نیست مطابق کدامین استاندارد و یا ملاک تعیین شده ای به چنین حقوقی دست پیدا کرده اند درحالیکه برخی افراد مانند این محیط بانان با حقوقی بخور و نمیر و با حداقل امکانات  باید جان خود را هم فدا کنند .تا کی این داستان ادامه دارد خدا می داند.

این کاریکاتور هم کار یکی از دوستان گرامی ماست در ارتباط با موضوعات فوق:

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

مردی که مدعی است از اردوگاه مرگ آشویتس فرار کرده و سال‌هاست درباره تجربه‌اش از آشویتس سخنرانی می‌کند، اعتراف کرد که از اساس دروغ می‌گفت. یک معلم تاریخ در نیویورک تناقض‌گویی او را فهمید و افشایش کرد.

جوزف هیرت، مرد۸۶ ساله‌ی ساکن پنسیلوانیا سال‌هاست به‌عنوان یکی از معدود افرادی شناخته می‌شود که موفق به فرار از اردوگاه کار اجباری "آشویتس" در دوران آلمان نازی شده است. اکنون او اعتراف کرد که همه‌ی این سال‌ها دروغ گفته و هیچ‌وقت اصلا در آشویتس زندانی نبوده است.

هیرت سال‌هاست که به‌عنوان یکی از شاهدان زنده‌ی جنایات نازی‌ها در آشویتس به دانشگاه‌ها، مدارس، سخنرانی‌ها و مراسم یادبود قربانیان هولوکاست دعوت می‌شود و تاکنون صدها نشریه با او مصاحبه کرده‌اند.

هیرت همچنین همه‌ی این سال‌ها مدعی بود که یوزف منگله، پزشک نازی اردوگاه مرگ آشویتس را نیز از نزدیک دیده بود.

سال‌هاست که هیرت در سراسر دنیا سخنرانی می‌کند که چطور با حمله‌ی آلمان نازی به لهستان، خانواده‌ی یهودی او ناچار به فرار به سوی بلگراد شدند.

او مدعی بود که در این فرار او بازداشت و به آشویتس فرستاده شد و توانست از یک لحظه غفلت ماموران اردوگاه استفاده کرده و از پارگی سیم خاردارها در گوشه‌ای فرار کند.

معلم تاریخی که متوجه تناقض‌گویی هیرت شد

به گزارش روزنامه‌ی بریتانیایی "گاردین"، اندرو راید، معلم تاریخ دبیرستانی در نیویورک، فردی است که متوجه تناقض‌گویی‌های هیرت شد.

او بعد از این‌که هیرت در مراسمی در دبیرستان محل کار برای سخنرانی حضور پیدا کرد، متوجه شد برخی ادعاهای این مرد با واقعیت‌های ثبت‌شده هم‌خوانی ندارد.

تمام افرادی که به اردوگاه مرگ آشویتس منتقل می‌شدند، صاحب یک شماره می‌شدند و نازی‌ها این شماره را روی بازوی زندانیان خالکوبی می‌کردند.

اندرو راید شماره‌ی روی بازوی هیرت را یادداشت کرد و به سراغ مرکز داده‌های قربانیان و بازماندگان آشویتس رفت. این اطلاعات به شکل عمومی در دسترس است و می‌توان با وارد کردن شماره یا نام، هویت و سرنوشت افراد را جست‌وجو کرد.

اندرو راید در کمال تعجب دید که شماره‌ی روی بازوی هیرت، در واقع شماره‌ی پریمو لوی، نویسنده و شیمی‌دان یهودی است که در آشویتس زندانی بوده و کشته شده است.

راید همچنین با بررسی اسناد و شواهد تاریخی متوجه شد که ادعای هیرت که یوزف منگله را در آشویتس از نزدیک دیده است، نمی‌تواند صحت داشته باشد. چرا که در آن تاریخی که هیرت مدعی است، منگله اصلا هنوز به آشویتس منتقل نشده بود.

راید با انتشار مطلبی با تکیه بر مستندات نوشت که جوزف هیرت دروغ می‌گوید و روایت او نمی‌تواند واقعی باشد.

"می‌خواستم خاطره هولوکاست فراموش نشود"

هیرت سرانجام زیر فشار رسانه‌ها و افکارعمومی بالاخره اعتراف کرد که دهه‌هاست دروغ‌ می‌گوید و هرگز زندانی آشویتس نبوده است.

او در ادعای عجیبی گفت که "نیت خیر" داشته و می‌خواست "خاطره هولوکاست فراموش نشود."

هیرت در نامه‌ی عذرخواهی که منتشر کرد، مدعی شد که شماره‌ی پریمو لوی را روی بازوی خود خالکوبی کرد تا "خاطره‌ی این شیمی‌دان بزرگ" را زنده نگه دارد و قصد "سوء‌استفاده" نداشته است.

او در این نامه نوشت:«من در آشویتس زندانی نبودم. کار من اشتباه بود و عذرمی‌خواهم.»

این اولین‌بار نیست که فردی به دروغ مدعی می‌شود که در اردوگاه‌های مرگ آلمان نازی زندانی بوده است یا درباره‌ی آن وقایع داستان‌سرایی می‌کند. تاکنون چندین نفر دیگر نیز چنین ادعاهایی داشته‌اند.

در یکی از مشهورترین نمونه‌ها، هرمان روزن‌بلت، یک زندانی لهستانی در آشویتس، در کتاب زندگی‌نامه‌ی خود ادعاهایی کاملا ساختگی و دروغین مطرح کرد. کن والتزر، مورخ متخصص در هولوکاست با انتشار مطلب مفصلی دروغ‌های روزن‌بلت را افشا کرد و تاکید کرد که این داستان‌سرایی‌ها بسیار مخرب است و می‌تواند بر واقعیت مسلم و هولناک هولوکاست، سایه‌ی تردید بیفکند.

 

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک


با خاتمه شمارش آرا مشخص شده است رای دهندگان بریتانیایی به خروج کشورشان از اتحادیه اروپا رای داده اند. 48 درصد رای دهندگان به ادامه عضویت و 52 درصد به خروج از اتحادیه رای داده‌اند.واکنش های اولیه اروپائیان نسبت به نتیجه همه پرسی حاکی از ناباوری بوده است. 


نتیجه همه پرسی در بریتانیا باعث ابهام در مورد اینده اتحادیه اروپا و توانمندی اقتصادی آن نیز شده است. نرخ برابری یورو در برابر دلار آمریکا هم 3.1درصد کاهش یافته و به 1.1021 یورو در برابر یک دلار رسیده است.


نتیجه همه‌ پرسی باعث کاهشی بیش از 9 درصد در نرخ برابری پوند در برابر دلار آمریکا شده است. نرخ برابری پوند که شامگاه گذشته 1.50 در برابر دلار بود به 1.34 تنزل کرده است.


توزیع جغرافیایی آرا در سطح بریتانیا یکسان نبوده است. اکثر رای دهندگان در اسکاتلند به ماندن در اتحادیه اروپا رای داده اند در حالیکه در بقیه بریتانیا، اکثریت خواستار خروج از اتحادیه بوده اند.

نیکلا استرجن، وزیر اول اسکاتلند، گفته است که نتیجه همه پرسی نشان می دهد که "اکثر مردم کشورش" خواهان عضویت در اتحادیه اروپا هستند. برخی ناظران این اظهارات به تصمیم به برگزاری همه پرسی دیگری در مورد استقلال اسکاتلند از بریتانیا تعبیر کرده اند.بازار سهام در ژاپن کار خود را با سقوط چشمگیر آغاز کرد.


در ژاپن ارزش سهام تا هشت درصد سقوط کرد و معاملات مدتی متوقف شد.


نتیجه‌ همه‌پرسی بریتانیا به افت ارزش پوند منجر شده و ارزش پوند به زیر ۱.۴ دلار رسیده است.

بهای پوند نسبت به دلار به سطحی سقوط کرده که از سال ۱۹۸۵ بی سابقه است.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

گروهی از دانشمندان بین‌المللی اعلام کردند که برای دومین بار موفق به دریافت و مشاهده «امواج گرانشی» شده‌اند. امواجی که آلبرت اینشتین یک قرن قبل وجود آنها را در نظریه نسبیت پیش‌بینی کرده بود.

موج گرانشی موجی است که توسط میدان‌های گرانشی تولید می‌شود و اینشتین در سال ۱۹۱۶، وجود آن را در قالب نظریه «نسبیت عام» پیش‌گویی کرده بود. نظریه نسبیت عام مجموعه‌ای از معادلات ریاضی است که در آن پدیده فضا-زمان و جاذبه که تا آن زمان با فرمول‌های مکانیکی نیوتون یا «نیرو» توضیح داده می‌شد، به شکل یک «خمیدگی» توضیح داده می‌شود.

فرضیه نسبیت می‌گوید که یک جرم با چگالی بسیار بالا مثل خورشید، می‌تواند شکل نور در اطراف خودش را تغییر دهد و مسیر نور را خم کند. براساس نسبیت عام، جرم می‌تواند فضا-زمان را خمیده کند و در نتیجه میدان گرانشی‌ای بسازد که می‌تواند نور را منحرف کند. موج‌های گرانشی به‌وجود آمده در اثر این میدان گرانشی در سراسر گیتی پراکنده می‌شوند.

با اینکه این نظریه از نظر تئوری به اثبات رسیده بود، اما از نظر عملی امکان دیدن آن برای دانشمندان وجود نداشت. برای دیدن این موج‌های گرانشی، دو جسم بسیار عظیم باید با سرعت حرکت کنند. محققان پیش‌بینی کرده بودند که اگر دو سیاهچاله فضایی با هم برخورد کنند، امکان به‌وجود آمدن و رصد چنین امواجی وجود خواهد داشت، اما هیچ‌کس نمی‌دانست این اتفاق آیا ممکن است یا هر چند وقت یکبار ممکن است اتفاق بیافتد.

دانشمندان دو دستگاه برای رصد کردن این امواج ساخته بودند. این دستگاه‌های دریافت‌کننده که LIGO نامیده می‌شوند، در دو ایالت واشینگتن و لوییزیانا در آمریکا واقع‌اند. این دستگاه‌ها که هر کدام یک تونل به شکل حرف L به طول نزدیک به پنج کیلومتر را شامل می‌شوند، در سال ۱۹۹۹ ساخته شدند. اما اولین بار در سال ۲۰۱۵ موفق به دریافت این امواج شدند و خبر آن برای اولین بار در اوایل سال ۲۰۱۶ اعلام شد.

دریافت اولین امواج گرانشی در زمستان سال گذشته نقطه عطفی در کشفیات فیزیک و ستاره‌شناسی به حساب می‌آمد که نتایج دهه ها تلاش دانشمندان بود.

روز چهارشنبه۲۶ خرداد محققان اعلام کردند که برای دومین بار موفق به دریافت این امواج شدند که از ادغام دو سیاهچاله در ۱.۴ میلیارد سال گذشته بودجود آمده بود.

شیلا رووان، یکی از اعضای گروه کشف این موج می‌گوید «ما از این مشاهده دوم دریافتیم که یافته‌های انجام شده توسط ماشین LIGO به ما اجازه می‌دهد که به برخی سوالات کلیدی در خصوص گرانش و ستاره‌شناسی پاسخ دهیم. برخی از رموزی که باید به آنها پاسخ دهیم شامل این است که اصلا چطور سیستم سیاهچاله‌ها شکل می‌پذیرد. در آینده ما با مطالعه تاریخ جهان سعی می‌کنیم به پاسخ این پرسش‌ها برسیم.»

آلبرت لازارینی از موسسه پلی‌تکنیک کالیفرنیا می‌گوید که ماشین‌های LIGO به ما اجازه مطالعه بخشی از «تاریکترین» و در عین حال جذاب‌ترین پدیده‌های جهان هستی را می‌دهد.

این روش دانشمندان را قادر می‌سازد جهان‌هایی تازه را رصد کنند که به روش‌های متدوال تجربه آنها میسر نیست؛ دنیاهایی مثل سیاهچاله‌ها که هم نور و هم ماده را در خود می‌بلعند.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

گاستریت یا التهاب لایه مخاطی معده از موذی‌ترین بیماری‌های دستگاه گوارش است که در درازمدت ممکن است به زخم معده و در نهایت به سرطان بیانجامد. اما نکاتی وجود دارد که رعایت آن می‌تواند از پیشروی بیماری جلوگیری کند.

دستگاه گوارش ما گاه تحت تاثیر عواملی چون خشم، فشار روانی و یا رفتارهای غذایی مانند خوراکی‌های تند و نوشیدن بیش از اندازه الکل و قهوه واکنش نشان می‌دهد. این ناراحتی با تهوع، درد در بخش فوقانی شکم یا احساس کسالت بروز می‌کند. حتی امکان مشکلات گوارشی چون اسهال نیز وجود دارد. این‌ها می‌توانند از نشانه‌های التهاب دیواره یا ورم معده باشند.

اغلب افراد با بروز این ناراحتی‌ها به داروخانه می‌روند و بعد از مشاوره داروهای مجاز بدون نسخه پزشک را خریداری و استفاده می‌کنند. ممکن است گاهی استفاده از این داروها برای تسکین درد کافی باشد اما نمی‌توان به خوددرمانی بسنده کرد. اگر این ناراحتی‌ها بیش از دو هفته به درازا بکشند و یا ناگهانی بروز کنند، باید به پزشک مراجعه شود.

پزشک پرسش‌هایی در باره رفتارهای غذایی و شیوه زندگی از بیمار می‌پرسد. از بخش فوقانی شکم او سونوگرافی می‌کند و برای تشخیص دقیق‌تر بیماری واکنش‌های معده را نیز مورد بررسی قرار می‌دهد.

گونه‌های مختلف بیماری

ورم حاد معده (گاستریت حاد) با خوردن غذای آلوده، نوشیدن الکل و برخی داروها آشکار می‌شود و زود نیز فروکش می‌کند.

ورم مزمن معده (گاستریت مزمن) به گونه‌ای دیگر پیشروی می‌کند. نخست هیچ نشانه‌ای ندارد و سپس موذیانه گسترش می‌یابد. ممکن است علائم هشداردهنده‌ای چون درد در بخش فوقانی شکم، نفخ، بوی بد دهان و احساس سنگینی شدید در معده آشکار شود. انواع مختلف ورم مزمن معده را با گونه‌های آ، بی‌ و سی متمایز می‌کنند.

ورم معده نوع B از دیگر گونه‌ها شایع‌تر است. این گونه از طریق هلیکوباکتر پیلوری که گونه‌ای از باکتری هلیکوباکتر است ایجاد می‌شود. این باکتری در معده اغلب خود را با علائمی خفیف و گذرا به صورت تهوع، درد شکمی، اسهال و بی‌اشتهایی نشان می‌دهد.

گاه نیز هیچگونه علائمی ندارد. اما گاه نیز مکانیسم دفاعی معده را ضعیف کرده و موجب عفونت دیواره معده می‌شود. در این صورت چنانچه به موقع مداوا انجام نشود ممکن است به زخم معده یا سرطان منجر شود. درمان با مصرف آنتی‌بیوتیک به مدت دو تا سه هفته صورت می‌گیرد.

ورم معده نوع A شیوع کمتری نسبت به نوع B دارد و التهاب خودایمن نیز نامیده می‌شود و علت آن حمله پادتن‌ها (آنتی‌‌بادی‌ها) به سلول‌‌های دیواره معده است. در این موارد باید از داروهای ضد اسید معده استفاده شود.

ورم معده نوع C در اثر التهاب شیمیایی داروهای مسکن حاوی آسپرین یا ایبوپروفن (ایبوبروفن) به‌ وجود می‌آید. کسانی که از این داروها استفاده می‌کنند باید با پزشک خود مشورت کنند.

افرادی که مبتلا به نوع پیشرفته التهاب معده هستند باید به طور مرتب زیر نظر پزشک معالج خود باشند زیرا در برخی موارد خطر ابتلا به سرطان نیز وجود دارد. تشخیص هر چه زودتر تومورهای سرطانی امکان درمان به موقع را افزایش می‌دهد.

به طور کل توصیه می‌شود افراد کمتر در معرض استرس قرار گیرند، رژیم غذایی کم‌چرب داشته باشند و تعداد وعده‌های غذایی کوچک و کم حجم را در طی روز افزایش دهند.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

درباره تارنما


به تارنمای جندی شاپور البرز خوش آمدید. دانشگاه گندی شاپور در عصر خود بزرگترین مرکز فرهنگی شد. دانشجویان و استادان از اکناف جهان بدان روی می‌آوردند. مسیحیان نسطوری در آن دانشگاه پذیرفته شدند و ترجمه سریانی‌های آثار یونانی در طب وفلسفه را به ارمغان آوردندنو افلاطونیها در آنجا بذر صوفی گری کاشتند. سنت طبی هندوستان، ایران، سوریه و یونان در هم آمیخت و یک مکتب درمانی شکوفا را به وجود آورد.
آخرین نوشتارها
نگارندگان



Alternative content


شروع کد ساعت -->

آمار وبلاگ:
 

بازدید امروز : 2377
بازدید دیروز : 822
بازدید هفته : 13148
بازدید ماه : 78599
بازدید کل : 1667028
تعداد مطالب : 2059
تعداد نظرات : 424
تعداد آنلاین : 3

وبلاگ

قالب