ابزار رایگان وبلاگ

ثبت عکس‌های نادر از قبل و حین انفجار یک ستاره
 
جندی شاپور (البرز)
علمی فرهنگی

اخترشناسان عکس هایی نادر از یک ستاره کوچک پیش از انفجار، حین انفجار، و پس از انفجار آن در پدیده موسوم به "نو اختر کلاسیک" تهیه کرده اند.

 این ستاره بخشی از یک منظومه دو ستاره ای است. در این منظومه یک ستاره از نوع کوتوله سفید گاز شریک بسیار بزرگتر خود را می بلعد تا زمانی که منفجر شود. این انفجارها هر ۱۰ هزار سال تا یک میلیون سال یک بار روی می دهد.

اکنون تیمی از منجمان در لهستان موفق به ثبت این انفجار با کمک تلسکوپی در شیلی شده است.

 این رصدها که نتایج آن در نشریه نیچر چاپ شده به عنوان بخشی از یک مطالعه وسیع تر اصلا با هدف یافتن ماده تاریک انجام شد.

رشته عکس هایی که در طول زمان به عنوان بخشی از آن پروژه تهیه شده به منجمان امکان داد عقب بروند و عکس ستاره پیش از انفجار در ماه مه ۲۰۰۹ را پیدا کنند.

شمک مروز نویسنده اصلی این مقاله که دانشجوی پی‌اچ‌دی در رصدخانه نجومی دانشگاه ورشو است به بی بی سی گفت:‌ "به لطف رصدهای طولانی مدت، توانستیم این نواختر (نووا) را چند سال قبل از انفجار و چند سال بعد از انفجار مطالعه کنیم."

"این خیلی غیرعادی است چون نواخترها عموما فقط وقتی جلب توجه می کنند که خیلی نورانی شده باشند، یعنی پس از فوران."

این نوع نواخترها - در مقایسه با ابرنواختر یا سوپرنووا - با یک کوتوله سفید شروع می شوند. کوتوله سفید در واقع لاشه یک ستاره معمولی مثل خورشید پس از مرگ است که در یک مدار بسیار تنگ با یک ستاره فعال معمولی گیر می افتد.

فاصله میان این دو ستاره بسیار کم است یعنی به اندازه شعار یک ستاره معمولی. چنان نزدیک که گاز ستاره بزرگتر ظرف پنج ساعت به کوتوله سفید می رسد.

این ماده اضافی روی سطح کوتوله سفید جمع می شود تا اینکه به یک انفجار هسته ای حرارتی ـ ترمونوکلیر - منجر می شود. اما مهم اینکه این انفجار فقط باعث پراکنده شدن مواد اضافه ای که از ستاره بزرگتر روی کوتوله سفید جمع شده می شود؛ در نتیجه کوتوله سفید پس از انفجار سر جایش باقی می ماند.

آقای مروز گفت:‌ "کل این سیستم از انفجار نواختر جان به در می برد... و به این ترتیب کل این فرآیند دوباره شروع می شود. بعد از چند هزار سال، نواختر دوباره منفجر می شود اما دیگر کسی قادر به دیدن آن نخواهد بود."

این در تضاد با ابرنواخترهای نوع آی‌ای Ia است که در وضعیتی مشابه شروع می شود اما در نهایت در انفجاری بسیار بزرگتر کوتوله سفید را کاملا نابود می کند.

آقای مروز می گوید:‌ "آنچه ما مشاهده کردیم این بود که قبل از فوران، میزان جابجایی جرم در سیستم دو ستاره ای خیلی پایین و بی ثبات بود. بعد از فوران، به نظر می رسد که جابجایی جرم خیلی شدیدتر و باثبات تر است."

"این بدان معنی است که انفجاری که ما شاهد بودیم خواص سیستم دو ستاره ای را عوض کرده."

پروفسور کریستیان نیگ از دانشگاه ساتهمپتون به بی بی سی گفت:‌ "این رصدی فوق العاده است که بستری برای نظریه های ما در مورد چگونگی این انفجارها فراهم می کند."

"واقعا می توانیم میزان تابندگی و شرایط پیش از فوران را اندازه گیری کنیم؛ می توانیم از این اطلاعات برای ساختن مدل های فوران استفاده کنیم."

او که در این مطالعه نقشی نداشته بر این باور است که این داده ها به شکل گیری نظریه های بهتری درباره نواخترهای کلاسیک منجر می شود.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

کیمیا علیزاده، ۱۸ ساله، با کسب مدال برنز تکواندو در المپیک ۲۰۱۶ ریو اولین زن در تاریخ ایران شده است که برنده مدال المپیک می شود.

 او با پیروزی پنج بر یک مقابل نیکیتا گلاسنویچ از سوئد در وزن ۵۸ کیلوگرم به مدال سوم این رقابت ها رسید.

هرچند علیزاده و رقیبش در راند اول امتیازی نیاوردند اما ورزشکار ایرانی در راند دوم دو بر صفر جلو افتاد. او در راند سوم پنج امتیازی شد تا کار یکسره شود.

 

کیومرث هاشمی رئیس کمیته ملی المپیک بعد از موفقیت کیمیا علیزاده گفت: "این برنز در واقع نخستین مدال بانوان کشورمان در تاریخ ۶۸ ساله حضور ایران در بازی های المپیک است."

روز پنجشنبه راحله آسمانی، تکواندوکا ایرانی الاصل تیم بلژیک هم در مسابقه رده بندی برابر حریفی از مصر قرار گرفت و بعد از تساوی در سه وقت قانونی، مسابقه را در وقت اضافی طلایی واگذار کرد و از کسب مدال برنز بازماند.

خانم علیزاده پیشتر با دو پیروزی و یک شکست به دیدار رده بندی راه یافته بود.

او در اولین مسابقه ۷ بر ۶ مقابل آنا زانینویچ از کرواسی پیروز شد تا به یک هشتم نهایی راه پیدا کند. در مسابقه بعدی او با اوا گومز از اسپانیا روبرو شد که آن بازی را با اختلاف یک امتیاز - ۷ به ۸ - واگذار کرد.

اوا گومز به فینال راه یافت و این فرصتی برای علیزاده فراهم کرد که راهی گروه شانس مجدد شد.

او در این مرحله ابتدا به مصاف هارنسوجین فاناپه از تایلند رفت و با ۱۴ امتیاز در برابر ۱۰ امتیاز پیروز شد تا به رده بندی راه یابد.

به گزارش خبرگزاری ایسنا زهرا سروی نایب رییس بانوان فدراسیون تکواندو ایران گفت:‌ "اگر کیمیا علیزاده مدال نمی گرفت، به خدا گلایه می کردم چون شاید خیلی ها ندانند این بچه در تمرینات چه سختی هایی می کشد اما خدا می داند."

با این پیروزی شمار مدال های ایران در مسابقات امسال المپیک به پنج عدد - دو طلا و سه برنز - می رسد.

'پاداش ۱۰ هزار دلاری'

خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، پس از این پیروزی گزارش می دهد که کیومرث هاشمی رئیس کمیته ملی المپیک ایران خانم علیزاده ۱۰ هزار دلار پاداش خواهد گرفت.

بنابه این گزارش او گفت: "به جای ۳ هزار دلار پاداش مدال‌آوران برنز به کیمیا علیزاده معادل ورزشکاران طلایی یعنی ۱۰ هزار دلار پاداش داده می‌شود."

به نوشته ایسنا این پاداش جدا از جایزه وزارت ورزش است که به قهرمانان المپیکی پرداخت می شود.

تیم ایران با ۹ ورزشکار زن در المپیک شرکت کرد که گفته می شود بزرگترین گروه ورزشکاران زن ایران از زمان المپیک سال ۱۹۹۶ آتلانتا است.

کیمیا علیزاده، لیلا رجبی، نجمه خدمتی، مه‌لقا جام‌بزرگ، گلنوش سبقت‌الهی، زهرا نعمتی، ندا شهسواری، مهسا جاور و الهه احمدی در رشته‌های تیراندازی، دو و میدانی، پینگ‌پنگ، قایق‌رانی و تکواندو به رقابت پرداخته اند.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

آرتور هیلر، کارگردان کانادایی قصه عشق در سن ۹۲ سالگی در گذشت.

 این کارگردان پر کار، فعالیت حرفه‌ای‌اش را در تلویزیون آغاز کرد. او در طول دوران فعالیت هنری‌اش بیش از ۳۰ فیلم کارگردانی کرد.

به غیر از فیلم بسیار مشهورش قصه عشق که بر اساس کتاب اریک سگال ساخته شد، او فیلم‌های دیگری نیز کارگردانی کرده است. آقای هیلر پیشتر رئیس آکادمی علوم و هنرهای سینما (اسکار) بود.

شرلی بون ایزاک، رییس فعلی این آکادمی درگذشت آقای میلر را بسیار "تاسف انگیز" خواند.

آرتور هیلر در دوران فعالیت کاری‌اش ارتباط خوبی با نمایشنامه نویسانی نظیر پدی چایفسکی و نیل سایمون و همچنین با کمدین هایی نظیر استیو مارتین و ریچارد پریر داشت.

فیلم قصه عشق آقای هیلر بسیار مورد توجه قرار گرفت. داستان دو عاشق با جمله معروف: "عشق اونه که هرگز نگی متاسفم."

بازیگران قصه عشق رایان اونیل و الی مک گرو بودند. این فیلم نامزد ۷ اسکار شد، اما فقط یک اسکار برد.

الی مک گرو در بیانیه‌ای به مناسب مرگ آقای هیلر نوشت: "او انسانی فوق العاده، با استعداد و سخاوتمند بود."

"آرتور هیلر بخش جدایی ناپذیر از یکی از تجربه‌های مهم زندگی من است."

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

جانورشناسان می‌گویند کوسه‌ای را شناسایی کرده‌اند که تا ۴۰۰ سال عمر می‌کند.

محققان عقیده دارند که این کوسه که در سواحل کشور گرینلند زندگی می‌کند، اگر نه طولانی‌ترین عمر، ولی یکی از بیشترین طول عمر‌ها را در بین جانوران دارد.

در گزارشی که در مجله معتبر ساینس منتشر شده، آمده است که این کوسه‌های عظیم‌الجثه تا سن ۱۵۰ سالگی به بلوغ نمی‌رسند و تنها بعد از آن است که قدرت جفت‌گیری پیدا می‌کنند. 

این گزارش نتیجه کار یک تیم بین‌المللی از دانشمندان -که رهبری آنها به عهده جولیوس نیلسون از دانشگاه کپنهاگ در دانمارک است- در آب‌های کشورهای گرینلند، نروژ و آمریکاست.

این محققان با روش تشخیص سن از روی کربن-۱۴، بر روی ۲۸ کوسه ماده که به طور تصادفی در تورهای ماهیگیران گرینلندی گرفتار شده بودند، به این نتیجه رسیدند. آنها لایه‌های چشمان این کوسه‌ها را برای یافتن میزان کربن-۱۴ بررسی کردند. کربن-۱۴ یک ایزوتوپ مشخص کربن است که در سال‌های دهه ۱۹۵۰ میلادی و همزمان با آزمایش‌های مربوط به بمب‌های اتمی وارد محیط زیست شد. 

چشم کوسه، وقتی هنوز در رحم مادر است شکل می‌گیرد. اگر کوسه در سال‌های ۱۹۶۰ حامله می‌بود، میزان کربن-۱۴ در لایه‌های چشم های بچه‌ها بیشتر می‌شود.

محققان دریافتند که بیشتر این کوسه‌ها بیش از ۵۰ سال عمر دارند. از آنجا که کوسه‌های گرینلند سالی یک سانتیمتر رشد می‌کنند، می‌شود سن آنها را با اندازه قدشان حدس زد.

با کنار هم گذاشتن نتایج بدست آمده از آزمایش‌های کربن-۱۴ و همینطور میزان قد این کوسه‌ها، محققان عمر پیرترین کوسه شناخته‌شده این سواحل را ۳۹۲ سال حدس زدند. کوسه بزرگ بعدی ۳۳۵ سال عمر داشت. آنها می‌گویند متوسط عمر این کوسه‌ها ۲۷۲ سال است. 

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

 

مدال، ۳ نقره و ۲ برنز در چهار دوره المپیک رکوردی است که بعید است کسی بتواند به این زودی‌ها حتی به آن نزدیک شود.مایکل فلپس ۳۱ ساله در ریو توانست با پنج مدال طلا بالاتر از هر ورزشکار دیگری بایستد. او از نظر بدنی چه ویژگی‌ای دارد که اینگونه رقبایش را مغلوب می‌کند.

. پاهای کوتاه‌تر؛ بالاتنه بلند او تناسبی با قد ۱۹۳ سانتیمتری او ندارد و متناسب کسی با قد ۲۰۷ سانتیمتر است و پایین تنه‌اش متناسب کسی با قد زیر ۱۸۰ سانتیمتر است. بنابراین بالا تنه‌اش که موتور حرکت اوست به او کمک می‌کند دستانش را با قدرتی بیشتری حرکت دهد و پاهای کوتاه‌تری را با خود بکشد.

 

۲. دستان بلندتر؛ به طور معمول اندازه از سر یک دست تا دست دیگر در صورتی که دست‌ها باز باشند، حدودا اندازه قد انسان است. اما این اندازه در بدن مایکل فلپس ۲۰۴ سانتیمتر است، یعنی ۱۱ سانتیمتر بلندتر از اندازه معمول.

۳. مفصل‌های نرم‌تر؛ انعطاف بیش از اندازه در مفصل‌های او از جمله آرنج‌ها و زانوها به او این امکان را می‌دهد که بتواند دست‌هایش بالاتر ببرد و زاویه پا زدنش را بیشتر کند.

۴. خستگی کمتر؛ ثابت شده که بدن فلپس ۵۰ درصد کمتر از رقبایش اسید لاکتیک تولید می‌کند. اسید لاکتیک کمتر موجب می‌شود که خستگی کمتری در بدن ایجاد شود؛ عامل دیگری که در یک روز بتواند در چند مسابقه پیاپی قهرمان شود.

۵. چرخش بیشتر؛ انعطاف در مفصل‌های قوزک پا به او این امکان را می‌دهد که نسبت به شناگران دیگر ۱۵ درجه بیشتر پایش را بچرخاند.

نکات دیگر

شماره پای کسی هم قد فلپس حدود ۴۶ است اما شماره پا او ۵۰ است، بنابراین پاهای او مانند پارو عمل می‌کند.

اندازه شش‌های او بیش از حد معمول است و می‌تواند هوای بیشتری در آن ذخیره کند.

انعطاف بدن او کمک می‌کند شروع بهتری داشته باشد و در برگشت‌ها بهتر سالتو بزند.

چربی کم بدن او کمک می‌کند سریع‌تر و راحت‌تر سرعت بگیرد.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

به گزارش مجله فوربس هیو گروزونر که در سن ۲۵ سالگی عنوان اشرافی دوک وستمینستر و ۹ میلیارد پوند ثروت خانوادگی را به ارث برده، اکنون سومین مالک بزرگ مستغلات بریتانیا و شصت و هشتمین فرد ثروتمند جهان است.

او پس از مرگ ناگهانی پدرش که روز سه‌شنبه روی داد، عنوان اشرافی هفتمین دوک وستمینستر را به ارث برده است. او سومین فرزند ولی تنها پسر خانواده است و قبل از دریافت این عنوان اشرافی لقب افتخاری ارل گروزونر را داشت. او در عین حال پدرخوانده پادشاه آینده بریتانیا، پسر خردسال شاهزاده ویلیام است.

روزنامه گاردین می‌نویسد در مورد دوک جوان وستمینستر شناخت چندانی وجود ندارد. او در دانشگاه نیوکاسل در رشته مدیریت اقتصاد روستايی تحصیل کرده است. خانواده‌اش به خاطر موقعیت ویژه او به عنوان وارث یکی از بزرگترین ثروت‌های خانوادگی در بریتانیا تلاش کرده جنبه‌های خصوصی زندگی او را محفوظ نگاه دارد.

اما زمانی که به عنوان پدرخوانده جوان و ثروتمند شاهزاده جورج، پسر خردسال ویلیام نوه ملکه بریتانیا، برگزیده شد توجه رسانه‌ها را به خود جلب کرد.

یکی دیگر از مواردی که رسانه‌ها آن را پوشش دادن جشن تولد ۲۱ سالگی او بود که از قرار معلوم پنج میلیون پوند هزینه داشت. حدود هشتصد مهمان به این مراسم دعوت شده بودند که یکی از آنها شاهزاده هری یکی از نوه‌های ملکه بریتانیا بود.

با وجودی که هیو گروزونر سومین فرزند است ولی بر اساس قوانین سنتی مربوط به وراثت که هنوز خانواده‌های اشرافی بریتانیا از آن تبعیت می‌کنند، او بر دو خواهر بزرگترش ارجحيت دارد. اموالی که به او به ارث رسیده شامل ۱۹۰ جریب زمین و مستغلات در بلگراویا، یکی از گرانقیمت‌ترین محلات شهر لندن، و هزاران جریب زمین در اسکاتلند و اسپانیا را نیز شامل می‌شود.

قانون سنتی وراثت سلطنت در سال ۲۰۱۳ و قبل از تولد شاهزاده جورج، اولین فرزند ویلیام نوه ملکه بریتانیا، لغو شد و در نتیجه مقام سلطنت از این پس به اولین فرزند فارغ از جنسیت او منتقل می‌شود.

برخی از مجلات بریتانیایی در مورد علاقه دوک جوان وستمینستر به جمع‌آوری کلکسیون شراب‌های قدیمی و علاقه او به آشنایی با دختران مطالبی نوشته‌اند و مجله ونیتی فیر به او «مالک نیمی از شهر لندن» لقب داده است.

روزنامه گاردین می‌افزاید برخلاف بسیاری از فرزندان خانواده‌های اشرافی و متمول بریتانیا دوک جوان وستمینستر در مدرسه‌های شبانه‌روزی تحصیل نکرده ولی تا قبل از ورود به دانشگاه، همیشه در یکی از مدرسه‌های خصوصی نزدیک به محل زندگی خانواده‌اش در چشایر درس خوانده است.

او در حال حاضر مدیر بخش حسابداری یک شرکت فناوری است که در زمینه بازیافت پس مانده محصولات کشاورزی و مواد غذایی کار می‌کند.

خانواده او از مدت‌ها پیش با خانواده سلطنتی بریتانیا روابط نزدیکی داشته و پدرش از دوستان بسیار نزدیک شاهزاده چارلز پسر ارشد ملکه بریتانیا بود. شاهزاده چارلز از مرگ دوک سابق وستمینستر به شدت متأثر شده، و ملکه بریتانیا و همسرش نیز در بیانیه‌ای مرگ او را تسلیت گفتند.

تاریخچه ثروت خانواده گروزونر به بیش از ۳۰۰ سال پیش برمی‌گردد. زمانی که یکی از اجداد دوک جوان با یک بانوی بسیار ثروتمند ازدواج کرد که علاوه بر کاخ و املاک وسیعی در ناحيه میدلسکس انگلستان صاحب بیش از ۵۰۰ جریب زمین در غرب لندن بود.

خانواده گروزونر در اوائل قرن هجدهم در بخشی از این زمین‌ها ساخت و ساز بزرگی انجام داد که به محله میفیر شهرت یافت. صد سال بعد آنها ساخت و ساز گسترده دیگری انجام دادند که محله بلگراویا نام دارد. هر دو این محلات در غرب مرکز شهر لندن واقع شده و یکی از گرانقیمت‌ترین محله‌های مسکونی جهان هستند.

این خانواده در پایان قرن نوزده و قرن بیستم تجارت مستغلات و مسکن خود را در کشورهای خارجی از جمله استرالیا، آمریکا، آسیا و اروپا توسعه داد.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

بسیاری از افراد گاه از سردی دست و پا شکایت می‌کنند، مخصوصا وقتی هوا سرد می شود. ولی سردی دست ها و پاها در برخی افراد که همیشه دچار این مشکل هستند مربوط به سرما نیست و می‌تواند نشان‌دهنده پایین بودن فشار خون باشد.

وقتی صحبت از فشار خون می‌شود، اغلب هشدارها متوجه خطرات و پیامدهای بالا بودن آن است. زیرا فشار خون بالاتر از۱۴۰/۹۰ میلیمتر جیوه خطر حمله قلبی و سکته را افزایش می‌دهد.

با این حال افرادی هم هستند که از پایین بودن فشار خون رنج می‌برند. طبق آمار در آلمان ۳ تا ۵ میلیون افراد به این عارضه مبتلا هستند. افت فشار خون اکثرا بی‌ضرر است اما در برخی موارد ممکن است نشان‌دهنده اختلالی جدی باشد.

طبق داده‌های سازمان بهداشت جهانی فشار خون زیر ۱۰۰/۶۰ در زنان و ۱۱۰/۷۰ در مردان پایین محسوب می‌شود و پزشک باید علت این عارضه را به دقت بررسی کند و دریابد که آیا پایین بودن فشار نتیجه یک اختلال ارگانیک است و یا موقت و گذراست.برای مثال ممکن است افت فشار خون ناشی از کم‌کاری غده تیروئید و یا نارسایی قلبی باشد.

انواع افت فشار خون

فشار خون پائین به خودی خود بیماری محسوب نمی‌شود. کسانی که به افت فشار خون مبتلا هستند در موقعیت‌های خاص که دچار سرگیجه و یا وزوز گوش می‌شوند و یا خسته هستند و دست و پای سرد دارند به این عارضه در خود پی‌می‌برند.

پزشکان افت فشار را به سه گونه تنظیمی، مزمن و اپیزودیک تقسیم بندی کرده‌اند. افت فشار تنظیمی هنگام تغییر فیزیکی سریع صورت می‌گیرد، برای مثال هنگامی که بدن از حالت دولا یا نشسته سریعا به حالت ایستاده تغییر حالت بدهد. در این حالت ممکن است شخص دچار سرگیجه شود. منظور از افت فشار مزمن یا اپیزودیک اختلال در سیستم گردش خون است که در این حالت شخص دچار ضعف حافظه یا خستگی سریع می‌شود.


افراد مسن باید بیش از همه افت فشار خون را جدی بگیرند چرا که ممکن است این عارضه در این افراد موجب لغزش و زمین خوردن و شکستگی استخوان شود.


درمان فشار خون پائین

فشار خون پائین در بیشتر موارد درمان دارویی ندارد. به جای آن بیشتر از روش‌های خوددرمانی استفاده می‌شود. استفاده از جوراب واریس می تواند به بهبود جریان خون و گردش خون و در نتیجه افزایش فشار خون کمک کند. با این حال قبل از استفاده از این جوراب ها باید پزشک مشورت شود.
تحرک نیز می‌تواند در موارد بروز افت فشار خون به تسریع گردش خون کمک کند. شخص مبتلا می‌تواند صبح‌ها پیش از برخاستن در حالت درازکش پا‌دوچرخه بزند. درغیر این صورت ممکن است حین برخاستن چشمش سیاهی برود یا دچار سرگیجه شود. به طور کل افرادی که افت فشار خون دارند باید موقع برخاستن از جا احتیاط کنند و آهسته بلند شوند.

ورزش‌های هوازی چون پیاده ‌روی، دوچرخه‌سواری و اسکی به بهبود فرد دچار افت فشار خون کمک می‌کند. همچنین تناوب بین دوش آب گرم و سرد سیستم قلبی- عروقی را تحریک کرده و به گردش خون کمک می‌کند.

چنانچه گرفتن دوش سرد ناخوشایند است می‌توان پاها را با آب‌گرم و بلافاصله آب سرد شستشو داد. البته همیشه در این مورد باید با پزشک معالج مشورت کرد زیرا تناوب بین دوش آب گرم و سرد برای مبتلایان به برخی بیماری‌های عروقی مضر است.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

هاینریش هیملر پس از آدولف هیتلر مقتدرترین چهره حزب نازی بود. او را مسئول اصلی هولوکاست می‌دانند. "تقویم کاری" هیملر که در آرشیوی در روسیه پیدا شده، پنجره‌ای جدید به سوی زندگی کاری و شخصی او گشوده است.

هاینریش هیلمر، فرمانده "اس‌اس" (شاخه نظامی حزب نازی) و یکی از چهر‌ه‌های پرنفوذ آلمان نازی بود. در سال ۲۰۱۳ "تقویم کاری" او در یکی از آرشیو‌های تاریخی روسیه پیدا شد؛ تقویمی که او ساعات قتل مخالفان، غذاخوردن و عشق‌بازی‌‌اش را دقیقا در آن یادداشت کرده بود.

حال تاریخدانان آلمانی نوشته‌های این تقویم را در معرض دید عموم قرار داده‌اند. این نوشته‌ها برای نخستین بار در روزنامه پرتیراژ آلمانی "بیلد" به چاپ رسیده‌اند.

این نمونه‌ای است از یادداشت هیملر که در آن به بازدیدش از گتوی ورشو اشاره کرده است؛ جایی که نازی‌ها صدهاهزار یهودی لهستانی را "حبس" کرده بودند. حال برای تاریخدانان مشخص شده که هدف از این دیدار تخلیه گتو بوده است.

چند روز پس از بازدید هیملر، یهودیان برای نخستین بار دست به مقاومت مسلحانه زدند تا به این ترتیب مانع از انتقال خود به اردوگاه کار اجباری شوند. در ماه آوریل شورشی بزرگ در این گتو به راه افتاد که نیروهای "اس‌اس" با خشونت هر چه تمام‌تر آن را سرکوب کردند.

مؤسسه تاریخی آلمان (DHI) مستقر در مسکو در یکی از آرشیوهای خود در سال ۲۰۱۳ به صورت تصادفی تقویم کاری هیملر را که سال‌ها در آنجا خاک خورده بود، پیدا کرد. تاریخدانان هیملر را دومین فرد قدرتمند حزب نازی، پس از آدولف هیتلر، معرفی می‌کنند.

هیملر که به هنگام مرگ در سال ۱۹۴۵، ۴۵ ساله بود، برنامه‌ریز و مدیر اردوگاه‌های کار اجباری، معمار لشکرکشی مرگبار نازی‌ها به شرق اروپا و کشتار یهودیان اروپا بود.

در دهه‌های گذشته تصور می‌رفت تقویم کاری هیملر از میان رفته باشد، اما کسی خبر نداشت که این تقویم که مربوط به سال ۱۹۴۳/۴۴ است، می‌تواند در تمام این سال‌ها جزو اسناد غارت‌شده توسط شوروی در آرشیو وزارت دفاع روسیه در شهر پودولسک، یکی از شهرهای بزرگ استان مسکو، از چشم‌ها پنهان مانده باشد.

تأیید اصالت یادداشت‌ها

این سند تاریخی با ارزش، نزدیک به هزار صفحه است و یادداشت‌های درج شده در آن با ماشین تحریر نگاشته شده‌اند. در این تقویم از نزدیک به ۱۶۰۰ نفر نام برده شده است.

ماتیاس اوول، یکی از کارشناسان مؤسسه تاریخی آلمان، به خبرگزاری آلمان می‌گوید: «ما اکنون می‌توانیم دقیقا بگوییم، هیملر بین سال ۱۹۴۳ تا ۱۹۴۴ در چه روزی با چه کسی دیدار کرده، کجاها اقامت داشته و چه کسانی جزو حلقه قدرتش بوده‌اند.»

در حال حاضر اسناد بسیار اندکی از نیمه دوم جنگ جهانی دوم، زمانی که هیتلر رفته رفته آلمان را به سوی شکست سوق می‌داد، بر جای باقی مانده است. بسیاری از اسناد آن زمان به هنگام پیشروی ارتش سرخ در برلین، به دست شوروی افتاد.

در سال ۱۹۹۱ تقویم کاری هیملر که رخدادهای سال ۱۹۴۱/۴۲ را پوشش می‌داد، در آرشیو تاریخی روسیه پیدا شد.

تاریخدانان آلمانی همکاری نزدیکی با آرشیو ارتش روسیه دارند، زیرا نزدیک به دو و نیم میلیون سند تاریخی و مهم متعلق به حزب نازی اکنون در این آرشیو دسته‌بندی شده‌اند.

به گفته ماتیاس اوول، در سال ۲۰۱۰ نخستین حدس و گمان‌ها در مورد پیدا شدن تقویم کاری هیملر (۱۹۴۳/۴۴) مطرح شد. سه سال طول کشید تا کارشناسان اصالت این یادداشت‌ها را بررسی و در نهایت تأیید کنند.

قرار است محتویات این تقویم تا پایان سال ۲۰۱۷ به صورت دو جلد کتاب همراه با توضیح و تفسیر مفصل منتشر شود.

دریچه‌ای به زندگی شخصی جلاد

تقویم کاری هیملر پنجره‌ای جدید را نیز به روی زندگی شخصی‌اش گشوده است. به واسطه اطلاعات مندرج در این تقویم می‌توان فهمید که هیملر از بیماری معده رنج می‌برده و پزشک شخصی‌اش اغلب او را ماساژ می‌داده است.

به طور مرتب نیز به چشم می‌خورد که هیملر یادداشت کرده که باید به "مامان و عروسک" تلفن بزند. منظور هیملر همسرش مارگارت و دخترش گودرون است که در شهری دیگر در بایرن زندگی می‌کردند.

هیملر با منشی سابق‌اش نیز رابطه عاشقانه داشته که حاصل آن دو فرزند بوده است. تاریخدانان حدس می‌زنند که عبارات "بازرسی" یا "در مسیر" که هیملر در تقویم‌اش نگاشته، در اصل دیدار با معشوقه و فرزندانش بوده که او به این ترتیب پنهان می‌کرده است.

پروفسور نیکلاس کاتسر، رئیس مؤسسه تاریخی مسکو، می‌گوید که از نظر او کنار هم قرار گرفتن دستورهای مرگبار و مسائل شخصی در تقویم کاری هیملر "دهشتناک‌ترین مسئله" قابل‌توجه در این تقویم است.

او اضافه می‌کند: «این در اصل چیزی هیولایی است که خودش را در این تقویم نشان می‌دهد.»

هیملر در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم سعی کرد برای ایجاد صلح با متفقین و غربی‌ها وارد مذاکره شود که این تلاش‌‌ها ناکام ماندند. پس از افشای این اقدام هیملر، او که مورد غضب هیتلر واقع شده بود، با اختیار کردن نامی جعلی فرار کرد، اما توسط بریتانیایی‌ها دستگیر شد.

هیملر در روز ۲۳ مه ۱۹۴۵ در اسارت خودکشی کرد.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

ایو پیت‌آنگوی، یکی از مشهورترین جراحان زیبایی جهان، در سن ۹۰ سالگی با زندگی وداع گفت. او که در برزیل به دنیا آمده بود، یک روز پیش از مرگ مشعل بازی‌های المپیک را در جریان افتتاحیه این رویداد بزرگ ورزشی حمل کرده بود.

ایو پیت‌‌آنگوی روز شنبه (۶ اوت/ ۱۶ مرداد) در خانه‌اش در شهر ریو دو ژانیرو دچار حمله قلبی شد و در سن ۹۰ سالگی چشم از جهان فروبست.

مهارت پیت‌آنگوی در جراحی زیبایی موجب شد تا برزیل به یکی از مقاصد اصلی مشتریان مشهور و ثروتمند تبدیل شود. البته او در مخفی نگاه‌داشتن هویت مشتریانش که هم از دنیای سرگرمی و هم از دنیای سیاست بودند، حساسیت زیادی به خرج می‌داد. او به قدری در کارش موفق بود که لقب "جراح ستاره‌ها" را به او داده بودند.

پیت‌آنگوی به رغم شهرت و ثروت فراوان بیماران کم‌‌بضاعت را نیز به طور رایگان ویزیت می‌کرد.

او در سال‌های نخست فعالیتش به عنوان جراح زیبایی، بخشی را در بیمارستان محل کارش برای درمان بیماران کم‌بضاعت به وجود آورد.

پس از چندی بیمارستان‌های دیگر نیز از این مدل پیروی کرده و به این ترتیب خدمات درمانی رایگان را در اختیار بیماران کم‌درآمدی قرار دادند که نیاز به جراحی پلاستیک‌های پرهزینه داشتند.

پیت‌آنگوی در سال ۱۹۶۱ در جریان آتش‌سوزی مهیبی که در ریو رخ داد، به کمک مصدومان شتافت و همراه با چند تن از همکارانش داوطلبانه به مدت سه روز و سه شب قربانیان این حادثه را که متحمل آسیب‌های جدی شده بودند، تحت عمل جراحی قرار داد. در این آتش‌سوزی بیش از ۵۰۰ نفر که بیشتر آنان کودک بودند، جان خود را از دست دادند.

پیت‌آنگوی اعتقاد داشت که جراحی زیبایی نیز می‌تواند همانند روانکاوی موانع درونی انسان‌ها را از میان برداشته و برای آنان کمک بزرگی باشد. او تأکید می‌کرد، تغییرات ظاهری می‌توانند گام مؤثری در افزایش اعتماد به نفس در انسان‌ها بردارند.

پیت‌آنگوی جراحان بسیاری را تربیت کرد و مقالات متعددی به قلم او در نشریات تخصصی به چاپ رسیدند.

این جراح شهیر برزیلی یک روز پیش از مرگ، در حالی که روی صندلی چرخدار نشسته بود، مشعل بازی‌های المپیک ریو را برای مسافتی حمل کرد.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

"مل گیبسون" و "شان پن" دو بازیگر سرشناس سینمای هالیوود در اثری از یک کارگردان ایرانی تبار همبازی می شوند، این فیلم "پروفسور و مرد دیوانه" نام دارد و فرهاد صفی نیا آن را کارگردانی خواهد کرد.

فیلم اقتباسی است از کتاب پرفروش "جراح کراتون: داستان قتل، جنون و عشق به کلمات" نوشته "سیمون وینچستر" و گوشه هایی از زندگی "جیمز مورای" خالق دیکشنری یا فرهنگ لغت "آکسفورد" و رابطه نامتعارف او با "سی مینور" افسر بازنشسته ارتش را به تصویر می کشد.

در ابتدا قرار بود "مل گیبسون" کارگردان فیلم باشد، اما به دلیل مشکلاتی که در زمان بندی این پروژه وجود داشت، "فرهاد صفی نیا" به عنوان کارگردان برگزیده شد. او یکی از نویسندگان فیلمنامه است و رابطه نزدیکی با مل گیبسون دارد.

هر چند که هنوز حضور "شان پن" به صورت قطعی در این فیلم مشخص نیست، اما مذاکرات به مراحل نهایی رسیده و ظاهرأ این هنرمند مطرح آمریکایی رضایت ضمنی خود را برای حضور در این پروژه اعلام کرده است.

رسانه های هنری با شور و هیجان زیادی از همبازی شدن این دو ستاره بزرگ هالیوود در فیلم "پروفسور و مرد دیوانه" استقبال کرده اند.

مل گیبسون در نقش "جیمز مورای" بازی می کند و " شان پن" در نقش "سی مینور" افسر بازنشسته ارتش به هنرنمایی می پردازد که در آسایشگاه روانی بستری بود؛ اما بیش از ۱۰ هزار واژه به فرهنگ نامه آکسفورد اضافه کرد.

گیبسون و پن از جمله بازیگران موفق و جنجالی سینمای آمریکا هستند که در آثار محبوب و پرفروشی حضور داشتند و طرفداران زیادی در جهان دارند. آنها در سال های اخیر تجربیاتی هم در زمینه کارگردانی داشتند.

فرهاد صفی نیا در تهران متولد شده و زمانی که چهار سال داشت همراه با خانواده به پاریس مهاجرت کرد و در نهایت ساکن لندن شد. او در کینگز کالج در کمبریج اقتصاد خواند و در دوران تحصیل، فعالیت های گوناگونی در تأتر و هنرهای نمایشی داشت.

فرهاد صفی نیا پس از پایان دانشگاه به آمریکا رفت و در رشته فیلم و سینما در نیویورک تحصیل کرد. او فعالیت های حرفه ای خود را با پروژهای کوچک شروع کرد، اما با فیلم "آخر الزمان" به اوج شهرت رسید.

مل گیبسون، که تحت تأثیر دید و نگاه این هرمند ایرانی تبار قرار گرفت، از او خواست تا در تکمیل سناریوی این فیلم همکاری کند.

بسیاری از منتقدان هنری موفقیت نسبی "آخر الزمان" را مدیون سناریوی منسجم و حرفه ای این سینماگر ایرانی تبار می دانند؛ موضوعی که باعث تثبیت موقعیت فرهاد صفی نیا در هالیوود شد.

او در سال های اخیر بیشتر در تهیه و تولید سریال های تلویزیونی مشارکت داشت؛ از جمله سریال" رئیس" در شبکه "استارز" که بیننده های زیادی داشت.

"پروفسور و مرد دیوانه" نخستین فیلم بلند فرهاد صفی نیا در مقام کارگردان است و با توجه به حضور مل گیبسون و شان پن در آن، از ارزش و اهمیت زیادی برای این هنرمند برخوردار است.

براساس برنامه اعلام شده، فیلم برداری ​"پروفسور و مرد دیوانه" در ماه سپتامبر در اروپا آغار می شود.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

           
برچسب:, ::
پیمان کیان.

یک مرد فرانسوی به نام فردریک دزنار می‌خواهد کارفرمای سابقش را به دادگاه بکشد، با این استدلال که کارش "بیش از حد حوصله‌سربر" بوده و او را به "مرده متحرک" بدل کرده. آقای دزنار مدیر یک شرکت فعال در حوزه عطر بوده و سالی ۸۰ هزار یورو حقوق می‌گرفته. او معتقد است شغل سابقش آن‌قدر کسالت‌بار بوده که زندگی حرفه‌ایش را نابود کرده و به همین خاطر باید ۳۶۰ هزار یورو خسارت بگیرد.

 اما آیا واقعا می‌شود کاری آن‌قدر ملال‌آور باشد که آدم نه از خستگی که از حوصله‌سررفتگی از پا در بیاید؟

استیو کاستر که زمانی بازاریاب بیمه بوده معتقد است می‌شود. می‌گوید: "نمی‌دانید چقدر کسالت‌بار بود. از فکر اینکه دوشنبه صبح باید دوباره سر کار بروم مریض می‌شدم. همه چیز یکنواخت بود: همان مسیر رفت‌وآمد، همان آدم‌ها، همان ناهار، همان صندلی که هر صبح رویش می‌نشینی."

 

آقای کاستر ۴۷ ساله است. به‌عنوان بازاریاب بیمه سالی ۴۰ هزار پوند می‌گرفته. می‌گوید هر کار می‌توانسته می‌کرده که از این یکنواختی فرار کند: "گاهی می‌رفتم توی مستراح می‌نشستم. اگر کسی چای می‌خواست سریع می‌رفتم برایش می‌آوردم. پشت مونیتور قایم می‌شدم و پرونده‌ها را دورم می‌ریختم انگار که سرم شلوغ است. اما در واقع هیچ کار نمی‌کردم."

او ۱۷ سال به همین شکل ادامه می‌دهد و سرانجام افسرده می‌شود.

می‌گوید: "قشنگ یادم است یک روز صبح بیدار شدم و نمی‌توانستم از تخت بیرون بیایم. نمی‌شد. زنگ زدم به رئیسم و گفتم 'من امروز نمی‌آیم'. پرسید چرا، گفتم 'نمی‌توانم'. حتی آن‌قدر برایم مهم نبود که بهانه بتراشم. وضع کارم طوری بود که روی رابطه‌ام هم اثر منفی گذاشته بود. انگار می‌خواستم عمدا همه چیز را خراب کنم. مشروب هم زیاد می‌خوردم. در نهایت رفتم پیش مشاور."

دکتر سندی مان که متخصص ملالت است، می‌گوید مشکل حوصله‌سررفتگی در کار مشکلی فراگیر و برای بسیاری "منبع جدی استرس" است.

او به تحقیقی که طی ۲۴ سال در مورد ۷۰۰۰ کارمند دولت بریتانیا انجام شده اشاره می‌کند و می‌گوید ملال ممکن است پیامدهایی ناگوار از جمله کم شدن طول عمر داشته باشد. (بین نمونه‌های تحقیق و در دوره ۲۴ ساله تحقیق، احتمال مرگ آنها که کارشان خیلی ملال‌آور بوده بیش از دیگران بوده.)

دکتر مان توضیح می‌دهد که منظور این نیست که آدم از ملال می‌میرد، اما ممکن است زودتر بمیرد چون اغلب برای فرار از آن به غذای ناسالم، الکل، مواد مخدر یا "کارهای پرخطر" روی می‌آورد.

در عین حال دکتر مان معقتد است حوصله‌سررفتگی گاه می‌تواند به خلاقیت کمک کند. او حتی بر همین مبنا کتابی نوشته به نام "چرا ملال خوب است" – و البته تاکید می‌کند که ملال درازمدت و شدید بحثی دیگر است.

دکتر مان می‌گوید پرونده فردریک دزنار فرانسوی پرونده مهمی است چون ممکن است باعث شود سازمان‌ها مسئله ملال را جدی‌تر بگیرند – همان‌طور که بعد از مدت‌ها استرس تأثیر مخرب آن را جدی گرفتند.

آن‌طور که ویناند فان تیلبورگ، استاد روان‌شناسی کینگز کالج لندن، می‌گوید، روان‌شناس‌ها "ملال" را بیماری نمی‌دانند – هرچند از قدیم می‌دانسته‌اند که مایه عذاب شدید است. آقای فان تیلبپرگ به سخن معروف اریش فروم، روان‌شناس آلمانی، اشاره می‌کند که می‌گفت جهنم "جایی است که همیشه حوصله‌ات سر رفته باشد."

 

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

مارنی نیکسون که با لقب خواننده نامرئی هالیوود شناخته می‌شد در سن ۸۶ سالگی درگذشت.این خواننده بدون آنکه نامی از او برده شود در بسیاری از فیلم‌های موزیکال هالیوود به جای هنرپیشه‌های مشهور آهنگ می‌خواند.

او در فیلم بانوی زیبای من آوازهای اودری هپبورن، ستاره محبوب هالیوود را خواند و در سلطان و من جای دبورا کار، خوانندگی کرد.صدای او روی صحنه‌های آوازخوانی مریلین مونرو و ناتالی وود هم در فیلم‌های کلاسیک هالیوود استفاده شده بود.

خانم نیکسون روز یکشنبه ۲۴ ژوئیه بر اثر سرطان پستان درگذشت.

او برای دوره‌ای طولانی از فعالیت حرفه‌ایش ناشناس بود چون استودیوهای بزرگ هالیوود در آن زمان با او قراردادی امضا کرده بودند که بر اساس آن خانم نیکسون نمی‌توانست هویت خود را به عنوان خواننده و اقعی فیلم‌های موزیکال فاش کند.هویت مارنی نیکسون زمانی آشکار شد که دبورا کار، ستاره سلطان و من، در یک مصاحبه از او یاد کرد و کارش را ستود.

خانم نیکسون کارش را مانند یک بدلکار و در ارتباط نزدیک با ستاره‌های فیلم دنبال می‌کرد تا بتواند حس آنها را روی پرده منتقل کند.او در مصاحبه‌ای به واشنگتن پست گفته بودکه دبورا کار دوست داشت نتیجه کار طوری باشد که انگار خودش واقعا دارد می‌خواند و می‌خواست حرکت ماهیچه‌ها و کش آمدن دهان و فک مثل حرکات خودش باشد.

اودری هپبورن زمان فیلمبرداری بانوی زیبای من مارنی نیکسون را با ماشینش به سر صحنه می‌برد و از نردیک با او کار می‌کرد تا مطمئن شوند اجرا و صدای روی آن با هم می‌خواند. 

با وجود این همه بازیگران و ستاره‌های هالیوود شیفته کار او نبودند.ناتالی وود که نقش ماریا را در داستان وست ساید بازی می‌کرد فکر می‌کرد که مارنی نیکسون فقط قرار است نوت‌های بالا را جای او بخواند. اما رابرت وایز، کارگردان فیلم، ایده دیگری داشت.

خانم نیکسون در مصاحبه‌ای گفت "او (ناتالی وود) نمی‌‌دانست هر چه خوانده قرار است دور ریخته شود و صدای من جایگزین آن شود. فکر نمی‌کنم این چندان با غرور ناتالی وود سازگار بوده باشد."

صفحه آهنگ‌های فیلم با نام ناتالی وود به بازار رفت و سه میلیون نسخه فروخت بدون آن که یک سنت از طرف استودیو نصیب مارنی نیکسون شود. اما سرانجام لئونارد برنشتاین، آهنگساز فیلم، یک چهارم از سهم خود را در اختیار مارنی نیکسون گذاشت.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

از آغاز قرن بیستم کتاب "تارزان در قبیله میمون‌ها" اثر ادگار رایس باروز جهانیان را مجذوب خود کرده است. این اثر بارها و بارها در عرصه سینما و تلویزیون شخصیت‌پردازی شده است.

ابرانسان‌ها سینماهای سراسر جهان را فتح کرده‌اند و در حقیقت جهان سینما سرشار از ابرقهرمان‌هایی است که به انسان‌ها یادآوری می‌کنند که در دام روزمرگی گرفتار شده‌اند. از اوایل قرن پیش انسان مشتاق به ماجراهایی است که او را از محیط کار در دفتر و کارخانه دور کنند. فرار از واقعیات بسیار پیشتر از ظهور هنر هفتم ضرورت خلق اثری چون "تارزان در قبیله میمون‌ها" را ایجاب کرده است.

"ادگار رایس باروز"، خالق تارزان و همتای آمریکایی "کارل مای" نویسنده خیال‌پرداز آلمانی است. کارل مای همچون باروز تمام دارایی‌اش را صرف شخصیت داستان‌‌هایش "وینه‌تو" کرد. تارزان و وینه‌تو شخصیت اید‌آل رمانتیکی را تجسم می‌بخشند که در واقعیت وجود خارجی ندارد. 

باروز پس از دو بار تلاش ناموفق سرانجام در سال ۱۹۱۴ با انتشار کتاب "تارزان در قبیله میمون‌ها" در نیویورک به شهرت و رفاه رسید. سرنوشت مرد نجیب‌زاده‌ای که در کودکی پس از گم شدن در جنگلی در آفریقا توسط میمون‌ها بزرگ می‌شود، همه را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

درست ۴ سال بعد فیلمی صامت بر اساس این کتاب در هالیوود به روی پرده رفت که ابتدا بلافاصله با استقبال زیادی مواجه شد ولی در ادامه درخشش چندانی در عرصه سینما نداشت.

در سال ۱۹۳۲ هالیوود جانی ویسمولر قهرمان شنا را به عنوان بهترین بازیگر نقش تارزان برگزید. او برنده ۵ مدال طلا و رکوردشکن شنای کرال مسافت بلند در بازیهای المپیک بود که قرار شد به عنوان سلطان جنگل ایفای نقش کند و به قدری هوادار پیدا کرد که تنها یک سال بعد ارنست شودسک با فیلم کینگ‌کنگ توانست گوی شهرت را در سینمای تخیلی از او برباید.

ویسمولر بارها و بارها از درختی به درخت دیگر تاب خورد تا خود را به جین برساند و چیتا در این میان شاهد دلدادگی آن دو بود.

مارین سالیوان بین سالهای ۱۹۳۲ تا ۱۹۴۲ روی هم ۶ بار در نقش "جین" نورچشمی تارزان بازی کرده است. داستان عشق این دو بی‌شباهت به داستان آفرینش و زوج آدم و حوا نیست.

زیبایی معصومانه ویسمولر در هیچ بازیگر دیگری که تا کنون به عنوان تارزان ایفای نقش کرده، دیده نمی‌شود، نه در "لکس بارکرز" و نه در "گوردون اسکات" و نه "رن الی" . کریستوف لامبرت آخرین بازیگری بود که نقش این ابرانسان جنگل را در فیلم "افسانه تارزان" محصول ۱۹۸۴ ایفا کرد.

تازه‌ترین نسخه فیلم "افسانه تارزان" (Legend of Tarzan) محصول ۲۰۱۶ و به کارگرانی دیوید یتس ساخته شده است. بازیگران این فیلم الکساندر اسکارسگارد سوئدی در نقش تارزان و مارگو رابی استرالیایی در نقش جین هستند.

در این فیلم تارزان بعد از مدتی زندگی با حیوانات درنده برای تجربه زندگی در شهر به کنگو باز می‌گردد. او برای یکی از بازرگانان شهر مشغول به کار می‌شود، غافل از این که در دام یک تله مرگبار افتاده و راه نجاتی ندارد.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

هپاتیت به کبد حمله می‌کند و در بدترین حالت می‌تواند به التهاب شدید کبد (سیروز) یا سرطان کبد منجر شود. اما انواع مختلف هپاتیت یکسان نیستند.

هپاتیت A

بیماری هپاتیت A بوسیله ویروس هپاتیت A ایجاد می‌شود. هپاتیت A می‌تواند به التهاب کبد منجر شود اما معمولا تبدیل به یک بیماری مزمن نمی‌شود. در برخی از موارد، بیماران حتی بدون درمان بهبود می‌یابند. این ویروس اغلب از طریق تماس با آب یا غذای آلوده و همچنین از طریق تماس با مدفوع یا با انسان مبتلا به هپاتیت A انتقال می‌یابد.

ویروس هپاتیت A در سراسر جهان شیوع دارد. سازمان بهداشت جهانی (WHO) شمار افرادی که سالانه به هپاتیت A مبتلا می‌شوند را حدود یک میلیون و ۴۰۰ هزار نفر تخمین زده است. بخش بزرگی از جمعیت مبتلایان به هپاتیت A در کشورهای در حال توسعه زندگی می‌کنند. شرایط بهداشتی نامطلوب، نبود تصفیه‌خانه‌های آب و امکانات بهداشتی دیگر از دلایل اصلی گسترش این ویروس در مناطق محروم است. خبر خوب در این ارتباط این است که واکسن هپاتیت A کشف شده است و افراد می‌توانند به خصوص پیش از سفر به مناطقی که این بیماری در آن‌ها شیوع دارد خود را در مقابل این ویروس ایمن سازند.

هپاتیت B

شما می‌توانید خود را با یک واکسن در برابر این نوع بسیار خطرناک از هپاتیت ایمن کنید. هپاتیت B می‌تواند به مرگ منجر شود. حدود ۲۴۰ میلیون نفر در سراسر جهان از هپاتیت B مزمن رنج می‌برند و هر سال حدود ۶۰۰ هزار نفر جان خود را بر اثر این بیماری از دست می‌دهند.

این ویروس از طریق خون یا دیگر ترشحات بدن فرد آلوده به بیماری منتقل می‌شود. این بیماری معمولا به التهاب مزمن کبد و سپس به سیروز (التهاب شدید کبد) یا سرطان کبد می‌انجامد.

هپاتیت C

هپاتیت C می‌تواند به اندازه هپاتیت B کشنده باشد. با این حال، گاهی اوقات روند پیشرفت این بیماری بسیار کند است و در نهایت فقط به یک عفونت حاد تبدیل می‌شود. اما هپاتیت C از هپاتیت B خطرناک‌تر است زیرا هنوز هیچ واکسنی برای آن وجود ندارد. بسیاری از مردم ناقل ویروس هپاتیت C هستند بدون آن‌که به این موضوع آگاه باشند. این بیماری در بیشتر موارد از راه خون انتقال می‌یابد.

ویروس هپاتیت C در سال ۱۹۸۸ کشف شد و دانشمندان آن را "ویروس-غیر-A-غیرB-" نامیدند. در آن زمان، امکان تشخیص وجود این ویروس در خون‌های اهدایی وجود نداشت. به همین دلیل بسیاری از مبتلایان به این بیماری کسانی هستند که به آن‌ها خون آلوده تزریق شده است. امروزه شایع‌ترین راه انتقال این نوع هپاتیت از طریق سرنگ آلوده به خصوص میان افراد دچار اعتیاد است. این بیماری سالانه ۳۵۰ هزار نفر را در جهان به کام مرگ می‌کشد.

آزمایش‌های اخیر درباره درمان هپاتیت C با داروهای ضد ویروسی بسیار امیدوارکننده‌اند. در چندین مورد، وضعیت بیمارانی که درمان طولانی مدت دریافت کرده‌اند به شکل قابل توجهی بهبود یافته است.

هپاتیت D

تنها کسانی به هپاتیت D مبتلا می‌شوند که پیشتر ویروس هپاتیت B وارد بدنشان شده باشد. این ویروس بر روی سطح پروتئینی ویروس هپاتیت B رشد می‌کند. بنابراین فردی که واکسن هپاتیت B را زده باشد در مقابل هپاتیت D نیز ایمن است.

هپاتیت E

این نوع از هپاتیت بخصوص در جنوب شرقی آسیا دیده می‌شود و اغلب در طول فصل "بادهای موسمی" (Monsoon) یا با جاری شدن سیل شیوع می‌یابد. ویروس هپاتیت E از طریق آب آلوده و حتی حیوانات انتقال پیدا می‌کند. این بیماری می‌تواند بسیار شدید‌تر از هپاتیت A ظاهر شود و بسته به سرعت و کیفیت درمان حتی مرگبار باشد. هپاتیت E برای زنان باردار بسیار خطرناک است. در کشور چین استفاده از واکسن هپاتیت E از سال ۲۰۱۲ مجاز اعلام شده است.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

گرفتگی عضلانی، انقباض ناگهانی و غیرارادی یک یا چند عضله از بدن شما می‌باشد. آیا تا به حال به هنگام شب با یک حالت گرفتگی ناگهانی و دردناک ماهیچه در دست و پای خود از خواب بیدار شده‌اید یا با این حالت در هنگام راه رفتن یا دویدن متوقف شده‌اید؟ می‌دانید که گرفتگی عضلانی موجب پدید آمدن درد آزاردهنده‌ای می‌شود؟!

گرچه عموماً این گرفتگی‌های عضلانی بی‌ضرر هستند، اما ماهیچه ها را تحت تاثیر قرار داده و نمی توان به طور موقت از آنها استفاده کرد. انجام ورزش‌های طولانی مدت یا کارهای سخت فیزیکی خصوصاً در آب و هوای گرم، ممکن است منجر به گرفتگی عضلانی شود. شما معمولاً می‌توانید گرفتگی عضلانی را در خانه و با اقدامات مراقبتی خود درمان نمایید.

نشانه ها

اغلب گرفتگی‌های عضلانی در ماهیچه‌های پا ایجاد می‌شوند، خصوصاً در عضلات ناحیه ساق پا. علاوه بر درد ناگهانی و تند وتیز، ممکن است توده سفتی از بافت ماهیچه‌ای را نیز زیر پوست خود حس کرده یا آن را ببینید.

علت

استفاده بیش از حد از یک ماهیچه، کم‌آبی، کشش ماهیچه، یا حتی به مدت طولانی در یک وضعیت ثابت قرار گرفتن می‌تواند منجر به گرفتگی عضلانی شود. هر چند در بسیاری از موارد علت دقیق ایجاد گرفتگی عضلانی مشخص نمی‌باشد. گرچه بسیاری از گرفتگی‌های عضلانی بی‌ضرر هستند اما در برخی موارد هم ممکن است بدلیل موقعیت‌های پزشکی اتفاق بیفتد مانند:

ذخیره ناکافی خون:

تنگ شدن سرخرگ‌هایی که خون را به پاهای شما می‌رسانند (آرترواسکلروزیس عروق اندام‌های انتهایی) نیز می‌توانند دردی شبیه به درد گرفتگی عضلانی را در پاهای شما به هنگام ورزش ایجاد کنند که معمولاً این گرفتگی‌ها به زودی بعد از اتمام ورزش و فعالیت های بدنی از بین می‌روند.

به هم‌فشردگی اعصاب:

به هم‌فشردگی اعصاب در ستون فقرات(تنگی مهره‌های کانال کمر) نیز می‌تواند دردی شبیه به درد گرفتگی عضلانی در پاهای شما ایجاد کند. معمولاً هر چه بیشتر راه بروید درد تشدید می‌شود. راه رفتن در حالتی که کمی به سمت جلو خم شده‌اید، ممکن است شدت علایم را در شما بهبود بخشد یا آن را به تاخیر بیاندازد.

کاهش و تخلیه ذخایر معدنی:

مقادیر خیلی اندک املاح پتاسیم، کلسیم یا منیزیم در رژیم غذایی شما می‌تواند علت گرفتگی عضلانی در پای شما باشد. داروهای ادرارآور یا مدر(دیورتیک‌ها) و تجویز داروهایی که اغلب در بیماری افزایش جریان خون توصیه می‌شوند نیز، می‌توانند منجر به کاهش این مواد معدنی گردند.

عوامل خطر

عواملی که می‌تواند موجب افزایش خطر گرفتگی‌های عضلانی شود شامل موارد زیر است:

سن:

افراد مسن و سالخورده، توده عضلانی خود را از دست می‌دهند، بنابراین عضلات و ماهیچه‌های باقیمانده در آنها به راحتی خسته می‌شوند، این امر می‌تواند احتمال خطر گرفتگی‌های عضلانی را افزایش دهد.

کم‌آبی:

ورزشکارانی که در حین تمرین در آب و هوای گرم خسته و کم‌ آب می‌شوند، اغلب دچار گرفتگی‌های عضلانی می‌شوند.

حاملگی:

گرفتگی‌های عضلانی در طول دوران حاملگی بیشتر شایع می‌باشد.

موقعیت‌ها و شرایط پزشکی:

اگر شما مبتلا به بیماری دیابت یا اختلالات اعصاب، کبد یا تیروئید هستید، ممکن است بیشتردر معرض ابتلاء به گرفتگی‌های عضلانی قرار بگیرید.

آمادگی برای ویزیت پزشک

اگر بطور مکرر دچار گرفتگی‌های عضلانی می‌شوید و با اقدامات خود درمانی از بین نمی‌روند، قرار ملاقاتی با پزشک خود داشته باشید. وقتی نزد پزشک می‌روید، صورتی از اطلاعات پزشکی کلیدی خود را تهیه کنید، شامل هر گونه آلرژی یا موقعیت‌های پزشکی، و نیز اسامی تمامی داروها، ویتامین‌ها و مکمل‌هایی که مصرف می‌کنید را نیز یادداشت کنید.

پزشک احتمالاً سوالاتی را از شما می‌پرسد که به او در تصمیم گیری جهت اینکه از شما آزمایشاتی به عمل آورد یا به پزشک متخصص ارجاعتان دهد کمک می‌کند.

برای اینکه بهترین نتیجه را از وعده ملاقات با پزشکتان داشته باشید از پیش جواب این سوالات را در نظر داشته باشید:

• چه وقت برای اولین بار دچار گرفتگی عضلانی شدید؟
• تناوب و شدت گرفتگی‌های عضلانی در شما چگونه می‌باشد؟
• آیا مورد به‌خصوصی موجب گرفتگی عضلانی در شما شده است مانند انجام ورزش و فعالیت ملایم یا شدید؟
• آیا وقتی در حالت استراحت هستید دچار گرفتگی عضلانی می‌شوید؟
• آیا با کشش و منبسط کردن گرفتگی عضلانی شما تسکین داده می‌شود؟
• آیا علائم دیگری مانند ضعف عضلانی، درد یا این احساس که یک پا یا دست یاعضوی از بدنتان به خواب برود را دارید؟
• آیا کسی از اقوام نزدیک خونی شما سابقه ابتلاء به گرفتگی عضلانی را دارند؟
• آیا متوجه هیچگونه تغییری در ادرارتان پس از انجام ورزش و فعالیت بدنی شده‌اید؟
• آیا از داروهای recreational یا افزایش حجم عضلانی ورزشی استفاده ‌می‌کنید؟

چه زمانی به پزشک مراجعه کنیم؟

معمولاً گرفتگی‌های عضلانی به خودی خود از بین می‌روند و به ندرت آنقدر جدی هستند که نیاز به مراقبت‌های خاص پزشکی داشته باشند، چنانچه گرفتگی عضلانی شما شامل موارد زیر بود سریعاً به پزشک مراجعه کنید:

• ایجاد ناراحتی طاقت فرسا و شدید.
• تورم ناحیه پا، قرمزی یا تغییرات پوستی.
• ضعف عضلانی پا.
• درد وگرفتگی عضلانی پا که بارها و بارها و بطور مکرر اتفاق بیافتد.
• با مراقبت های اولیه در منزل بهبود نیابد.
• همراه با ورزش شدید اتفاق بیفتد.

درمان دارویی

شما معمولاً می‌توانید گرفتگی‌های عضلانی را با اقدامات خود در منزل درمان نمائید.
پزشک می‌تواند تمرینات ورزشی کششی را که شدت گرفتگی‌های عضلانی را کاهش می‌دهد به شما آموزش می دهد.

اینکه اطمینان داشته باشید بدنتان هیچگاه دچار کم‌آبی نشود نیز کمک بزرگی به این امر می‌کند.
در مورد گرفتگی‌های عضلانی که دوباره عود می‌کنند و باعث مختل گردیدن خواب شما می‌شوند، شاید نیاز باشد که پزشکتان داروهایی برای شل کردن ماهیچه‌هایتان تجویز کند.

سایر درمان‌ها:

مصرف مکمل‌های ویتامین ب کمپلکس برای کمک به کنترل گرفتگی‌های عضلانی پا، توسط برخی پزشکان توصیه می‌شود. هر چند تحقیقات بیشتری در این زمینه لازم است.

نکات اساسی درمان

اگر دچار گرفتگی عضلانی می‌شوید، انجام اعمال زیر می‌تواند تسکین‌دهنده باشد:

کشش و ماساژ:

ماهیچه و عضله منقبض شده را کشیده، منبسط کنید، سپس آن را به آرامی مالش دهید تا آزاد و شل شود. در مورد گرفتگی ماهیچه ساق پا ، وزن خود را بر روی پای منقبض شده قرار دهید و زانوی خود را به آرامی خم کنید. اگر قادر به ایستادن نیستید در حالیکه پای منقبض خود را باز کرده‌اید بر روی زمین یا صندلی بنشینید.

سعی کنید راس پای آسیب دیده خود را در همان حالی که پای شما همچنان راست و مستقیم باقی مانده است، به سمت سر خود بالا بکشید. این حالت به برطرف شدن گرفتگی عضلات عقب ران شما نیز کمک می‌کند. برای گرفتگی عضلات ماهیچه چهار سر جلوی پا نیز از یک صندلی استفاده کنید، در حالیکه محکم بر روی آن نشسته‌اید، سعی کنید پای آسیب دیده خود را به سمت باسن خود بکشید.

استفاده از گرما یا سرما:

از یک حوله گرم یا تشک برقی بر روی ماهیچه‌های سفت و گرفته خود استفاده کنید.
دوش گرفتن با آب گرم یا جریان آب گرم بر روی ماهیچه منقبض شده نیز می‌تواند موثر باشد.
ماساژ دادن ماهیچه منقبض شده با یخ نیز می‌تواند به کاهش درد کمک کند.

پیشگیری

اقدامات زیر می‌تواند به جلوگیری از گرفتگی‌های عضلانی کمک کند:

از کم‌آبی پرهیز کنید:

در طول روز مقادیر زیادی آب و مایعات بنوشید. این مقدار به آنچه که می‌خورید، جنسیت، میزان فعالیت، آب و هوا، میزان سلامتی، سن و هر گونه دارویی که مصرف می‌کنید دارد.

مایعات به ماهیچه‌های شما کمک می‌کند که منقبض شده و سپس به حالت آرامش خود برگردند. همینطور سلول‌های ماهیچه‌ای را پرآب نگاه داشته و از تحریک‌پذیری آنها جلوگیری می‌کند.

در فواصل زمانی مشخص و در طول فعالیت، مصرف مایعات را جهت تامین ذخایر مایعات بدن فراموش نکنید و به نوشیدن آب و مایعا ت دیگر بعد از اتمام فعالیت ها نیز ادامه دهید.

ماهیچه‌های خود را منبسط کنید:

زمانیکه می‌خواهید ازماهیچه خود برای یک مدت طولانی استفاده کنید، قبل و بعد از آن، به خوبی ماهیچه را منبسط کرده و آن را بکشید.

اگر به هنگام شب دچارعارضه گرفتگی عضلانی در پای خود می‌شوید، قبل از اینکه بخوابید پای خود را منبسط و شل نمایید. ورزش‌های سبک مثل پا زدن برروی یک دوچرخه ثابت برای چند دقیقه قبل از زمان خواب، می‌تواند به جلوگیری از گرفتگی عضلانی به هنگام خواب کمک کند.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

پورتون داون، مرکز انجام بیشترین پژوهش های نظامی کاملا محرمانه است. بودجه این مرکز ۵۰۰ میلیون پوند در سال است و بیش از سه هزار دانشمند در این تسهیلات کار می‌کنند.

پورتون داون، بحث انگیزترین انستیتوی علمی بریتانیاست. مردم، اطلاعات درستی در باره این تسهیلات ندارند و عده‌ای آن را ترسناک‌ترین مرکز بررسی‌های علمی بریتانیا می‌دانند.

پورتون داون، که در منطقه‌ای به وسعت ۷ هزار جریب احداث شده، ۱۰۰ سال قبل در جریان جنگ جهانی اول و در واکنش به حملاتی که آلمان با گاز کلر، انجام می‌داد تاسیس شد. هزاران سرباز که هیچ ایده‌ای در باره آنچه با آن مواجه شده بودند نداشتند در اثرتماس با گاز شیمیایی با درد و رنج جان باختند یا دچار سوختگی شدند. طولی نکشید که گازهای خردل و فسژن هم به گاز کلر اضافه شدند.

لرد کیتچنر، که در آن موقع وزیر مشاور در امور جنگ بریتانیا بود، خواستار واکنش فوری به این نوع حملات شد و همین درخواست بود که به تاسیس پورتون داون، انجامید. دانشمندانی که در این محل مشغول کار شده بودند بلافاصله تهیه ماسک های ضد گاز و آزمایشات با هدف حمله به آلمانی‌ها با گازهای شیمیایی را شروع کردند. نتیجه این حملات تلافی جویانه موجب مرگ و مجروح شدن صدها هزار سرباز و غیرنظامی شد.

در سال ۱۹۲۵، قدرت های بزرگ جهانی که این ماجرا آنان را وحشت زده کرده بود، پروتکل ژنو را امضا کردند که به موجب آن استفاده از تسلیحات شیمیایی- ولی نه ساخت آن- ممنوع می‌شد.

در دهه ۱۹۵۰، یعنی در دوران جنگ سرد دانشمندان پورتو داون، دو ماده جدید شیمیایی کشف کردند که هنوز از یکی از آنها در برخی مواقع علیه مردم استفاده می‌شود. این گاز سی اس، خوانده می شود (حروف اول نام و نام خانوادگی کاشف آن) ولی به نام گاز اشک آور شهرت دارد.

گاز اشک آور کشنده نیست و در بعضی از مناطق جهان برای مهار جمعیت مورد استفاده قرار می‌گیرد. ولی در بریتانیا تنها کسانی که عامدا هدف حمله با این گاز قرار می‌گیرند نیروهای ارتشی هستند که به کارگیری گاز اشک آور بخشی از تمریناتشان محسوب می‌شود. 

تولید گازهای شیمیایی خطرناک

گاز اشک آور خطرناک نیست ولی یک ماده شیمیایی دیگر یعنی یک گاز مخرب اعصاب موسوم به ماده زهرآلود ایکس یا وی ایکس، که در دهه ۱۹۵۰ در پورتون داون ساخته شد، خطرناک است. تماس حتی کوتاه مدت با این گاز مانند سایر گازهای اعصاب از جمله سارین، (اولین بار آلمانی ها در دهه ۱۹۳۰آن را تولید کردند) به سرعت به تشنج و فلج شدن و مرگ منجر می شود.

در ماه مارس سال ۱۹۸۸ در جریان حمله نیروهای صدام حسین به حلبچه با گاز سارین و گاز خردل، دست کم ۵ هزار کرد اعم از زن و مرد و کودک جان خود را از دست دادند. اخیرا نیز شواهدی به دست آمده که نشان می دهد در سوریه از گاز سارین در حمله به غیرنظامیان استفاده شده است.

امروزه ماموریت پورتون داون، صرفا دفاعی است. کار این مرکز پیدا کردن راه های بهتر برای حفاظت از نیروهای بریتانیایی در مقابل حملات است. بعضی از فعالیت های این مرکز به برنامه های علمی – تخیلی بی شباهت نیست.

به طور مثال دانشمندان پورتون داون، با دانشگاه بیرمنگام، برای ساخت دستگاهی همکاری می کنند که بتواند کوچکترین نوسان در نیروی جاذبه را ردیابی کند. آنها امیدوارند که در آینده ممکن است با استفاده از این دستگاه داخل دیوارها و اعماق زمین را ببینند.

ولی یکی از ترسناک‌ترین قسمت این پژوهش‌ها، مشاهده تحقیقاتی بود که دانشمندان این مرکز در باره خطرهای احتمالی بیولوژیکی انجام می‌دادند.

به طور مثال این نگرانی وجود دارد که گروه‌های تروریستی ممکن است تصمیم بگیرند با بمب‌های میکربی که دارای چیزی شبیه ویروس ابولا هستند حمله کنند. نرخ مهلک بودن این بمب ۹۰درصد است.

آزمایشی که در یک لابراتوار که از نظر امنیتی در بالاترین سطح قرار دارد صورت می گرفت نشان می‌داد که این امکان بالقوه وجود دارد که از ویروس ابولا به عنوان تسلیحات استفاده شود. البته خوشبختانه در حال حاضر برای چنین استفاده‌ای موانع مهم تکنیکی و عملی وجود دارد.

فکر کردن به این موضوع که آینده نگری و واکنش موفقیت آمیز به تهدیدهای جدید، همان کاری است که دانشمندان پورتون داون، در طی صد سال گذشته انجام داده اند، باعث خوشحالی من شده بود.

فعالیت های پورتون داون در ۱۰۰ سال اخیر

  • ۱۹۱۶: احداث تاسیسات در ۳ هزار جریب زمین
  • ۱۹۲۰: شروع بررسی‌ها به منظور محافظت تمام بدن در مقابل گاز خردل
  • ۱۹۳۰: دانشمندان پورتون داون، برای محاسبه خطر حملات شیمیایی و میکربی، در متروی لندن آزمایشاتی انجام دادند
  • ۱۹۴۰: توسعه محل و شروع پژوهش‌ها در باره جنگ افزارهای میکربی
  • ۱۹۴۶: شروع تحقیقات دانشمندان در باره گازهایی که در جنگ به کارمی رود و نیز گازهای اعصاب با کمک پرسنل نظامی داوطلب
  • ۱۹۸۹: پایان آزمایشات در مورد گاز اعصاب
  • ۱۹۹۷: آغاز به کار کنوانسیون تسلیحات شیمیایی که تمام کشورهای عضو را ملزم می‌کند تسلیحات شیمیایی و تسهیلات تولید آن را از بین ببرند
  • ۱۹۹۹: پلیس ویلشایر تحقیقات چهار ساله خود در مورد آزمایشاتی را شروع کرد که ۵۰ سال قبل بر روی انسان در پورتون داون، صورت گرفته بود
  • ۲۰۰۸: وزارت دفاع بریتانیا به ۳۶۰ سرباز قدیمی که آزمایشات بر روی آنها انجام شده بود ۳ میلیون پوند غرامت پرداخت کرد ولی از قبول مسئولیت شانه خالی کرد
  • ۲۰۱۳: دانشمندان پورتون داون، برای ردیابی سارین، بر روی نمونه هایی که از سوریه آورده شده بود آزمایشاتی انجام دادند

 

اگر چه ممکن است بسیاری اسم پورتون داون را شنیده باشند، کمتر کسی می‌داند داخل این مرکز چه می‌گذرد.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

این سوال که ما چرا اینجا هستیم برای آدم های مختلف معانی مختلفی دارد، اما در رشته فیزیک ذرات سوالی است که شاید به یافتن جواب آن نزدیک باشیم. 

نتایج آزمایشی که هفته پیش در ۲۷امین کنفرانس بین المللی فیزیک نوترینو و اخترفیزیک (نوترینو ۲۰۱۶) ارائه شد می تواند اختلاف بسیار ناچیز میان ماده و ضدماده که باعث پیدایش کیهان شد را توضیح دهد.

اگر حدود ۱۳.۸۲ میلیارد سال عقب برگردیم، جهان در نقطه شروع پیدایش یعنی مه‌بانگ (بیگ بنگ) بود.

از نوترینو چه می دانیم؟

نوترینو یک ذره بنیادی تشکیل دهنده کیهان است، و به عناصر ریزتر تجزیه نمی شود.

وجود این ذره ابتدا در سال ۱۹۳۰ از سوی ولفگانگ پالی پیش بینی شده بود و در سال ۱۹۵۵ توسط فردریک رینز و کلاید کوان کشف شد.

قبلا تصور می شد که نوترینو جرم ندارد، اما اکنون سبک ترین ذره دارای جرم شناخته می شود.

جرم آن ۴ میلیونیم الکترون است. نوترینو دومین ذره فراوان در کیهان است.

هر ۶۰ ثانیه یک میلیارد نوترینوی پرتاب شده از خورشید از ناحیه ای به اندازه ناخن دست شما رد می شود.

این ماده به راحتی از زمین رد می شود بی آنکه به مانعی برخورد کند و برای همین اندازه گیری آن بسیار دشوار است.

به اصطلاح فیزیکدان ها سه طعم مختلف از این ذره وجود دارد:‌ نوترینوی الکترونی، نوترینوی میونی و نوترینوی تائو.هر نوترینو یک همتای ضدنوترینو دارد. 

براساس درک کنونی که با کمک فیزیک داریم، در آن زمان میزان ماده و ضدماده یکی بود. اما این مشکل بزرگی ایجاد می کند چون وقتی یک ذره از ماده به همتای ضدماده‌اش برخورد می کند هر دو ناپدید می شوند و فقط مقداری انرژی به صورت نور ساطع می شود.

بنابراین ما نباید اینجا باشیم و جهان نباید حاوی چیزی جز نور باشد.

اما یک دهم میلیاردم ماده ای که در مه‌بانگ تولید شد از این تصادم جان به در برده و همین ماده باقی مانده است که همه آنچه در اطراف خود و در کیهان می بینیم را تشکیل می دهد.

فیزیکدان ها برای اینکه بدانند چرا این مقدار کم ماده به جا مانده، در جست‌وجوی تفاوت ناچیز میان ماده و ضدماده برآمدند.

به نظر می رسد که نوترینو، یک ذره بنیادی تشکیل دهنده ماده که همه جا هست، این تفاوت را آشکار می کند.

نوترینو که تحقیقات مربوط به آن منجر به اعطای جایزه نوبل ۲۰۱۵ شد در سه "طعم" مختلف ظاهر می شود: نوترینوی الکترونی، نوترینوی میونی و نوترینوی تائو. این تغییر طعم به نوسان های نوترونی معروف است.

پروفسور هیروهیسا تاناکا از دانشگاه تورنتو و از دست‌اندرکاران پروژه موسوم به "توکای تا کامیوکا" (T۲K) در ژاپن در برنامه "علم در عمل" بی بی سی گفت که در این پروژه چگونه در مورد نوسان های نوترینو و معادل ضدماده آن تحقیق می شود.

"ما در ژاپن از یک شتاب دهنده ذرات برای تولید نوترینویی از یک نوع و پرتاب آن در عرض ژاپن در یک فاصله ۲۹۵ کیلومتری استفاده می کنیم. بعد این ذره در آن سوی کشور در ردیاب سوپر-کامیوکانده به دام می افتد و مطالعه می شود."

وقتی این نوترینو به دستگاه ردیابی که در دل معدن متروکه کامیوکا زیر کوه های غرب ژاپن رسید، پروفسور تاناکا و تیم تی۲کی بررسی می کنند که آیا طعم هیچ کدام از ذرات ردیابی شده عوض شده است یا نه.

پروفسور تاناکا توضیح داد که سه سال قبل در همین آزمایش مشاهده شده بود که نوترینوی میونی به نوترینوی الکترونی تغییر می کند.

در سال ۲۰۱۴ این تیم آزمایش را عوض کرد تا بتواند ضدنوترینو را از این سوی ژاپن به آن سو پرتاب کند. پروفسور تاناکا در توضیح نتایج گفت:‌ "اولین نتایج ما حاکیست که فرآیند نوترینو (نوسان نوترینویی) به دلیلی بیش از فرآیند ضدنوترینویی اتفاق می افند."

این اولین نشانه است که عدم تقارن فرضی یا عدم توازن میان نوترینو و ضدنوترینو عملا وجود دارد. با این حال اثبات این مساله نیازمند اطلاعات بیشتر است.

با این حال آزمایش های مشابه در آمریکا که نتایج آن در همین کنفرانس اعلام شد موید همین تصویر است.

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

از قدیم گفته‌اند اگر به دنیا لبخند بزنی، دنیا هم به رویت لبخند می‌زند. اما با توجه به یک تحقیق جدید شاید درست‌تر باشد اگر در مورد واژه "دنیا" کمی وسواس ‌به خرج دهیم.

یک تیم پژوهشی بین‌المللی در آکادمی علوم لهستان دریافته‌ که لبخند زدن در همه فرهنگ‌ها معنایی یکسان ندارد؛ در برخی کشورها لبخند زدن زیاد، نزد مردم نشانه حماقت به شمار می‌رود اما در عوض در برخی دیگر از کشورها کسانی که اغلب متبسم هستند، افرادی باهوش‌تر شناخته می‌شوند.

این تیم پژوهشی به سرپرستی کوبا کریس، عکس ۸ نفر را به بیش از ۵۲۰۰ دانشجو در ۴۴ کشور نشان داد. در این عکس‌ها هر نفر در دو حالت مختلف دیده می‌شود: یک بار با لبخندی بر لب و بار دیگر با حالتی خنثی.

تمامی عکس‌ها به صورت تصادفی به پرسش‌شوندگان نشان داده شد و از آنها خواستند تا بگویند به نظرشان افرادی که در عکس می‌بینند تا چه اندازه باهوش‌اند. از شرکت‌کنندگان در این پژوهش همچنین پرسیده شد که این افراد تا چه اندازه صادق به نظر می‌‌رسند.

"افراد متبسم، انسان‌هایی صادق هستند"

پژوهشگران با بررسی پاسخ‌ها نتوانستند الگوی جغرافیایی معینی برای موضوع هوش بیابند. پاسخ‌دهندگان در فرانسه گفته بودند که افراد لبخند به لب بیش‌تر احمق به نظر می‌آیند، در آلمان اما پاسخ‌دهندگان خلاف این را گفته و این افراد را باهوش دانسته بودند.

پژوهشگران همچنین دریافتند ارزیابی لبخند ارتباطی با سطح رفاه و توسعه کشور محل سکونت پرسش‌شوندگان ندارد. اما در عوض آنها با در نظر گرفتن عامل "تفاوت ‌فرهنگی" به این نتیجه رسیدند در کشورهایی که مردم عمل‌گرا بوده و خود را با آینده‌ای نامطمئن تطبیق می‌دهند، لبخند به عنوان نشانه‌ای غیرقابل توجیه از امنیت و اطمینان خاطر است و به همین دلیل عملی احمقانه ارزیابی می‌شود.

این تحقیق همچنین روشن ساخت فساد اقتصادی نیز در ارزیابی لبخند نقشی درخور ایفا می‌کند. هر چه در یک کشور فساد اقتصادی کمتر باشد، افراد خندان قابل‌اعتمادتر به نظر می‌آیند.

نتیجه قابل‌توجهی که این تحقیق به طور کلی به دست داده، این است که تقریبا در سراسر جهان افراد متبسم به عنوان انسان‌هایی صادق ارزیابی می‌شوند.

البته باید تأکید کرد که لبخند جعلی به سرعت قابل شناسایی است و برای برانگیختن اعتماد دیگران نمی‌توان دست به دامان تبسم‌های دروغین شد.

 

ثبت دامنه آسایشگاه خیریه کهریزک

درباره تارنما


به تارنمای جندی شاپور البرز خوش آمدید. دانشگاه گندی شاپور در عصر خود بزرگترین مرکز فرهنگی شد. دانشجویان و استادان از اکناف جهان بدان روی می‌آوردند. مسیحیان نسطوری در آن دانشگاه پذیرفته شدند و ترجمه سریانی‌های آثار یونانی در طب وفلسفه را به ارمغان آوردندنو افلاطونیها در آنجا بذر صوفی گری کاشتند. سنت طبی هندوستان، ایران، سوریه و یونان در هم آمیخت و یک مکتب درمانی شکوفا را به وجود آورد.
آخرین نوشتارها
نگارندگان



Alternative content


شروع کد ساعت -->

آمار وبلاگ:
 

بازدید امروز : 2384
بازدید دیروز : 822
بازدید هفته : 13155
بازدید ماه : 78606
بازدید کل : 1667035
تعداد مطالب : 2059
تعداد نظرات : 424
تعداد آنلاین : 3

وبلاگ

قالب